کتاب
خنده در تاریکی(مروارید)،
اثر ولادمیر ولادمیروویچ ناباکوف،
با ترجمهی امید نیکفرجام،
در بازار نشر ایران، توزیع شده است.
کتاب خنده در تاریکی قطع رقعی نشر مروارید
چاپ یازدهم
موجود
کتاب
خنده در تاریکی(مروارید)،
اثر ولادمیر ولادمیروویچ ناباکوف،
با ترجمهی امید نیکفرجام،
در بازار نشر ایران، توزیع شده است. این محصول
در سال 1403
توسط انتشارات مروارید،
به چاپ رسیده است.
این محصول
در قطع و اندازهی رقعی،
در سایت ایده بوک قرار دارد.
این کتاب داستان زندگی مرد آلمانی ثروتمند و با احترامی است که دلداده دختری بسیار جوان می شود، او زنش را رها می کند تا به معشوق دست یابد و اما در جریان داستان درگیر ماجراهایی می شود که او را به بدبختی و فلاکت می کشانند. نویسنده سنجیده، ماهرانه و هنرمندانه با زبانی طنزآمیز از عشق، خیانت، تردید و شک می گوید. گزیده ای از کتاب این صحنه دیگر هرگز تکرار نشد. مارگو آن قدر عاشق زندگی ای شده بود که آلبینوس می توانست به او بدهد- زندگی ای سرشار از شکوه و جلال فیلمی درجه یک با درخت های نخل و گل های رز که به دست باد تکان می خورند (چون سرزمین فیلم بسیار بادخیز است و همیشه در آن باد می آید)- و آن قدر می ترسید که آن را در یک چشم به هم زدن از دست بدهد که جرأت خطر کردن نداشت؛ در واقع حتا برای مدتی خصیصه ی اصلی اش یعنی اعتماد به نفس را از دست داد…
این داستان ترجمه دیگری است از رمان خنده در تاریکی اثر ناباکوف (1889 - 1977) نویسنده روسی. در این رمان "آلبینوس" مردی میانسال و تهیه کننده ای موفق است که با دختری جوان به نام "مارگو" آشنا می شود. او به دلیل عشق به این دختر، همسر و خانواده اش را ترک می کند. او پس از خیانت دختر طی تصادفی نابینا و خانه نشین می شود تا سرانجام به کمک برادرزنش به خانه باز گردانده می شود؛ اما.....
گوشه ای از کتاب
آلبینوس همان طور که مجبور شده بود خود را عادت دهد که با مارگو از هنر حرف نزند، چون از آن چیزی نمی دانست و اهمیتی هم به آن نمی داد، حالا مجبور بود یاد بگیرد رنج و عذاب خود را از روزهای اول زندگی شان در آپارتمان قدیمی اش، که ده سال را با همسرش در آن سر کرده بود، از او پنهان کند. دور و برش پر از چیزهایی بود که الیزابت را به یادش می آوردند، هدایای او به خودش و هدایای خودش به او. در چشم های فریدا نکوهشی سنگین و حزن انگیز را می خواند، و هنوز یک هفته نشده بود که فریدا پس از اینکه با تحقیر به دومین یا سومین ملامت و سرکوفت پر سر و صدای مارگو گوش داد از آنجا رفت.
به نظر آلبینوس می رسید که اتاق خواب و اتاق بچه با نگاهی خیره و تأثیرگذار و معصومانه سرزنشش می کنند-مخصوصاً اتاق خواب، چون مارگو بلافاصله اتاق بچه را خالی کرده و آن را به اتاق پینگ پنگ تبدیل کرده بود. اما اتاق خواب… شب اول آلبینوس فکر کرد می تواند بوی ضعیف عطر زنش را تشخیص دهد و این فکر آن قدر او را افسرده و آزرده ساخت که مارگو کلی به حجب و حیای نامنتظره اش خندید.
اولین تلفن پس از بازگشت شان برایش شکنجه بود. دوستی قدیمی زنگ زده بود تا بپرسد در ایتالیا به آن ها خوش گذشته یا نه، حال الیزابت چطور است و آیا می تواند یکشنبه صبح با زن او به کنسرت برود.
آلبینوس با تلاش فراوان گفت: «راستش ما فعلاً جدا از هم زندگی می کنیم.»
خبر این تغییر در زندگی آلبینوس خیلی زود همه جا پیچید، گرچه واقعاً امیدوار بود کسی نفهمد که معشوقه اش با او زندگی می کند، وقتی شروع به مهمانی دادن کردند، این اقدام احتیاطی معمول را در پیش گرفت که مارگو در آخر مهمانی با دیگر مهمانان برود و ده دقیقه بعد به خانه بازگردد.
زاده ۲۲ آوریل ۱۸۹۹ در سنت پترزبورگ. نابوکوف در فرمهای گوناگون ادبی همچون داستان کوتاه، رمان، ترجمه و نقد ادبی فعالیت داشته و آثار ماندگاری از خود به جا گذاشته است. فعالیت ادبی را خیلی سریع و در سنین نوجوانی آغاز کرد. ۱۵ ساله بود که نخستین شعرش را خلق کرد و هنوز از مدرسه تنیشف فارغالتحصیل نشده بود که ۲ دفتر شعر از او به چاپ رسیده بود.
تحصیلات آکادمیک نابوکوف در دانشگاه کمبریج به پایان رسید و چند سال بعد، در سال ۱۹۴۰، اروپا را به مقصد امریکا ترک کرد. مهاجرتی که دائمی شد. در این دوران داستانهای کوتاه و رمانهای بسیاری را خلق کرد، اما آنچه سبب مشهور شدن نابوکوف در میان مجامع ادبی گوناگون در سراسر جهان شد، رمان جنجالی لولیتا بود که با موجی از واکنشهای مثبت و البته منفی مواجه شد. لولیتا در سال ۱۹۵۵ و به زبان انگلیسی نوشته شد، اما به سبب واکنش نهادهای محافظهکار، نابوکوف به اجبار آن را در پاریس منتشر کرد.
کارنامه ادبی نابوکوف، کارنامهی بسیار پرباری است. ۸ مجموعه داستان، ۱۸ رمان، ۹ نمایشنامه و ۷ کتاب شعر در کنار تعداد بسیار زیادی نقد ادبی، او را در زمره یکی از ستارگان جاودان جهان ادبیات قرار میدهد. جایگاهی که اثرگذار و ستودنی است.
چشم، دفاع لوژین، دعوت به مراسم گردن زنی، پنین، حرف بزن خاطره، شاه بیبی سرباز و خنده در تاریکی از جمله آثار ترجمه شدهی ولادیمیر نابوکوف در زبان فارسی است.
امید نیک فرجام زاده سال ۱۳۵۱ در مشهد، از جمله مترجمان کشورمان است که در زمینههای گوناگونی از جمله رمان، سینما، مباحث تئوریک هنر، داستان کوتاه و… ترجمههای درخشانی داشته است.
در بیست و ششمن دوره کتاب سال، ترجمههای امید نیک فرجام به عنوان ترجمههای برگزیده انتخاب شد و این مترجم موفق شده در جایزه جهانی کتاب سال و شانزدهمین دوره این مراسم به عنوان مترجم برگزیده انتخاب شود. فرنی و زویی، عاقبت کار، هفتهای یه بار آدمو نمیکشه و داستانهای دیگر، گاو خشمگین، نما به نما، خنده در تاریکی، قاتل در باران، آگراندیسمان و چند داستان دیگر تعدادی از ترجمههای امید نیک فرجام است.
دیدگاه کاربران
دیدگاه شما
پرسش خود را بپرسید
درباره این محصول سوال دارید؟ پرسش خود را ثبت کنید تا پاسخ بگیرید
تلگرام
واتساپ
کپی لینک