IdeBook.ir
مشخصات محصول
نویسنده
مهشید تهرانی
ویرایش
-
مترجم
-
صفحات
528 صفحه
انتشارات
وزن
502 گرم
شابک
تیراژ
-
قطع
سال
1404
تصویرگر
-
جلد
شومیز

کتاب بهانه ای برای ماندن نشر شادان

معرفی کتاب بهانه ای برای ماندن نشر شادان

نویسنده مهشید تهرانی
انتشارات شادان
ناموجود
رقعی
1404
کتاب بهانه ای برای ماندن، اثر مهشید تهرانی، در بازار نشر ایران، توزیع شده است.

کتاب بهانه ای برای ماندن نشر شادان

معرفی کتاب بهانه ای برای ماندن نشر شادان

ناموجود
رقعی
1404
کتاب بهانه ای برای ماندن، اثر مهشید تهرانی، در بازار نشر ایران، توزیع شده است. این محصول در سال 1404 توسط انتشارات شادان، به چاپ رسیده است. این محصول در قطع و اندازه‌ی رقعی، در سایت ایده بوک قرار دارد.

بهانه ای برای ماندن نشر شادان

اثر مهشید تهرانی

مشخصات محصول

نویسنده
مهشید تهرانی
ویرایش
-
مترجم
-
صفحات
528 صفحه
انتشارات
وزن
502 گرم
شابک
تیراژ
-
قطع
سال
1404
تصویرگر
-
جلد
شومیز

مقدمه

در میان دهها صفت خوب و بد که برخی را اکتسابی و برخی را ذاتی میدانند کینه ورزی از آن صفت های به اصطلاح دو سر باخت است! اگرچه من نمیدانم آیا کینه ورزی در ذات و از بدو تولد با هرکس است و یا این که در طی زندگی آن را کسب میکند و در درون خویش پرورش میدهد!
گفتم «دو سر باخت چون فرد کینه جو هم به دیگری آسیب و آزار میرساند و هم به خودش در واقع شخص کینه جو وقتی از کسی ـ به هر دلیل درست یا غلط . کینه ای به دل میگیرد ابتدا آن را در دل خود مثل بذری می کارد و خواسته یا ناخواسته شروع به پرورش و رشد آن می کند تخم کینه که کاشته میشود همانند سلولی سرطانی در ذهن رشد میکند و ناخواسته تمام وجود آدم را فرا میگیرد..... مثل حرکت و گسترش سم در بدن این چند جمله را به عنوان درس اخلاق بیان نکردم که بی تردید شما بهتر و بیشتر این مطالب را میدانید بلکه خواستم تأکید کنم بر همان عبارت «دو سر باخت!» میگویند نمیتوان کسی را آزرد و بیشتر از او آزرده نشد نمیتوان کینه ورزید و خود بیشتر از طرف مقابل آزار ندید این مثل یک قانون نانوشته است که در روح زندگی جاریست ولی گاهی اوقات افرادی با روحی بزرگ را میبینم که دلیل کافی برای کینه به دل گرفتن دارند اما برای آرامش روح خود از کینه جویی دوری میکنند اینان یاد گرفته اند

گوشه ای از کتاب

اتاقهای هتلها بود ،زیبا ،تمیز بی روح و بی خاطره سعی کردم به این فکر نکنم که چه آدمهایی و به چه دلایلی پیش از این در این اتاق بوده اند گذشته به من ربطی نداشت حال هم چنگی به دل نمیزد؛ اما اینده هم ترسناک و هم و هم انگیز به نظر ضربه ای به در اتاق خورد؛ جواب ندادم. انگار زیاد هم منتظر جواب نبود میرسید در را باز کرد و وارد شد اصلا به طرفش برنگشتم کمی صبر کرد بعد :پرسید چمدونت را باز نمی کنی؟ جواب ندادم. گفت: «حالت خوبه؟» حرفی نزدم. با لحنی عصبی گفت:
اگه کاری داشتی به نساء بگو؛ من دارم میرم بیرون.... چند لحظه صبر کرد. حتما منتظر اعتراض از سوی من بود. اما هیچ نگفتم. دوباره با همان لحن گفت: «شنیدی بی اینکه نگاهش کنم گفتم: «به سلامت...» من میرم بیرون.....در را محکم به هم کوبید و رفت اگر توانی در وجودم بود حتماً دوباره با صدای بلند ترسیدم و چراغ را روشن کردم. حالا با رسیدن شب، بوی نم و رطوبت هوا در اتاق پیچیده بود. به شوفاژ گرم اتاقم دست زدم خواستم دوش بگیرم، اما حوصله ام نیامد. گوشه چمدانم را باز کردم و گرمکن کلاه دارم را روی بلوزی که به تن داشتم پوشیدم. در اتاق را باز کردم. طبقه بالا تاریک بود؛ اما نوری از طبقه پایین میدیدم. آهسته از پله ها پایین رفتم. حداقل چراغ سالن روشن بود به اطرافم نگاه کردم. تنها بودم. به آشپزخانه رفتم که مثل همه جای ویلا مجهز و کامل بود. سینک جلوی پنجره قرار داشت. کتری را آب می کردم که دستی به پنجره خورد از ترس عقب رفتم. اما نساء بود که دوستانه دستی تکان داد و اشاره کرد که از در ساختمان وارد می شود. رفتارش به نظرم عجیب می آمد. او همسر سرایدار ویلا بود و من همسر مالک آن همین ساعتی پیش با هم آشنا شده و هنوز دو کلمه هم حرف نزده بودیم. پس چرا آنقدر احساس صمیمیت می کرد؟ تا در را برایش باز کنم با خودم تکرار کردم نساء اولین می خندیدم. 

دیدگاه کاربران

دیدگاه شما

هنوز دیدگاهی برای این محصول ثبت نشده است. اولین نفر باشید.

CAPTCHA

با ثبت دیدگاه، موافقت خود را با قوانین انتشار دیدگاه در ایده‌بوک اعلام می‌کنید.

مشاهده قوانین ثبت دیدگاه
  1. 1 فقط درباره همین محصول و تجربه واقعی‌تان بنویسید.
  2. 2 از زبان مؤدبانه استفاده کنید؛ توهین منتشر نمی‌شود.
  3. 3 سؤال را در بخش پرسش و پاسخ بپرسید، نه در دیدگاه.
  4. 4 تبلیغات، لینک و شماره تماس درج نکنید.
  5. 5 دیدگاه پس از بررسی تیم محتوا منتشر می‌شود.
مشاهده قوانین کامل ایده بوک

پرسش خود را بپرسید

درباره این محصول سوال دارید؟
پرسش خود را ثبت کنید تا پاسخ بگیرید

مشاهده قوانین پرسش و پاسخ
  1. 1 پرسش باید مشخص و مربوط به همین محصول باشد.
  2. 2 وضعیت سفارش را از حساب کاربری پیگیری کنید.
  3. 3 قبل از پرسش، موارد مشابه را مرور کنید.
  4. 4 پاسخ ممکن است از خریداران یا ایده بوک باشد.
  5. 5 پرسش پس از بررسی محتوا منتشر می‌شود.
مشاهده قوانین کامل ایده بوک
پشتیبانی ایده‌بوک

در حال اتصال…