این کتاب یک رمان اسطوره گرای فارسی است که نثری شاعرانه و کهن نما دارد. «یکلیا»، دختر «اَمَصیا»، پادشاه اسرائیل، به واسطه عشقش به چوپان پدرش (کوشَی) مجازات شده است. پادشاه، چوپان را می کشد و پیراهن رنگارنگ باکرگی دختر را مقابل خیمه مقدس اجتماع بر تنش می درد و او را از اورشلیم می راند. یکلیا، شبی شیطان را در دشت ملاقات می کند و این دو در طول شب گفت وگوهایی در باب تنهایی و عشق دارند. یکلیا می گوید شکست در عشق او را تنها کرده اما شیطان اذعان دارد که انسان همیشه تنها بوده است. او «یهوه» را مسئول همه پستی های انسان می داند و اینکه یهوه انسان را بازیچه خود کرده و همه گناه ها را بر گردن شیطان انداخته است. شیطان برای یکلیا داستان یک شب در اورشلیمِ کهن را بازمی گوید. شبی که شیطان می خواهد اساس این شهر را برهم بریزد. او برای مقابله با یهوه، زن زیبایی به نام «تامار» را به سراغ «میکاه شاه» - نماینده یهوه- می فرستد. میکاه تحت تأثیر سخنان پسرعمویش «عسابا» که فردی ضد دین و خوشباش است دل به تامار می بازد و دچار غضب یهوه و نیز خشم مردم می شود. او بین دو قطب عسابا و «امنونِ عابد» قرار می گیرد و... .
کتاب یکلیا و تنهایی او
یکلیا و تنهایی او
موجود
معرفی محصول
این کتاب یک رمان اسطوره گرای فارسی است که نثری شاعرانه و کهن نما دارد. «یکلیا»، دختر «اَمَصیا»، پادشاه اسرائیل، به واسطه عشقش به چوپان پدرش (کوشَی) مجازات شده است. پادشاه، چوپان را می کشد و پیراهن رنگارنگ باکرگی دختر را مقابل خیمه مقدس اجتماع بر تنش می درد و او را از اورشلیم می راند. یکلیا، شبی شیطان را در دشت ملاقات می کند و این دو در طول شب گفت وگوهایی در باب تنهایی و عشق دارند. یکلیا می گوید شکست در عشق او را تنها کرده اما شیطان اذعان دارد که انسان همیشه تنها بوده است. او «یهوه» را مسئول همه پستی های انسان می داند و اینکه یهوه انسان را بازیچه خود کرده و همه گناه ها را بر گردن شیطان انداخته است. شیطان برای یکلیا داستان یک شب در اورشلیمِ کهن را بازمی گوید. شبی که شیطان می خواهد اساس این شهر را برهم بریزد. او برای مقابله با یهوه، زن زیبایی به نام «تامار» را به سراغ «میکاه شاه» - نماینده یهوه- می فرستد. میکاه تحت تأثیر سخنان پسرعمویش «عسابا» که فردی ضد دین و خوشباش است دل به تامار می بازد و دچار غضب یهوه و نیز خشم مردم می شود. او بین دو قطب عسابا و «امنونِ عابد» قرار می گیرد و... .
این کتاب یک رمان اسطوره گرای فارسی است که نثری شاعرانه و کهن نما دارد. «یکلیا»، دختر «اَمَصیا»، پادشاه اسرائیل، به واسطه عشقش به چوپان پدرش (کوشَی) مجازات شده است. پادشاه، چوپان را می کشد و پیراهن رنگارنگ باکرگی دختر را مقابل خیمه مقدس اجتماع بر تنش می درد و او را از اورشلیم می راند. یکلیا، شبی شیطان را در دشت ملاقات می کند و این دو در طول شب گفت وگوهایی در باب تنهایی و عشق دارند. یکلیا می گوید شکست در عشق او را تنها کرده اما شیطان اذعان دارد که انسان همیشه تنها بوده است. او «یهوه» را مسئول همه پستی های انسان می داند و اینکه یهوه انسان را بازیچه خود کرده و همه گناه ها را بر گردن شیطان انداخته است. شیطان برای یکلیا داستان یک شب در اورشلیمِ کهن را بازمی گوید. شبی که شیطان می خواهد اساس این شهر را برهم بریزد. او برای مقابله با یهوه، زن زیبایی به نام «تامار» را به سراغ «میکاه شاه» - نماینده یهوه- می فرستد. میکاه تحت تأثیر سخنان پسرعمویش «عسابا» که فردی ضد دین و خوشباش است دل به تامار می بازد و دچار غضب یهوه و نیز خشم مردم می شود. او بین دو قطب عسابا و «امنونِ عابد» قرار می گیرد و... .
در حال حاضر مطلبی درباره تقی مدرسی
در دسترس نمیباشد. همکاران ما در بخش
محتوا،
به
مرور،
نویسندگان را بررسی و مطلبی از آنها را در این بخش قرار خواهند داد. با توجه
به
تعداد
بسیار
زیاد
نویسندگان این سایت، درج اطلاعات تکمیلی، نقد و بررسی تمامی آنها، کاری
زمانبر
خواهد
بود؛
لذا
در
صورتی که کاربران سایت برای مطلبی از نویسنده، از طریق صفحه
ارتباط با ما
درخواست دهند، تهیه و درج محتوای برای آن نویسنده در اولویت
قرار
خواهد
گرفت.ضمنا
اگر شما کاربر ارجمندِ سایت ایدهبوک، این نویسنده را می شناسید یا حتی اگر
خود،
نویسنده
هستید
و
تمایل دارید با مطلبی جذاب و مفید، سایرین را به مطالعهی کتاب ترغیب و
دعوت
کنید،
می
توانید
محتوای مورد نظرتان را از صفحه ارتباط با ما
ارسال
نمایید.
دیدگاه کاربران
دیدگاه شما
پرسش خود را بپرسید
درباره این محصول سوال دارید؟ پرسش خود را ثبت کنید تا پاسخ بگیرید
تلگرام
واتساپ
کپی لینک