IdeBook.ir
مشخصات محصول
نویسنده
مارک هادون
ویرایش
-
مترجم
شیلا ساسانی نیا
صفحات
344 صفحه
انتشارات
وزن
396 گرم
شابک
تیراژ
-
قطع
سال
1402
تصویرگر
-
جلد
شومیز

کتاب ماجرای عجیب سگی در شب نشر افق

قیمت قبل ارسال فوری

ادبیات امروز، رمان27 از پرفروش ترین های بریتانیا فروش در 32 کشور

نویسنده مارک هادون
مترجم شیلا ساسانی نیا
انتشارات افق
موجود
رقعی
1402
قیمت بازار: 895,000
859,000
کتاب ادبیات امروز،رمان27 (ماجرای عجیب سگی در شب)، اثر مارک هادون، با ترجمه‌ی شیلا ساسانی نیا، در بازار نشر ایران، توزیع شده است.
قیمت قبل ارسال فوری

کتاب ماجرای عجیب سگی در شب نشر افق

ادبیات امروز، رمان27 از پرفروش ترین های بریتانیا فروش در 32 کشور

موجود
رقعی
1402
کتاب ادبیات امروز،رمان27 (ماجرای عجیب سگی در شب)، اثر مارک هادون، با ترجمه‌ی شیلا ساسانی نیا، در بازار نشر ایران، توزیع شده است. این محصول در سال 1402 توسط انتشارات افق، به چاپ رسیده است. این محصول در قطع و اندازه‌ی رقعی، در سایت ایده بوک قرار دارد.
قیمتِ جدید در بازار: 895,000

859,000

ماجرای عجیب سگی در شب نشر افق

اثر مارک هادون

مشخصات محصول

نویسنده
مارک هادون
ویرایش
-
مترجم
شیلا ساسانی نیا
صفحات
344 صفحه
انتشارات
وزن
396 گرم
شابک
تیراژ
-
قطع
سال
1402
تصویرگر
-
جلد
شومیز

چکیده

در این داستان، "کریستوفر نوجوانی است که به سندرم اوتیسم مبتلا شده است. او به علت این بیماری خاص از درک مسائل عادی زندگی عاجز است. اما هوش فوق العاده ای دارد و دنیا را دیگر گونه می بیند. ماجرا با کشته شدن سگی در همسایگی آن ها آغاز می شود و کریستوفر سعی می کند قاتل سگ را با ابتکارات منحصر به فرد خویش بیابد".

گوشه ای از کتاب

چنگک را از بدن سگ بیرون آوردم و او را در میان بازوانم گرفتم و در آغوش کشیدم. از سوراخ های چنگک خون می ریخت. من سگ ها را دوست دارم. همیشه می دانید یک سگ دارد به چه فکر میکند. سگ چهار حالت دارد. شاد، غمگین، عصبانی و متوجه چیزی. در ضمن، سگ ها وفاداراند و دروغ نمی گویند، چون نمی توانند حرف بزنند. سگ را چهار دقیقه در آغوش گرفته بودم که صدای فریادی شنیدم. به بالا نگاه کردم و دیدم خانم شیرز دارد از ایوان به طرف من می دود. او پیژامه و کت منزل پوشیده بود، ناخن های پایش صورتی روشن بود و کفش به پا نداشت. داشت فریاد می زد: «چه بلایی سر سگم آورده ای؟» دوست ندارم مردم سرم فریاد بزند. این کار باعث می شود بترسم که می خواهند مرا بزنند یا لمس کنند و نمی دانم چه اتفاقی دارد می افتد. فریاد زد: از سگ دور شو، محض رضای خدا از آن سگ لعنتی دور شو. من سگ را روی چمن گذاشتم و دو متر عقب رفتم. او خم شد. فکر کردم خودش می خواهد سگ را بلند کند، اما این کار را نکرد. شاید متوجه شد آنجا چقدر خون بود و نمی خواست کثیف شود. به جای آن، دوباره شروع کرد به جیغ کشیدن. دست هایم را روی گوش هایم گذاشتم و چشم هایم را بستم و آن قدر به جلو خم شدم تا آنکه پیشانیم به سبزه ها چسبید. سبزه مرطوب و سرد بود. خوب بود. این یک رمان جنایی است. سیوبهان گفت من باید چیزی بنویسم که خودم بخواهم آن را بخوانم. من بیشتر کتاب هایی می خوانم که در مورد علوم و ریاضی است. رمان های معمولی دوست ندارم. در رمان های معمولی مردم از این چیزها می گویند: من از رگه های آهن و نقره و با باریکه هایی از گل و لای عاد ی ام. نمی توانم در مشت محکم کسانی فشرده شوم که به محرک ها وابسته نیستند. این یعنی چی؟ من نمی دانم. پدر هم نمی داند. سیوبهان یا آقای جیوونز هم نمی دانند. از آنها هم پرسیده ام. سیوبهان موهای بلند طلایی دارد و عینکی می زند که از پلاستیک سبز درست شده. و آقای جیوونز بوی صابون می دهد و کفش های قهوه ای می پوشد که تقریبا ۶۰ سوراخ گرد ریز روی هریک از آنهاست. اما من واقعا داستان های جنایی اسرار آمیز را دوست دارم. بنابراین دارم یک داستان جنایی می نویسم. در یک رمان جنایی اسرار آمیز آدم باید بفهمد چه کسی قاتل است و بعد او را بگیرد. این یک معماست. اگر معمای خوبی باشد. شما گاهی می توانید جواب را قبل از پایان کتاب پیدا کنید. سیوبهان گفت کتاب باید با چیزی شروع شود که توجه مردم را جلب کند. برای همین داستان را با سگ شروع کردم. در ضمن با سگ شروع کردم چون برای من اتفاق افتاده و برایم سخت است چیزهایی را تصور کنم که برایم اتفاق نیفتاده اند. سیوبهان صفحه ی اول را خواند و گفت این متفاوت است. او این کلمه را با درست کردن گونه های در حال وول خوردن وارونه با انگشت های اول و دومش در میان علامت های کومای وارونه قرار داد. گفت معمولا در داستان های جنایی اسرار آمیز این آدم ها هستند که به قتل می رسند. من گفتم که دو سگ در «سگ شکاری خانواده ی باسکرویل» کشته شدند، خود سگ اصلی و سگ اسپانیال جیمز مورتیمر، اما سیوبهان گفت آنها قربانیان جنایت نبودند، سر چارلز باسکرویل بود. او گفت این برای این است که خواننده ها بیشتر به آدم ها اهمیت می دهند تا به سگ ها؛ بنابراین وقتی یک آدم در کتابی کشته می شود خواننده ها می خواهند بقیه داستان را بخوانند. من گفتم می خواهم در مورد یک چیز واقعی بنویسم و آدم هایی را میشناسم که مرده اند اما هیچ آدمی را نمی شناسم که کشته شده باشد، به جز پدر ادوارد، آقای پائولون، از بچه های مدرسه، و آن در یک حادثه ی پرواز با هواپیمای بدون موتور بود، نه قتل، و من واقعا او را نمی شناختم. در ضمن گفتم به سگ ها اهمیت می دهم چون آنها وفادار و درستکارند و بعضی از سگ ها از بعضی از آدم ها باهوش تر و جالبترند. مثلا، استیو، که سه شنبه ها به مدرسه می آید، برای خوردن غذا به کمک احتیاج دارد و حتی نمی تواند یک لقمه بخورد. سیوبهان از من خواست این را به مادر استیو نگویم.

دیدگاه کاربران

دیدگاه شما

هنوز دیدگاهی برای این محصول ثبت نشده است. اولین نفر باشید.

CAPTCHA

با ثبت دیدگاه، موافقت خود را با قوانین انتشار دیدگاه در ایده‌بوک اعلام می‌کنید.

مشاهده قوانین ثبت دیدگاه
  1. 1 فقط درباره همین محصول و تجربه واقعی‌تان بنویسید.
  2. 2 از زبان مؤدبانه استفاده کنید؛ توهین منتشر نمی‌شود.
  3. 3 سؤال را در بخش پرسش و پاسخ بپرسید، نه در دیدگاه.
  4. 4 تبلیغات، لینک و شماره تماس درج نکنید.
  5. 5 دیدگاه پس از بررسی تیم محتوا منتشر می‌شود.
مشاهده قوانین کامل ایده بوک

پرسش خود را بپرسید

درباره این محصول سوال دارید؟
پرسش خود را ثبت کنید تا پاسخ بگیرید

مشاهده قوانین پرسش و پاسخ
  1. 1 پرسش باید مشخص و مربوط به همین محصول باشد.
  2. 2 وضعیت سفارش را از حساب کاربری پیگیری کنید.
  3. 3 قبل از پرسش، موارد مشابه را مرور کنید.
  4. 4 پاسخ ممکن است از خریداران یا ایده بوک باشد.
  5. 5 پرسش پس از بررسی محتوا منتشر می‌شود.
مشاهده قوانین کامل ایده بوک