IdeBook.ir
مشخصات محصول
نویسنده
مورین گو
ویرایش
-
مترجم
مائده طاهری
صفحات
320 صفحه
انتشارات
وزن
371 گرم
شابک
تیراژ
-
قطع
سال
1403
تصویرگر
-
جلد
شومیز

کتاب جایی که فقط خودمان می دانیم

جایی که فقط خودمان می دانیم

نویسنده مورین گو
مترجم مائده طاهری
انتشارات مون
موجود
رقعی
1403
17% 590,000
489,700
کتاب جایی که فقط خودمان می دانیم، اثر مورین گو، با ترجمه‌ی مائده طاهری، در بازار نشر ایران، توزیع شده است.

کتاب جایی که فقط خودمان می دانیم

جایی که فقط خودمان می دانیم

موجود
رقعی
1403
کتاب جایی که فقط خودمان می دانیم، اثر مورین گو، با ترجمه‌ی مائده طاهری، در بازار نشر ایران، توزیع شده است. این محصول در سال 1403 توسط انتشارات مون، به چاپ رسیده است. این محصول در قطع و اندازه‌ی رقعی، در سایت ایده بوک قرار دارد.
17% 590,000

489,700

جایی که فقط خودمان می دانیم

اثر مورین گو

مشخصات محصول

نویسنده
مورین گو
ویرایش
-
مترجم
مائده طاهری
صفحات
320 صفحه
انتشارات
وزن
371 گرم
شابک
تیراژ
-
قطع
سال
1403
تصویرگر
-
جلد
شومیز

چکیده

لاکی، ستاره ی نوجوان موسیقی کره ای، زندگی پرهیاهویی دارد، تازه کنسرت بزرگی در هنگ کنگ داشته و به برنامه ای شبانه در آمریکا دعوت شده و حالا دیگر همه او را می شناسند. اما اجازه ندارد حتی یک همبرگر بخورد و برای این کار از هتل محل اقامتش فرار می کند و با جک روبه رو می شود؛ جوانکی هم سن وسال لاکی که شغلش عکاسی مخفیانه از افراد مشهور است. همه چیز از همین مواجهه آغاز می شود. مورین گو نویسنده ی کره ای-آمریکایی رمان های نوجوان و کمیک است که از سال 2013 به حرفه ی نویسندگی رو آورده و آثارش به دوازده زبان ترجمه شده و نامزد جوایز متعدد بوده اند. از آثار دیگر او می توان چیزی به نام عشق را باور دارم و کمیک ابریشم از مجموعه ی مارول را نام برد.

گوشه ای از کتاب

بدنم از اضطراب مثل یخ سرد شده بود. الله بختکی از دست رن چانگ، بهترین بادی گارد آسیا فرار کرده بودم دلم نمی خواست حالا حالاها برگردم. این آزادی بیش از حد کوتاه بود. بس نبود. همه اش به گیجی گذشت. ونه!
جک بریده بریده نفس کشید بی خیال تو مستی. این طوری اصلاً امن نیست.» انگشتم را در سینه اش فرو کردم حرف دهنت رو بفهم! من اصلاً مشروب نمی خورم. با جمله « حرف دهنت رو بفهم خیلی حال میکردم. باشه، تو مشروب نمیخوری واکنشش به طرز حرص آوری صبورانه بود. انگار داشت. با یک بچه نق نقو سروکله میزد گوشی اش را از جیبش درآورد و گفت: «نگران نباش، بذار یه ماشین بگیرم.» اضطرابم عود کرد. «من نمیتونم برگردم. تو رو خدا!» حرفم مثل جملات هشدار دهنده ای بود که آدمها برای مظلوم نمایی به کار می بردند. تأثیرش را هم گذاشت. جک سرش را بلند کرد و با نگرانی گفت: «چرا؟ چیزی شده؟»

دیدگاه کاربران

دیدگاه شما

هنوز دیدگاهی برای این محصول ثبت نشده است. اولین نفر باشید.

CAPTCHA

با ثبت دیدگاه، موافقت خود را با قوانین انتشار دیدگاه در ایده‌بوک اعلام می‌کنید.

مشاهده قوانین ثبت دیدگاه
  1. 1 فقط درباره همین محصول و تجربه واقعی‌تان بنویسید.
  2. 2 از زبان مؤدبانه استفاده کنید؛ توهین منتشر نمی‌شود.
  3. 3 سؤال را در بخش پرسش و پاسخ بپرسید، نه در دیدگاه.
  4. 4 تبلیغات، لینک و شماره تماس درج نکنید.
  5. 5 دیدگاه پس از بررسی تیم محتوا منتشر می‌شود.
مشاهده قوانین کامل ایده بوک

پرسش خود را بپرسید

درباره این محصول سوال دارید؟
پرسش خود را ثبت کنید تا پاسخ بگیرید

مشاهده قوانین پرسش و پاسخ
  1. 1 پرسش باید مشخص و مربوط به همین محصول باشد.
  2. 2 وضعیت سفارش را از حساب کاربری پیگیری کنید.
  3. 3 قبل از پرسش، موارد مشابه را مرور کنید.
  4. 4 پاسخ ممکن است از خریداران یا ایده بوک باشد.
  5. 5 پرسش پس از بررسی محتوا منتشر می‌شود.
مشاهده قوانین کامل ایده بوک