IdeBook.ir
مشخصات محصول
نویسنده
محمد میرکیانی
ویرایش
-
مترجم
-
صفحات
56 صفحه
وزن
130 گرم
شابک
تیراژ
2000 جلد
قطع
سال
1402
تصویرگر
-
جلد
شومیز

کتاب بچه های کوچه 2 نشر کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان

مجموعه داستان

نویسنده محمد میرکیانی
انتشارات کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان
موجود
وزیری
1402
60,000
کتاب بچه های کوچه 2 (مجموعه داستان)، اثر محمد میرکیانی، در بازار نشر ایران، توزیع شده است.

کتاب بچه های کوچه 2 نشر کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان

مجموعه داستان

موجود
وزیری
1402
کتاب بچه های کوچه 2 (مجموعه داستان)، اثر محمد میرکیانی، در بازار نشر ایران، توزیع شده است. این محصول در سال 1402 توسط انتشارات کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان، به چاپ رسیده است. این محصول به تیراژ 2,000 جلد، در قطع و اندازه‌ی وزیری، در سایت ایده بوک قرار دارد.

60,000

بچه های کوچه 2 نشر کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان

اثر محمد میرکیانی

مشخصات محصول

نویسنده
محمد میرکیانی
ویرایش
-
مترجم
-
صفحات
56 صفحه
وزن
130 گرم
شابک
تیراژ
2000 جلد
قطع
سال
1402
تصویرگر
-
جلد
شومیز

گوشه ای از کتاب

درویش زودباش افعی را نشان بده من هم گفتم چشمم کور، دنده ام نرم، کاری می کنم که افعی یک دفعه از توی جعبه سبز شود. بعضی ها حرف مرا باور نکردند. حالا می خواهم یک چشمه از کارهایم را نشانتان بدهم. همه باید بدانند که من مردم و روی حرفم ایستاده ام. قبلاً بگویم که من نه سحر و افسون بلدم و نه طلسم شکنی و جادوگری، پس هر چه را که اینجا با چشم خودت دیدی باور کن. تعریف از خود اشتباه است؛ خوب تماشا کن!

بعد رو به من کرد و گفت: «نادرخان بگو ببینم تا حالا شده بابات از دست تو عصبانی شود؟»

یک بار

درویش به زور اخمهایش را در هم کشید عجب کاری کردی پسر! حالا که بابایت را عصبانی کرده ای باید حساب پس بدهی برای همین جسارت، دماغت را میبرم.» در این لحظه ناگهان جمعیت ساکت شدند سکوت خرابه ی جعفر گچی را گرفت.

درویش کنار بساطش رفت و یک چاقو از توی بقچه اش برداشت. با دیدن چاقو پاهایم به لرزه افتاد با اینکه درویش قول داده بود یک مو هم از سرم کم نمی شود ولی نمی دانم چرا میترسیدم هر چه به من نزدیک تر میشد بیشتر میترسیدم. درویش چاقو را باز کرد و تیغه ی آن را به جمعیت نشان داد. از ترس دندانهایم مثل روزهای زمستان به هم میخوردند؛ طوری که حتی درویش هم صدای به هم خوردن آنها را میشنید؛ ولی دلداری ام میداد که چیزی نیست.

بالاخره درویش تیغه ی چاقو را سر دماغ من گرفت بعد شروع کرد به تکان دادن چاقو یعنی اینکه چاقو دارد دماغ مرا میبرد تماشاچی ها که باورشان شده بود سروصدایشان درآمد حتی صدای جیغ یک زن را هم شنیدم؛ ولی هر کاری کردم نتوانستم او را ببینم؛ چون درویش با یک دستش جلوی چشم های مرا گرفته بود. وقتی جمعیت بی قراری کردند درویش گفت: تعریف از خود نباشد، قلب من از زغال سیاه تر است ولی از برگ گل هم نازکتر است برای اینکه دلهای نگران شما...

پشت جلد

بچه های کوچه درباره ی کوچه هایی است که دیگر «کوچه» نیستند و درباره ی بچه هایی است که دیگر «بچه» نیستند؛ اما هستند. یادشان بخیر در مجموعه ی سه جلدی بچه های کوچه شما نه تنها از خواندن ماجراهای جذاب و شیرین لذت میبرید که فضا و زندگی مردم تهران قدیم را هم میشناسید محمد میرکیانی که خود در یکی از محله های قدیمی تهران متولد شده حال و هوای سالهای دور این شهر را به زیبایی هرچه تمام تر تصویر کرده است.

دیدگاه کاربران

دیدگاه شما

هنوز دیدگاهی برای این محصول ثبت نشده است. اولین نفر باشید.

CAPTCHA

با ثبت دیدگاه، موافقت خود را با قوانین انتشار دیدگاه در ایده‌بوک اعلام می‌کنید.

مشاهده قوانین ثبت دیدگاه
  1. 1 فقط درباره همین محصول و تجربه واقعی‌تان بنویسید.
  2. 2 از زبان مؤدبانه استفاده کنید؛ توهین منتشر نمی‌شود.
  3. 3 سؤال را در بخش پرسش و پاسخ بپرسید، نه در دیدگاه.
  4. 4 تبلیغات، لینک و شماره تماس درج نکنید.
  5. 5 دیدگاه پس از بررسی تیم محتوا منتشر می‌شود.
مشاهده قوانین کامل ایده بوک

پرسش خود را بپرسید

درباره این محصول سوال دارید؟
پرسش خود را ثبت کنید تا پاسخ بگیرید

مشاهده قوانین پرسش و پاسخ
  1. 1 پرسش باید مشخص و مربوط به همین محصول باشد.
  2. 2 وضعیت سفارش را از حساب کاربری پیگیری کنید.
  3. 3 قبل از پرسش، موارد مشابه را مرور کنید.
  4. 4 پاسخ ممکن است از خریداران یا ایده بوک باشد.
  5. 5 پرسش پس از بررسی محتوا منتشر می‌شود.
مشاهده قوانین کامل ایده بوک