IdeBook.ir
مشخصات محصول
نویسنده
مهرزاد الیاسیبختیاری
ویرایش
-
مترجم
-
صفحات
152 صفحه
انتشارات
وزن
116 گرم
شابک
تیراژ
-
قطع
سال
1404
تصویرگر
-
جلد
شومیز

کتاب و کسی نمی داند در کدام زمین می میرد

قیمت قبل

روایتی از سفر به کاتماندو بامیان تفلیس آتن هرات کابل جنوا قونیه مون پلیه

نویسنده مهرزاد الیاسیبختیاری
انتشارات اطراف
موجود
رقعی
1404
قیمت بازار: 337,000
317,000
کتاب و کسی نمی داند در کدام زمین می میرد، اثر مهرزاد الیاسیبختیاری، در بازار نشر ایران، توزیع شده است.
قیمت قبل

کتاب و کسی نمی داند در کدام زمین می میرد

روایتی از سفر به کاتماندو بامیان تفلیس آتن هرات کابل جنوا قونیه مون پلیه

موجود
رقعی
1404
کتاب و کسی نمی داند در کدام زمین می میرد، اثر مهرزاد الیاسیبختیاری، در بازار نشر ایران، توزیع شده است. این محصول در سال 1404 توسط انتشارات اطراف، به چاپ رسیده است. این محصول در قطع و اندازه‌ی رقعی، در سایت ایده بوک قرار دارد.
قیمتِ جدید در بازار: 337,000

317,000

و کسی نمی داند در کدام زمین می میرد

اثر مهرزاد الیاسیبختیاری

مشخصات محصول

نویسنده
مهرزاد الیاسیبختیاری
ویرایش
-
مترجم
-
صفحات
152 صفحه
انتشارات
وزن
116 گرم
شابک
تیراژ
-
قطع
سال
1404
تصویرگر
-
جلد
شومیز

گوشه ای از کتاب

خیلی عجیب است که نمی توانم با گابریلا و سوزان سفر کنم چون باید ویزا بگیرم. محرومیت ترسناکی است. آدم هر چقدر بیشتر سفر می کند، بیشتر متوجه می شود که مرز چقدر عجیب است ساندرای نیجریایی که روی صندلی های فرودگاه شارجه اجازه داد در انتظار طولانی پیش از پروازم به شانه اش تکیه دهم (و هنوز گاهی از فکر این که توانست بالاخره خودش را از کارگری در دبی نجات بدهد لبخند به لبم میآید پاتریک لبنانی که تمام بیروتی ها را بسیج کرد تا در لبنان به من خوش بگذرد و هنوز گاهی فیلم پیانو نوازی دوقلوهایش را برایم می فرستد)، مووی تانزانیایی که در پاریس وقتی پیداش کردم که شیرینی های اضافه آمده ی شیرینی فروشی محل کارش را به رهگذران تعارف میکرد ولی مردم از شیرینی هایش بر نمی داشتند و نمیخوردند چون باورشان نمی شد کسی در شانزه لیزه شیرینی خیرات کند، امای آمریکایی که بعد از دومین دیدار تصادفی مان گفت «چرا می مونی هاستل وقتی من خونه دارم؟ وسایلت رو جمع کن و همین امشب بیا پیش ما آنیشا که نوشته هاش انگار کلمات خود من در ککلته اند، پائولو که زیباترین منظره ی رم را روی بامی کنار کلیسای سانتا ماريا دلا ويتوريا نشانم داد، بشرا در قونیه که بدون داشتن زبانی مشترک در آغوش هم زدیم زیر هق هق الکساندر روسی که ناگهان سروکله اش در خیابانهای سن پترزبورگ پیدا شدو خانه ی بچگی هایش را نشانم داد امانوئل که در بخارست با جادوی موسیقی کولی های رومانی آشنایم کرد و ولنتینای آمستردامی که با هم شگفتی های دره های گورومه را کشف کردیم... همه ی این آدمها لحظات زندگی من هستند. در من باقیمانده اند و من قسمتی از قلبم را به آنها داده ام اگر انتزاعی نگاه کنی، می بینی احمقانه است که چیزی به اسم مرز ما را از هم جدا میکند.

دیدگاه کاربران

دیدگاه شما

هنوز دیدگاهی برای این محصول ثبت نشده است. اولین نفر باشید.

CAPTCHA

با ثبت دیدگاه، موافقت خود را با قوانین انتشار دیدگاه در ایده‌بوک اعلام می‌کنید.

مشاهده قوانین ثبت دیدگاه
  1. 1 فقط درباره همین محصول و تجربه واقعی‌تان بنویسید.
  2. 2 از زبان مؤدبانه استفاده کنید؛ توهین منتشر نمی‌شود.
  3. 3 سؤال را در بخش پرسش و پاسخ بپرسید، نه در دیدگاه.
  4. 4 تبلیغات، لینک و شماره تماس درج نکنید.
  5. 5 دیدگاه پس از بررسی تیم محتوا منتشر می‌شود.
مشاهده قوانین کامل ایده بوک

پرسش خود را بپرسید

درباره این محصول سوال دارید؟
پرسش خود را ثبت کنید تا پاسخ بگیرید

مشاهده قوانین پرسش و پاسخ
  1. 1 پرسش باید مشخص و مربوط به همین محصول باشد.
  2. 2 وضعیت سفارش را از حساب کاربری پیگیری کنید.
  3. 3 قبل از پرسش، موارد مشابه را مرور کنید.
  4. 4 پاسخ ممکن است از خریداران یا ایده بوک باشد.
  5. 5 پرسش پس از بررسی محتوا منتشر می‌شود.
مشاهده قوانین کامل ایده بوک