IdeBook.ir
مشخصات محصول
نویسنده
فریدا مکفادن
ویرایش
-
مترجم
مریم علیزادهمیلانلو
صفحات
336 صفحه
انتشارات
وزن
388 گرم
شابک
تیراژ
-
قطع
سال
1405
تصویرگر
-
جلد
شومیز

کتاب همکار نشر کوله پشتی

دو زن دفتری پر از اسرار و جنایت وحشتناکی که نمی توان پسش گرفت

نویسنده فریدا مکفادن
مترجم مریم علیزادهمیلانلو
انتشارات کوله پشتی
موجود
رقعی
1405
17% 729,000
605,070
کتاب همکار، اثر فریدا مکفادن، با ترجمه‌ی مریم علیزادهمیلانلو، در بازار نشر ایران، توزیع شده است.

کتاب همکار نشر کوله پشتی

دو زن دفتری پر از اسرار و جنایت وحشتناکی که نمی توان پسش گرفت

موجود
رقعی
1405
کتاب همکار، اثر فریدا مکفادن، با ترجمه‌ی مریم علیزادهمیلانلو، در بازار نشر ایران، توزیع شده است. این محصول در سال 1405 توسط انتشارات کوله پشتی، به چاپ رسیده است. این محصول در قطع و اندازه‌ی رقعی، در سایت ایده بوک قرار دارد.
17% 729,000

605,070

همکار نشر کوله پشتی

اثر فریدا مکفادن

مشخصات محصول

نویسنده
فریدا مکفادن
ویرایش
-
مترجم
مریم علیزادهمیلانلو
صفحات
336 صفحه
انتشارات
وزن
388 گرم
شابک
تیراژ
-
قطع
سال
1405
تصویرگر
-
جلد
شومیز

چکیده

دو زن، دفتری پر از اسرار و جنایت وحشتناکی که نمی توان پسش گرفت. داون شف عجیب است. دست کم همه در ویکسد، شرکت مکمل های غذایی که داون آنجا حسابدار است، این طوری فکر می کنند. او هیچ وقت حرف درست را نمی زند، هیچ دوستی ندارد و همیشه دقیقا رأس ساعت 8:45 صبح پشت میز کارش است. به همین دلیل وقتی یک روز صبح داون در دفتر حاضر نمی شود، همکارش ناتالی فارل زیبا و محبوب، مسئول فروش برتر پنج سال متوالی، تعجب می کند. بعد هم تماس تلفنی بی نام ونشان نگران کننده ای دریافت می کند که همه چیز را تغییر می دهد… معلوم می شود که داون فقط یک غریبه بی دست وپا نبوده و فرد نزدیکی او را هدف گرفته است. حالا هم ناتالی به ناچار به داون گره خورده و خودش را گرفتار بازی موش و گربه ای می بیند که او را به فکر وا می دارد: قربانی واقعی کیست؟ اما یک چیز به غایت روشن است: کسی از داون شف متنفر بود، آن قدری که برای کشتنش کافی باشد. همکار داستان مهیج، مسحورکننده و پرتنشی است از فریدا مک فادن، نویسنده ی پرفروش نیویورک تایمز، که پژواک رفتارهای از سرِ نادانی گذشته و پیامدهای مرگ بارشان را در زمان حال نشان می دهد.

گوشه ای از کتاب

نه تنها کسی پاسخ گو نیست بلکه هیچ صدایی هم از داخل خانه نمی شنوم، نه صدای پایی و نه صدای جارو برقی ای که مانع شنیدن صدای در باشد. هیچ صدایی، سکوت محض است. باز هم زنگ در را میزنم؛ اما بار دوم هم هیچ فرقی نمی کند. مشخص است کسی قرار نیست در را باز کند. یک بار دیگر گوشی تلفنم را از داخل کیفم بیرون می آورم و دوباره نگاه می کنم ببینم داون تماس گرفته است یا نه؛ اما همچنان خبری نیست زنگ نزده است. پیامک دیگری از طرف است دارم؛ اما فقط همین است. روی پادری زیر پایم تصویری از دو لاک پشت است که کنار هم شنا می کنند و دستهای همدیگر را گرفته اند بین بدنهایشان کلمه خوش آمدید» نوشته شده است. از روی پادری کنار می روم و به امید اینکه کلیدی زیرش باشد گوشه آن را بلند میکنم ام شانس با من یار نیست. اما هر دو طرف ساختمان را بررسی میکنم تا ببینم کسی تماشایم میکند یا نه محله ای که داون در آن زندگی می کند واقعاً آرام به نظر میرسد. اگر اتفاقی هم اینجا بیفتد، هیچ شاهدی وجود نخواهد داشت گردنم را میکشم و راه باریکی کنار خانه می بینم شرط می بندم در پشتی ای وجود دارد.

دیدگاه کاربران

دیدگاه شما

هنوز دیدگاهی برای این محصول ثبت نشده است. اولین نفر باشید.

CAPTCHA

با ثبت دیدگاه، موافقت خود را با قوانین انتشار دیدگاه در ایده‌بوک اعلام می‌کنید.

مشاهده قوانین ثبت دیدگاه
  1. 1 فقط درباره همین محصول و تجربه واقعی‌تان بنویسید.
  2. 2 از زبان مؤدبانه استفاده کنید؛ توهین منتشر نمی‌شود.
  3. 3 سؤال را در بخش پرسش و پاسخ بپرسید، نه در دیدگاه.
  4. 4 تبلیغات، لینک و شماره تماس درج نکنید.
  5. 5 دیدگاه پس از بررسی تیم محتوا منتشر می‌شود.
مشاهده قوانین کامل ایده بوک

پرسش خود را بپرسید

درباره این محصول سوال دارید؟
پرسش خود را ثبت کنید تا پاسخ بگیرید

مشاهده قوانین پرسش و پاسخ
  1. 1 پرسش باید مشخص و مربوط به همین محصول باشد.
  2. 2 وضعیت سفارش را از حساب کاربری پیگیری کنید.
  3. 3 قبل از پرسش، موارد مشابه را مرور کنید.
  4. 4 پاسخ ممکن است از خریداران یا ایده بوک باشد.
  5. 5 پرسش پس از بررسی محتوا منتشر می‌شود.
مشاهده قوانین کامل ایده بوک