جستجوهای اخیر
جستجوهای پرطرفدار
با مرجعیت یافتن منطق جدید در فضای آکادمیک فلسفی (فلسفه تحلیلی) از اوایل قرن بیستم و انتشار مقالهٔ کارل پوپر در مجله ذهن که حمله ای به هگل و دیالکتیک او بود فضایی ضدهگلی در جامعۀ فلسفه تحلیلی به وجود آمد. ریشه های این ضدیت با نظام فکری هگل به فلسفۀ اتمیسم منطقی راسل و پرینکیپیا اتیکای مور باز می گردد اما نقدهای بعدی که هگل را متهم به تناقض باوری می کردند تیر خلاصی بر پیکره هگلیان بود. مضمون همۀ آن نقدها این بود که «کسی که تناقض را باور داشته باشد جز مهملات نمی تواند چیز دیگری بگوید». در حوزۀ منطق جدید، آثار گراهام پریست و شکل گیری منطق های فراسازگار تناقض باور رهیافتی نو برای دیدن منطق هگل به آکادمی هدیه داد. این کتاب بازخوانی منطقی هگل در منطق جدید است و به این پرسش پاسخ می دهد که آیا از منطق هگل می توان قرائتی فراسازگار داشت یا خیر.
منبع: ناشر کتاب
با مرجعیت یافتن منطق جدید در فضای آکادمیک فلسفی (فلسفه تحلیلی) از اوایل قرن بیستم و انتشار مقالهٔ کارل پوپر در مجله ذهن که حمله ای به هگل و دیالکتیک او بود فضایی ضدهگلی در جامعۀ فلسفه تحلیلی به وجود آمد. ریشه های این ضدیت با نظام فکری هگل به فلسفۀ اتمیسم منطقی راسل و پرینکیپیا اتیکای مور باز می گردد اما نقدهای بعدی که هگل را متهم به تناقض باوری می کردند تیر خلاصی بر پیکره هگلیان بود. مضمون همۀ آن نقدها این بود که «کسی که تناقض را باور داشته باشد جز مهملات نمی تواند چیز دیگری بگوید». در حوزۀ منطق جدید، آثار گراهام پریست و شکل گیری منطق های فراسازگار تناقض باور رهیافتی نو برای دیدن منطق هگل به آکادمی هدیه داد. این کتاب بازخوانی منطقی هگل در منطق جدید است و به این پرسش پاسخ می دهد که آیا از منطق هگل می توان قرائتی فراسازگار داشت یا خیر.
منبع: ناشر کتاب
95,000
پس از مناقشات جدی برتراند راسل در متافیزیک) و جرج ادوارد مور در اخلاق علیه فضای ایده آلیستی فلسفه در انگلستان که تحت سلطه آرای بردلی و مک تاگارت بود فلسفه تحلیلی با کنار زدن ایده آلیسم در فضای فلسفی رویای پروراندن فلسفه نو را پایه گذاری کرد راسل متاثر از لایبنیتس که در باب روابط مطالعه میکرد ادعای هگلی مک تاگارت را مبنی بر اینکه روابط در بردارنده تناقض هستند رد کرد و به هگل اتهام زد که هگل ساختار جهان را همانند ارسطو به اشتباه ساختاری موضوع محمولی میفهمیده است. راسل خطای هگل در متافیزیک را معلول این امر میدانست که او همچنان پایبند به بنیادهای متافیزیکی منطق حدي ارسطویی است و در نتیجه مونیسم هگلی را یک سوء تعبیر از جهان معرفی می کرد.
راسل راه برون رفت از سوء تعبیر هگلی را در ارائه یک نظریه تسویر یافت؛ نظریه ای که به ما این امکان را میداد تا بتوانیم محمولهای چند موضعی مرتبه اول داشته باشیم و متافیزیک متناظر با آن یعنی اتمیسم منطقی را عرضه کنیم. اتهامات راسل و مور تا حد زیادی از حیث نظری نظام فلسفی هگل را تا سالهای متمادی غیر قابل دفاع کرده بود اما برای اولین بار در فضای فلسفه تحلیلی، ویلفرد سلرز در اثر ۱۹۵۶ خویش روح جدیدی به آکادمی فلسفه بخشید و با اشاراتی به هگل و بینشهای او جریان جدیدی را با عنوان مکتب پیتسبورگ به راه انداخت نتیجه مهم کار سلرز را میتوان در آثار شاگردان مهم او یعنی رابرت برندم و جان مک داول مشاهده کرد؛ کتاب ذهن و جهان مک داول از امکان فلسفه ذهن هگلی سخن میگفت و کتاب داستانهای مردگان قدرتمند برندم نیز امکان قرائتی انتاج گرایانه را از منطق هگل فراهم میکرد کوشندگان میخواستند نشان دهند
فصل اول
مقدمه ای بر منطق های فراسازگار:
فهم این نکته که هگل یک دوحقیقت باور است؟ یا خیر؟ پیش از هر چیزی در گرو فهمِ دقیقِ مفهومِ دوحقیقت باوری است. نکته ی مهمِ دیگر در فهم اولا دوحقیقت باوری و ثانیا فراسازگاری برای ما این است که با ترمینوبوژی خاص منطق جدید، می توانیم قرائت های مختلف از منطقِ هگل را صورتبندی کنیم و چنین کاری هم از ابهام جلوگیری می کند و هم حشو و اطناب متن را تا حدِ مقبولی کم خواهد کرد. اما برای فهمِ این دو مفهومِ پایه ما نیاز داریم که پیش تر مفهوم تناقض را در منطق بشناسیم و بدانیم که LNC چه سیر تاریخی ای را طی کرده است که بدل به یک دگم تنومند شده است. بنابراین در این فصل ابتدا به توضیح مجملی از این مفاهیم پایه می پردازم و سپس مواجهه ی منطقِ کلاسیک و منطق های فراسازگار را با آن توضیح خواهم داد.
درباره این محصول سوال دارید؟
پرسش خود را ثبت کنید تا پاسخ بگیرید
تلگرام
واتساپ
کپی لینک