IdeBook.ir
مشخصات محصول
نویسنده
توماس مان
ویرایش
-
مترجم
محمود حدادی
صفحات
144 صفحه
انتشارات
وزن
190 گرم
شابک
تیراژ
-
قطع
سال
1404
تصویرگر
-
جلد
شومیز

کتاب مرگ در ونیز نشر افق

ادبیات امروز رمان100

نویسنده توماس مان
مترجم محمود حدادی
انتشارات افق
موجود
رقعی
1404
22% 440,000
343,200
کتاب مرگ در ونیز، اثر توماس مان، با ترجمه‌ی محمود حدادی، در بازار نشر ایران، توزیع شده است.

کتاب مرگ در ونیز نشر افق

ادبیات امروز رمان100

موجود
رقعی
1404
کتاب مرگ در ونیز، اثر توماس مان، با ترجمه‌ی محمود حدادی، در بازار نشر ایران، توزیع شده است. این محصول در سال 1404 توسط انتشارات افق، به چاپ رسیده است. این محصول در قطع و اندازه‌ی رقعی، در سایت ایده بوک قرار دارد.
22% 440,000

343,200

فهرست

کتاب مرگ در ونیز اثر توماس مان مترجم محمود حدادی نشر افق منتشر شده است 
مرگ در ونيز داستاني زنده، تمثيلي و تکان دهنده است. اين اثر گرچه در نگاه اول، فقط يک سرنوشت را روايت مي کند، گوشه اي از کژتابي هاي جامعه ي اروپايي را در سرآغاز قرن بيستم، قرن جنگ و انحطاط نيز به تصوير مي کشد. همچنين شهر ونيز را در چهارسويي ميان آسيا، اروپا، گذشته و اکنون، به آينه تمام نماي يک دوران بدل مي کند.

مشخصات محصول

نویسنده
توماس مان
ویرایش
-
مترجم
محمود حدادی
صفحات
144 صفحه
انتشارات
وزن
190 گرم
شابک
تیراژ
-
قطع
سال
1404
تصویرگر
-
جلد
شومیز

چکیده

کتاب حاضر داستانی زنده، تمثیلی و تکان دهنده است. این اثر گرچه در نگاه اول فقط یک سرنوشت را روایت می کند، گوشه ای از کژتابی های جامعه اروپایی را در سرآغاز قرن بیستم به تصویر می کشد. همچنین شهر ونیز را در چهارسویی میان آسیا، اروپا، گذشته و اکنون، به آینه تمام نمای یک دوران بدل می کند. شخصیت این داستان که ذهن و خیالش به تسخیر خواب هایی متأثر از مرگ و ماوراء درآمده است، گویی در پیروی ناخودآگاه از این خواب ها، در گردشی بعدازظهری، با سفیر مرگ روبه رو می شود و این پیک دیار ارواح در روند داستان هربار در نقابی او را به جایی می کشاند.

گوشه ای از کتاب

در چهارمین هفتۀ اقامتش در لیدو، گوستاو فون آشنباخ در جهان پیرامون خود به نکته هایی چند، نکته هایی همه بیم آور پی برد. نخست آنکه می یافت شمار میهمانان هتل با اوج گیری فصل، انگاری بیش از آنکه افزایش، کاهش می گیرد. خاصه انگاری چشمۀ زبان آلمانی در دور و برش خشک می شود، چندان که در تالار غذا و پای ساحل، دیگر جز آواهایی ناآشنا نمی شنید. سرانجام یک روز، از دهان آرایشگر هتل، جایی که تازگی مصاحبتش را بیش از پیش می جست، در گپ و گفت، واژه ای را گرفت که به بهت فرویش برد. آرایشگر به خانواده ای آلمانی اشاره کرد که انگاری هنوز از گرد راه نرسیده از نو بار بسته و برگشته بود. مردک سپس چاپلوسانه و خودمانی افزود: ولی شما می مانید، حضرت آقا، شما از بلا پروایی ندارید. آشنباخ نگاهش را به او دوخت و با تعجب تکرار کرد: از بلا؟ و این پرگو یک باره دهان قفل کرد و مشغله نشان داد و پرسش ناشنیده گرفت و چون پافشاری دید، بهانه آورد که چیزی نمی داند، و هول و دستپاچه به مسائلی دیگر گریز زد. این گفت وگو پیش از ظهر رخ داد. بعد از ظهر همان روز آشنباخ در هوایی آفتابی، ساکن و گرم به ونیز رفت. یک باره و جنون آسا به سرش زده بود دنبال این بچه های لهستانی بیفتد که به همراهی سرپرست شان در راه پلِ ایستگاه کشتی ها دیده شان بود. آن بت معبود را بر سر میدان سن مارکوس نیافت.

دیدگاه کاربران

دیدگاه شما

هنوز دیدگاهی برای این محصول ثبت نشده است. اولین نفر باشید.

CAPTCHA

با ثبت دیدگاه، موافقت خود را با قوانین انتشار دیدگاه در ایده‌بوک اعلام می‌کنید.

مشاهده قوانین ثبت دیدگاه
  1. 1 فقط درباره همین محصول و تجربه واقعی‌تان بنویسید.
  2. 2 از زبان مؤدبانه استفاده کنید؛ توهین منتشر نمی‌شود.
  3. 3 سؤال را در بخش پرسش و پاسخ بپرسید، نه در دیدگاه.
  4. 4 تبلیغات، لینک و شماره تماس درج نکنید.
  5. 5 دیدگاه پس از بررسی تیم محتوا منتشر می‌شود.
مشاهده قوانین کامل ایده بوک

پرسش خود را بپرسید

درباره این محصول سوال دارید؟
پرسش خود را ثبت کنید تا پاسخ بگیرید

مشاهده قوانین پرسش و پاسخ
  1. 1 پرسش باید مشخص و مربوط به همین محصول باشد.
  2. 2 وضعیت سفارش را از حساب کاربری پیگیری کنید.
  3. 3 قبل از پرسش، موارد مشابه را مرور کنید.
  4. 4 پاسخ ممکن است از خریداران یا ایده بوک باشد.
  5. 5 پرسش پس از بررسی محتوا منتشر می‌شود.
مشاهده قوانین کامل ایده بوک