IdeBook.ir
مشخصات محصول
نویسنده
جیمز ام.کین
ویرایش
-
مترجم
بهرنگ رجبی
صفحات
151 صفحه
انتشارات
وزن
162 گرم
شابک
تیراژ
-
قطع
سال
2026
تصویرگر
-
جلد
شومیز

کتاب غرامت مضاعف نشر چشمه

غرامت مضاعف

نویسنده جیمز ام.کین
مترجم بهرنگ رجبی
انتشارات چشمه
موجود
رقعی
2026
14% 240,000
206,400
کتاب غرامت مضاعف (جهان کلاسیک)، اثر جیمز ام.کین، با ترجمه‌ی بهرنگ رجبی، در بازار نشر ایران، توزیع شده است.

کتاب غرامت مضاعف نشر چشمه

غرامت مضاعف

موجود
رقعی
2026
کتاب غرامت مضاعف (جهان کلاسیک)، اثر جیمز ام.کین، با ترجمه‌ی بهرنگ رجبی، در بازار نشر ایران، توزیع شده است. این محصول در سال 2026 توسط انتشارات چشمه، به چاپ رسیده است. این محصول در قطع و اندازه‌ی رقعی، در سایت ایده بوک قرار دارد.
14% 240,000

206,400

غرامت مضاعف نشر چشمه

اثر جیمز ام.کین

مشخصات محصول

نویسنده
جیمز ام.کین
ویرایش
-
مترجم
بهرنگ رجبی
صفحات
151 صفحه
انتشارات
وزن
162 گرم
شابک
تیراژ
-
قطع
سال
2026
تصویرگر
-
جلد
شومیز

چکیده

کتاب حاضر، دربردارندة داستانی آمریکایی ـ قرن ۲۰ م ـ، با موضوع جنایی است. در خلاصة داستان آمده است: «والتر هاف» نماینده شرکت بیمة جنرال فیدِلیتی کالیفرنیا است. رئیس شرکت «آقای نورتن» و «کیز» رئیس بخش خسارت و فردی کسل کننده است. روزی والتر برای تذکر تمدید اعتیار بیمه کامیون، به منزل آقای «نردلینگر» می رود. همسر نردلینگر «فیلیس» از بومیان کالیفرنیا و خسته از رفتار سرد شوهرش می باشد. او با دیدن والتر، به وی علاقمند شده و نقشه کشته شدن آقای نردلینگر را می کشد و این پیشنهاد را به طور غیرمستقیم به والتر منتقل کرده و او را درگیر ماجرای جنایی و عاشقانه می کند.

گوشه ای از کتاب

با ماشین رفتم گلندل تا سه تا راننده ی کامیون تازه، به بیمه نامه ی یک شرکت آبجوسازی اضافه کنم که مورد تمدیدیه ی هالیوود لند یادم اومد. گفتم اونجا هم برم. اینجوری شد که پا گذاشتم تو اون «خونه مرگ»، درباره ش تو روزنامه ها خوندین. وقتی من دیدمش اصلاً شبیه خونه ی مرگ نبود. صرفاً یه خونه به سبک اسپانیایی بود، شبیه باقیشون تو کالیفرنیا، دیوارهای سفید، سقف سفالی قرمز ، یه طرفش حیاط. کج و کوله ساخته بودنش. پارکینگ زیر خونه بود، طبقه ی اول روش بود، بقیه ی خونه رو هم هرجا تونسته بودن پخش و پلا کرده بودن. تا در ورودی باید چندتایی پله بالا می رفتی، برای همین هم ماشینو پارک کردم و رفتم بالا. یه خدمتکاری سرشو آورد بیرون. «آقای نردلینگر هستن؟» – نمی دونم آقا. کی می خواد ببیندشون؟» – آقای هاف. – اون وقت کارشون چیه؟ – شخصیه. تو رفتن بخش سخت شغل منه؛ آدم بابت کاری که برا خاطرش اومده خبر نمیده مگه کاره واقعاً بیارزه. – می بخشید آقا، ولی اجازه نمیدن کسیو راه بدم تو مگه اینکه بگه چی می خواد. این یکی از اون موردهایی بود که آدم توش گیر می کنه. اگه یه کم دیگه در مورد «شخصی» بودن کارم می گفتم، ماجرا حالت رمز و راز پیدا می کرد و این بد بود. اگه کاری که واقعاً داشتم رو می گفتم، خودمو تو موقعیتی می ذاشتم که هر مأمور بیمه ای ازش وحشت داره، اینکه زنه بره و برگرده بگه: نمیشه داخل شین. اگه می گفتم منتظر می مونم، خودمو به چشم شون کوچیک کرده بودم و همچین کاری هم تا حالا هیچ وقت به فروختن هیچ بیمه ای کمک نکرده. برای آب کردن قضیه، آدم باید بره تو. همین که بری تو، دیگه مجبورن به حرفات گوش کنن؛ قدر کاربلدی یه مأمور بیمه رو هم، تقریباً از اینکه چقدر سریع می رسه به مبل خونوادگی یه خونه، میشه تخمین زد. کلاهش یه ورش، کاغذهاش اون یکی ورش.

دیدگاه کاربران

دیدگاه شما

هنوز دیدگاهی برای این محصول ثبت نشده است. اولین نفر باشید.

CAPTCHA

با ثبت دیدگاه، موافقت خود را با قوانین انتشار دیدگاه در ایده‌بوک اعلام می‌کنید.

مشاهده قوانین ثبت دیدگاه
  1. 1 فقط درباره همین محصول و تجربه واقعی‌تان بنویسید.
  2. 2 از زبان مؤدبانه استفاده کنید؛ توهین منتشر نمی‌شود.
  3. 3 سؤال را در بخش پرسش و پاسخ بپرسید، نه در دیدگاه.
  4. 4 تبلیغات، لینک و شماره تماس درج نکنید.
  5. 5 دیدگاه پس از بررسی تیم محتوا منتشر می‌شود.
مشاهده قوانین کامل ایده بوک

پرسش خود را بپرسید

درباره این محصول سوال دارید؟
پرسش خود را ثبت کنید تا پاسخ بگیرید

مشاهده قوانین پرسش و پاسخ
  1. 1 پرسش باید مشخص و مربوط به همین محصول باشد.
  2. 2 وضعیت سفارش را از حساب کاربری پیگیری کنید.
  3. 3 قبل از پرسش، موارد مشابه را مرور کنید.
  4. 4 پاسخ ممکن است از خریداران یا ایده بوک باشد.
  5. 5 پرسش پس از بررسی محتوا منتشر می‌شود.
مشاهده قوانین کامل ایده بوک