IdeBook.ir
مشخصات محصول
نویسنده
سیمین دانشور
ویرایش
-
مترجم
NULL
صفحات
307 صفحه
انتشارات
وزن
358 گرم
شابک
تیراژ
-
قطع
سال
1404
تصویرگر
-
جلد
شومیز

کتاب سووشون

سووشون

نویسنده سیمین دانشور
مترجم NULL
انتشارات امیرکبیر
موجود
رقعی
1404
395,000
کتاب سووشون(شمیز،رقعی،خوارزمی)، اثر سیمین دانشور، با ترجمه‌ی NULL، در بازار نشر ایران، توزیع شده است.

کتاب سووشون

سووشون

موجود
رقعی
1404
کتاب سووشون(شمیز،رقعی،خوارزمی)، اثر سیمین دانشور، با ترجمه‌ی NULL، در بازار نشر ایران، توزیع شده است. این محصول در سال 1404 توسط انتشارات امیرکبیر، به چاپ رسیده است. این محصول در قطع و اندازه‌ی رقعی، در سایت ایده بوک قرار دارد.

395,000

سووشون

اثر سیمین دانشور

مشخصات محصول

نویسنده
سیمین دانشور
ویرایش
-
مترجم
NULL
صفحات
307 صفحه
انتشارات
وزن
358 گرم
شابک
تیراژ
-
قطع
سال
1404
تصویرگر
-
جلد
شومیز

گوشه ای از کتاب

می ترسد کفترها بیدار شوند. رقصش که تمام شد کفترها را هوا کرد. بعد از رقص سوم خیلی گرمش شده بود با همان لباس اطلس صورتی که تنش بود سر آبنما نشست و پاهای لختش را در آب کرد و من دیدم حاج آقا - مجتهد جامع الشرایط شهر - رو به روی سودابه نشسته و با بادبزن بادش میزند. بی خود نبود که پدرم محمد حسین را دعوت کرد بیاید مرا درس بدهد. پیشش جغرافی و هندسه میخواندم نقشه جغرافی میکشیدم. همچین سرگرم کارم بودم که نمی فهمیدم دور و برم چه خبر است؟ اولین روزی که طیاره به این شهر آمد، همه خلق خدا قالیچه برداشتند و از صبح سحر رفتند باغ تخت تماشا. من پشت بام بر آفتاب نشسته بودم و نقشه هندوستان میکشیدم. طیاره آمد و از بالای سر من رفت. اما من سرم را بلند نکردم نگاه کنم. خدایا همچین آدمی نباید تریاکی بشود.

محمد حسین آفتاب پرست بود هر صبح و هر شام می رفت کله پشت بام چشم به آفتاب میدوخت و آفتاب چشمش را ضایع کرده بود. سیاهی تخم چشمهایش سفیدی میزد بس که چشم به آفتاب دوخته بود. چشم بندی هم می کرد. روی آب حوض تو کلاه نمدی تخم مرغ نیمرو میکرد. از خرده کاغذ اشرفی در می آورد. ساعت جیب حاج آقایم را قورت میداد و از جیب خان کاکا درش می آورد. کف بین هم بود کف مرا هم دیده بود گفته بود دوازده پسر گیرت می آید و همه شان وزیر میشوند و من گفته بودم پس پسرهای من کابینه وزراء را تشکیل می دهند. حاج آقایم میگفت محمد حسین قدرت روحی دارد. اما مردم شهر می گفتند کارش سحر و جادوست. حالا هر چه بود خدا بیامرزدش زحمت من یکی را خیلی کشید.

دیدگاه کاربران

دیدگاه شما

هنوز دیدگاهی برای این محصول ثبت نشده است. اولین نفر باشید.

CAPTCHA

با ثبت دیدگاه، موافقت خود را با قوانین انتشار دیدگاه در ایده‌بوک اعلام می‌کنید.

مشاهده قوانین ثبت دیدگاه
  1. 1 فقط درباره همین محصول و تجربه واقعی‌تان بنویسید.
  2. 2 از زبان مؤدبانه استفاده کنید؛ توهین منتشر نمی‌شود.
  3. 3 سؤال را در بخش پرسش و پاسخ بپرسید، نه در دیدگاه.
  4. 4 تبلیغات، لینک و شماره تماس درج نکنید.
  5. 5 دیدگاه پس از بررسی تیم محتوا منتشر می‌شود.
مشاهده قوانین کامل ایده بوک

پرسش خود را بپرسید

درباره این محصول سوال دارید؟
پرسش خود را ثبت کنید تا پاسخ بگیرید

مشاهده قوانین پرسش و پاسخ
  1. 1 پرسش باید مشخص و مربوط به همین محصول باشد.
  2. 2 وضعیت سفارش را از حساب کاربری پیگیری کنید.
  3. 3 قبل از پرسش، موارد مشابه را مرور کنید.
  4. 4 پاسخ ممکن است از خریداران یا ایده بوک باشد.
  5. 5 پرسش پس از بررسی محتوا منتشر می‌شود.
مشاهده قوانین کامل ایده بوک