IdeBook.ir
مشخصات محصول
نویسنده
آلبر کامو
ویرایش
-
مترجم
آلاحمد، جلال
صفحات
152 صفحه
انتشارات
وزن
199 گرم
شابک
تیراژ
-
قطع
سال
1404
تصویرگر
-
جلد
شومیز

کتاب بیگانه نشر نگاه

بیگانه

نویسنده آلبر کامو
مترجم آلاحمد، جلال
انتشارات نگاه
موجود
رقعی
1404
17% 300,000
249,000

معرفی محصول

کامو در مقدمه ای بر این رمان می نویسد: دیرگاهی است که من رمان «بیگانه» را در یک جمله که گمان نمی کنم زیاد خلاف عرف باشد، خلاصه کرده ام: «در جامعهٔ ما هر کس که در تدفین مادر نگرید، خطر اعدام تهدیدش می کند.» منظور این است که فقط بگویم قهرمان داستان از آن رو محکوم به اعدام شد که در بازی معهود مشارکت نداشت. در این معنی از جامعه خود بیگانه است و از متن برکنار؛ در پیرامون زندگی شخصی، تنها و در جستجوی لذت های تن سرگردان. از این رو خوانندگان او را خودباخته ای یافته اند دستخوش امواج.

چگونه باید قهرمان این داستان را درک کرد که فردای مرگ مادرش ( حمام دریا می گیرد، رابطه نامشروع با یک زن را شروع می کند و برای اینکه بخندد به تماشای یک فیلم خنده دار می رود ) و یک عرب را ( به علت آفتاب ) می کشد و در شب اعدامش در عین حال که ادعا می کند ( شادمان است و باز هم شاد خواهد بود ) آرزو می کند که عده تماشاچی ها در اطراف چوبه دارش هر چه زیادتر باشد…
داستان روایتِ زندگی، جنایت و افکارِ فردی به نامِ مورسو است که ابتدا مادرِ خود را از دست می دهد و سپس به طورِ نا خواسته ای به قتلِ یک عرب انگیخته می شود و…
مرسو مرتکب قتلی می شود و در سلول زندان در انتظار اعدام خویش است. داستان در دههٔ ۳۰ در الجزایر رخ می دهد.
داستان به دو قسمت تقسیم می شود : در قسمت اول مرسو در مراسم تدفین مادرش شرکت می کند و در عین حال هیچ تأثر و احساس خاصی از خود نشان نمی دهد. داستان با ترسیم روزهای بعد از دید شخصیت اصلی داستان ادامه می یابد. مرسو به عنوان انسانی بدون هیچ اراده به پیشرفت در زندگی ترسیم می شود. او هیچ رابطهٔ احساسی بین خود و افراد دیگر برقرار نمی کند و در بی تفاوتی خود و پیامدهای حاصل از آن زندگی اش را سپری می کند. او از این که روزهایش را بدون تغییری در عادت های خود می گذراند خشنود است.
همسایهٔ مرسو که ریمون سنته نام دارد و متهم به فراهم آوردن شغل برای روسپیان است با او رفیق می شود. مرسو به سنته کمک می کند یک معشوقهٔ او را که سنته ادعا می کند دوست دختر قبلی او است به سمت خود بکشد. سنته به آن زن فشار می آورد و او را تحقیر می کند. مدتی بعد مرسو و سنته کنار ساحل به برادر آن زن(«مرد عرب») و دوستانش برمی خورند. اوضاع از کنترل خارج می شود و کار به کتک کاری می کشد. پس از آن مرسو بار دیگر «مرد عرب» را در ساحل می بیند و این بار کس دیگری جز آن ها در اطراف نیست. بدون دلیل مشخص مرسو به سمت مرد عرب تیراندازی می کند که در فاصلهٔ امنی از او از سایهٔ صخره ای در گرمای سوزنده لذت می برد.
منبع: ناشر کتاب

کتاب بیگانه نشر نگاه

بیگانه

موجود
رقعی
1404

معرفی محصول

کامو در مقدمه ای بر این رمان می نویسد: دیرگاهی است که من رمان «بیگانه» را در یک جمله که گمان نمی کنم زیاد خلاف عرف باشد، خلاصه کرده ام: «در جامعهٔ ما هر کس که در تدفین مادر نگرید، خطر اعدام تهدیدش می کند.» منظور این است که فقط بگویم قهرمان داستان از آن رو محکوم به اعدام شد که در بازی معهود مشارکت نداشت. در این معنی از جامعه خود بیگانه است و از متن برکنار؛ در پیرامون زندگی شخصی، تنها و در جستجوی لذت های تن سرگردان. از این رو خوانندگان او را خودباخته ای یافته اند دستخوش امواج.

چگونه باید قهرمان این داستان را درک کرد که فردای مرگ مادرش ( حمام دریا می گیرد، رابطه نامشروع با یک زن را شروع می کند و برای اینکه بخندد به تماشای یک فیلم خنده دار می رود ) و یک عرب را ( به علت آفتاب ) می کشد و در شب اعدامش در عین حال که ادعا می کند ( شادمان است و باز هم شاد خواهد بود ) آرزو می کند که عده تماشاچی ها در اطراف چوبه دارش هر چه زیادتر باشد…
داستان روایتِ زندگی، جنایت و افکارِ فردی به نامِ مورسو است که ابتدا مادرِ خود را از دست می دهد و سپس به طورِ نا خواسته ای به قتلِ یک عرب انگیخته می شود و…
مرسو مرتکب قتلی می شود و در سلول زندان در انتظار اعدام خویش است. داستان در دههٔ ۳۰ در الجزایر رخ می دهد.
داستان به دو قسمت تقسیم می شود : در قسمت اول مرسو در مراسم تدفین مادرش شرکت می کند و در عین حال هیچ تأثر و احساس خاصی از خود نشان نمی دهد. داستان با ترسیم روزهای بعد از دید شخصیت اصلی داستان ادامه می یابد. مرسو به عنوان انسانی بدون هیچ اراده به پیشرفت در زندگی ترسیم می شود. او هیچ رابطهٔ احساسی بین خود و افراد دیگر برقرار نمی کند و در بی تفاوتی خود و پیامدهای حاصل از آن زندگی اش را سپری می کند. او از این که روزهایش را بدون تغییری در عادت های خود می گذراند خشنود است.
همسایهٔ مرسو که ریمون سنته نام دارد و متهم به فراهم آوردن شغل برای روسپیان است با او رفیق می شود. مرسو به سنته کمک می کند یک معشوقهٔ او را که سنته ادعا می کند دوست دختر قبلی او است به سمت خود بکشد. سنته به آن زن فشار می آورد و او را تحقیر می کند. مدتی بعد مرسو و سنته کنار ساحل به برادر آن زن(«مرد عرب») و دوستانش برمی خورند. اوضاع از کنترل خارج می شود و کار به کتک کاری می کشد. پس از آن مرسو بار دیگر «مرد عرب» را در ساحل می بیند و این بار کس دیگری جز آن ها در اطراف نیست. بدون دلیل مشخص مرسو به سمت مرد عرب تیراندازی می کند که در فاصلهٔ امنی از او از سایهٔ صخره ای در گرمای سوزنده لذت می برد.
منبع: ناشر کتاب
17% 300,000

249,000

بیگانه نشر نگاه

اثر آلبر کامو

مشخصات محصول

نویسنده
آلبر کامو
ویرایش
-
مترجم
آلاحمد، جلال
صفحات
152 صفحه
انتشارات
وزن
199 گرم
شابک
تیراژ
-
قطع
سال
1404
تصویرگر
-
جلد
شومیز

گوشه ای از کتاب

آلبركامو، نويسنده معاصر فرانسوى است كه نزديك به همه عمر خود را در تونس و الجزاير و شهرهاى افريقاى شمالى و فرانسه گذرانيده است و به همين علت نه تنها در اين داستان بزرگترين نقش را در آفتاب سوزان نواحى گرم به عهده دارد، و قهرمان داستان به علت همين آفتاب است كه آدم مى كشد، بلكه در كار بزرگ ديگرى، به نام طاعون همين نويسنده بلاى طاعون را بر يك شهر گرمازده شمال افريقا نازل مى كند، كه «تغييرات فصول را فقط در آسمان آن مى شود خواند. و در آن نه صداى بال پرنده اى را مى توان شنيد و نه زمزمه بادى را لاى برگهاى درختى.» «طاعون La Peste كه بزرگترين اثر اين نويسنده شمرده مى شود داستان ايستادگى قهرمانان اساسى كتاب است در مقابل مرگ، در مقابل بلاى طاعون، داستان دلواپسى ها و اضطراب ها و فداكارى ها و بى غيرتى هاى مردم شهر طاعون زده اى است كه طنين زنگ ماشين هاى نعش كش آن، در روزهاى هجوم مرض، دقيقه اى فرو نمى نشيند و بيماران طاعون زده را بايد به زور سرنيزه از بستگانشان جدا كرد.
غير از اين كتاب كه به عنوان بزرگترين اثر منثور سال هاى اخير فرانسه به شمار رفته است، آلبر كامو، دو نمايشنامه دارد: يكى به نام سوء تفاهم Malentendu و ديگرى كاليگولا و پس از آن كتاب ها و مجموعه مقالات ديگر او است به اين ترتيب: نامه هايى به يك دوست آلمانى، افسانه سيزيف و مجموعه كوچكى به نام سور و چند اثر ديگر.

آلبركامو، كه همچون ژان پل سارتر در رديف چند نويسنده تراز اول امروز و فرانسه نام برده مى شود، يك داستان نويس عادى نيست كه براى سرگرم كردن خوانندگان، طبق نسخه معمول، مردى را به زنى دلبسته كند و بعد با ايجاد موانعى در راه وصال آن دو، به تعداد صفحات داستان خود بيفزايد. داستان هاى اين مرد داستان هايى است فلسفى، كه نويسنده درك دقيق خود را از زندگى و مرگ، از اجتماع و قيود و رسوم آن و هدف هايى كه به خاطر آنها مى شود زنده بود، در ضمن آنها بيان كرده است.

از اين لحاظ بيگانه و طاعون اين نويسنده، جالب تر از ديگر آثار اوست. در اين دو داستان، نويسنده خود را رو به روى مرگ قرار مى دهد. سعى مى كند مشكل مرگ را براى خودش و براى خوانندگان حل كند. سعى مى كند دغدغه مرگ را و هراس آن را زايل كند، قهرمان داستان اول، كه ترجمه آن اكنون در دست شما است (و اميد است كه ترجمه اى دقيق و امين باشد) بيگانهاى است كه گرچه درك مى كند بيهوده زنده است ولى در عين حال به زيبايى هاى اين جهان و به لذاتى كه نامنتظر در هر قدم سر راه آدمى است سخت دلبسته، و باهمين ها است كه سعى مى كند
خودش را گول بزند و كردار و رفتار خود را به وسيله اى و به دليلى موجه جلوه دهد. مردى است از همه چيز ديگران بيگانه. از عادات و رسوم مردم، از نفرت و شادى آنان و آرزوها و دل افسردگى هاشان، و سرانجام مردى است كه در برابر مرگ ــ چه آنجا كه آدم مى كشد و مرگ ديگرى را شاهد است و چه آنجا كه خودش محكوم به مرگ مى شودــ رفتارى غير از رفتار آدمهاى معمولى دارد.

نمايشنامه سوء تفاهم نيز كه داستان كامل شده همان ماجراى ناقصى است كه قهرمان داستان بيگانه آن را از روى روزنامه پاره اى كه در زندان خود يافته هزاران بار مى خواند باز در اطراف همين مسأله دور مى زند. پسرى است كه از زادگاه خود براى كسب مال بيرون آمده و وقتى برمى گردد نه تنها براى مادر و خواهرش بيگانه اى بيش نيست بلكه حتى نمى داند چگونه خودش را به آنان معرفى كند، و در همين ميانه است كه مادر و خواهرش به طمع پولى كه در جيب او ديده اند او را مى كشند. در اين نمايشنامه مردمى هستند كه فكر مى كنند يا بايد همچون سنگ شد و يا خودكشى كرد. و اين مادر و خواهر قاتل كه پس از كشتن پسر و برادر خود ديگر نمى توانند سنگ بمانند و كلماتى مثل «گناه» و «عاطفه» تازه برايشان معنى پيدا كرده است، ناچار راه دوم را اختيار مى كنند.

براى بهتر درك كردن اين داستان فلسفى، از نويسنده اى كه آثارش تاكنون به فارسى منتشر شده است لازم بود كه توصيفى و يا مقدمه اى آورده شود، و از اين لحاظ بهتر اين ديده شد كه خلاصه ترجمه مقاله «ژان پل سارتر» نويسنده
معاصر فرانسوى، كه درباره همين كتاب نوشته شده است در آغاز كتاب گذارده شود. گرچه سارتر اين مقاله را از يك نظر مخصوص نوشته است كه شايد مورد علاقه خوانندگان نباشد، ولى در عين حال توصيفى است رسا و دقيق كه به فهم داستان كمك خواهد كرد. خلاصه كردن چنين مقاله اى بسيار دشوار و در عين حال جسورانه بود. ولى چه بايد كرد كه براى اين مقدمه بيش از شانزده صفحه جا گذاشته نشده بود. گذشته از اينكه ممكن بود ترجمه كامل آن براى خوانندگان ملامت آور بشود.

دیدگاه کاربران

دیدگاه شما

هنوز دیدگاهی برای این محصول ثبت نشده است. اولین نفر باشید.

CAPTCHA

با ثبت دیدگاه، موافقت خود را با قوانین انتشار دیدگاه در ایده‌بوک اعلام می‌کنید.

مشاهده قوانین ثبت دیدگاه
  1. 1 فقط درباره همین محصول و تجربه واقعی‌تان بنویسید.
  2. 2 از زبان مؤدبانه استفاده کنید؛ توهین منتشر نمی‌شود.
  3. 3 سؤال را در بخش پرسش و پاسخ بپرسید، نه در دیدگاه.
  4. 4 تبلیغات، لینک و شماره تماس درج نکنید.
  5. 5 دیدگاه پس از بررسی تیم محتوا منتشر می‌شود.
مشاهده قوانین کامل ایده بوک

پرسش خود را بپرسید

درباره این محصول سوال دارید؟
پرسش خود را ثبت کنید تا پاسخ بگیرید

مشاهده قوانین پرسش و پاسخ
  1. 1 پرسش باید مشخص و مربوط به همین محصول باشد.
  2. 2 وضعیت سفارش را از حساب کاربری پیگیری کنید.
  3. 3 قبل از پرسش، موارد مشابه را مرور کنید.
  4. 4 پاسخ ممکن است از خریداران یا ایده بوک باشد.
  5. 5 پرسش پس از بررسی محتوا منتشر می‌شود.
مشاهده قوانین کامل ایده بوک