کتاب
زوال فرشته،
اثر یوکیو میشیما،
با ترجمهی غلامحسین سالمی،
در بازار نشر ایران، توزیع شده است.
کتاب زوال فرشته
زوال فرشته
موجود
کتاب
زوال فرشته،
اثر یوکیو میشیما،
با ترجمهی غلامحسین سالمی،
در بازار نشر ایران، توزیع شده است. این محصول
در سال 1403
توسط انتشارات نگاه،
به چاپ رسیده است.
این محصول
در قطع و اندازهی رقعی،
در سایت ایده بوک قرار دارد.
يوکيو مي شما يکي از نويسندگان بزرگ ژاپن و يکي از نويسندگان چيره دست جهان است. زوال فرشته آخرين کتاب از مجموعه چهارگانه درياي حاصل خيزي، معتبرترين و آخرين اثر مي شيماست. هر کتاب اين مجموعه کاملا مستقل است. اما قهرمانان مي شيما از برف بهاري به کتاب هاي ديگر مي روند و هر يک با حضور يا مرگ خود نقشي اساسي در روند داستان بازي مي کنند. در زوال فرشته هوندا قاضي بازنشسته اي است که تمام داستان پيرامون شخصيت او دور مي زند و همه چيز از ديدگاه وي بررسي مي شود.
گوشه ای از کتاب
هوندا که تمایل چندانی به تنها ماندن تورو نداشت، تابستان آن سال او را به هوکایدو برد. برنامه ی سفرشان بسیار ساده و راحت بود. می خواستند با فراغ خاطر به سفر بروند و هر جا پیش آمد بیتوته کنند.
کی کو، که تحمل چنین سفری را نداشت، به تنهایی به ژنو رفت. سفیر ژاپن در سوییس با او نسبت فامیلی داشت. خانواده ی هاماناکا دوست داشتند دو سه روزی را با هوندا بگذرانند. در نتیجه هر دو خانواده در هتل شی مودا اتاق گرفتند. پیرمرد به دلیل شدت گرما به ندرت از اتاق خنکش بیرون می رفت.
هر دو خانواده موافقت کرده بودند که شب ها شام را با هم صرف کنند. شب که خانم و آقای هاماناکا به اتاق هوندا رفتند، پرسیدند که مو مو کو کجاست و هوندا گفت که دخترک اندکی زودتر آمده و با تورو توی باغ قدم می زنند. همه منتظر آمدن زوج جوان بودند.
پیرمرد عصا به دست کنار پنجره ایستاده بود. همه چیز به نظرش احمقانه می آمد؛ او اصلاً گرسنه نبود، به ویژه آنکه غذای هتل هم به مذاقش خوش نمی آمد. می دانست که آن زن و شوهر کج سلیقه آن قدر اشتها داشتند که حتی بدون رفتن به سالن غذاخوری همان جا او را می بلعیدند. حرف های هاماناکا و همسرش هنگام صرف شام کسلش می کرد. پیرها مجبور بودند درباره ی سیاست بحث کنند.
هوندای هفتاد و هشت ساله به رغم میل باطنی، عقاید سیاسی اش را در پوششی از بذله گویی و لطیفه های خنده دار بیان می کرد. مهم، بیان عقاید به هر شکل و عنوان بود؛ تنها راهی که می شد حماقت های این دنیا را تحمل کرد. درست مثل ساحلی که بی هیچ علاقه و تمایلی هر روز موج ها و چوب های آب آورده را پذیرا می شود.
یوکیو میشیما یکی از نویسندگانِ بزرگ ژاپن و به عبارتی بهتر، یکی از نویسندگانِ چیرهدست جهان است. او که نام اصلیاش هیرائوکاکیمی تاکه بود، در سالِ ۱۹۲۵ در خانوادهای به دنیا آمد که مادرش شیزوئه تبارِ ساورائی داشت و پدرش آزوسا کارمندِ رسمیِ دولت و فرزند فرماندارِ پیشینِ کارافوتو بود. وی همواره به نیایِ پدریِ مادرش میبالید و با غرور و افتخار از او یاد میکرد.
یوکیو در کودکی به مدرسهی گاکوشوئین رفت که بیشتر شاگردانِ آن اشرافزاده بودند و از پذیرشِ پسری در میانِ خود که تبار اشرافی نداشت بهشدت پرهیز داشتند. مدیریتِ مدرسه را ژنرال نوگی مارسوکه بر عهده داشت. شیوههای آموزشی و پرورشیِ این مدرسه بیشتر بر پایهی تعلیمِ اصولِ نظامیگری استوار بود و با پسرِ حساس و شاعرپیشهای مثل میشیما مانند غریبهها رفتار میشد.
با این همه، او در سالِ ۱۹۴۴ تحصیلاتش را با درجهی ممتاز و اخذ چنان نمرههای بالایی در این مدرسه به پایان برد که امپراتور هیروهیتو با صدور فرمانِ افتخار و اهدای ساعتی مزین به قابِ نقره همراه توشیحِ تقدیرنامهای او را پُر افتخارترین دانشآموز ژاپن خواند.
سیزده ساله بود که نخستین شعرها و داستانهایش در نشریهی ادبیِ مدرسهی پیرز چاپ شد. نخستین داستانش که موردِ توجه خوانندگان و منتقدان قرار گرفت «بیشهزاری غرقِ شکوفه» نام داشت که نخستینبار در سال ۱۹۴۱ در مجلهی کوچکِ بونگی بونکا به چاپ رسید. این داستان سرشار از تمثیلها، تصاویر و استعارههایی است که در آثارِ بعدیِ نویسنده به گونهای چشمگیر رخ مینماید و پیوسته در نوشتههایش تکرار میشود.
شیوهی نگارش و بیانِ بیشهزاری غرقِ شکوفه نشانگرِ تأثیرِ مشوقان نویسنده در مدرسهی پیرز است که نهتنها زمینهی آشنایی او را با گروه نیهون رومانها (رمانتیکهای ژاپن) فراهم آورد، حتی آشنایی چشماندازهای تازهای پیش روی او گشود. پس از آن به توصیهی سردبیران و ویراستارانِ مجله، نام مستعارِ یوکیو میشیما را برای خود برگزید. این داستان به دلیلِ کمبودِ کاغذ در دوران جنگ دوم، در چهار هزار نسخه به چاپ رسید و تمامِ نسخههای آن در کمتر از یک هفته به فروش رفت. البته در سالهای بعد چندینبار تجدید چاپ شد.
آشناییِ میشیما با این گروه نقطهی عطفی در کار نویسندگیاش به شمار میرود و تأثیر بسیاری بر ذهن و زبانِ او داشت. افراد این گروه را متفکرینی تشکیل میدادند که بر یگانه بودنِ ملت ژاپن، یکتاییِ فرهنگ و بیهمتاییِ تاریخشان اصرار میورزیدند. با این همه گرایش و دلبستگیِ تعصبآلودِ میشیمای جوان به آداب و سنن و آیینهای ژاپن با نوعی وابستگیِ شدید به غرب درآمیخته بود.
میشیما در دورانِ دانشجویی بهشدت تحت تأثیر اندیشههای اسکار وایلد قرار داشت؛ حتی پس از بالا گرفتنِ آتشِ جنگ با انگلیس و امریکا، به خواندنِ برگردانِ ژاپنیِ نوشتههای وایلد و دیگر نویسندگانی پرداخت که منحرف و فاسد معرفی شده بودند.
میشیما با قلم موشکافانه و نگاه تیزبینش و با وسواسی ستودنی، جرئیات زندگی طبقات مختلف جامعه را شرح داده است. درحقیقت در میانِ نویسندگان معاصر، بهندرت میتوان کسی را یافت که با چنین دیدگاه دقیق و گستردهای جامعهی ژاپن و مردم آن را توصیف کرده باشد.
معبد سپیدهدم، حراج، برف بهاری و زوال فرشته از جمله آثار ترجمهشدهی میشیما به زبان فارسی است.
در حال حاضر مطلبی درباره غلامحسین سالمی
در دسترس نمیباشد. همکاران ما در بخش
محتوا،
به
مرور،
مترجمان را بررسی و مطلبی از آنها را در این بخش قرار خواهند داد. با توجه
به
تعداد
بسیار
زیاد
مترجمان این سایت، درج اطلاعات تکمیلی، نقد و بررسی تمامی آنها، کاری
زمانبر
خواهد
بود؛
لذا
در
صورتی که کاربران سایت برای مطلبی از مترجم، از طریق صفحه
ارتباط با ما
درخواست دهند، تهیه و درج محتوای برای آن مترجم در اولویت
قرار
خواهد
گرفت.ضمنا
اگر شما کاربر ارجمندِ سایت ایدهبوک، این مترجم را می شناسید یا حتی اگر
خود،
مترجم
هستید
و
تمایل دارید با مطلبی جذاب و مفید، سایرین را به مطالعهی کتاب ترغیب و
دعوت
کنید،
می
توانید
محتوای مورد نظرتان را از صفحه ارتباط با ما
ارسال
نمایید.
دیدگاه کاربران
دیدگاه شما
پرسش خود را بپرسید
درباره این محصول سوال دارید؟ پرسش خود را ثبت کنید تا پاسخ بگیرید
تلگرام
واتساپ
کپی لینک