IdeBook.ir
مشخصات محصول
نویسنده
ونسا دیفن باخ
ویرایش
-
مترجم
فیروزه مهرزاد
صفحات
400 صفحه
انتشارات
وزن
454 گرم
شابک
تیراژ
1100 جلد
قطع
سال
1403
تصویرگر
-
جلد
شومیز

کتاب زبان گل ها

قیمت قبل

زبان گل ها

نویسنده ونسا دیفن باخ
مترجم فیروزه مهرزاد
انتشارات آموت
موجود
رقعی
1403
قیمت بازار: 599,000
449,000

معرفی محصول

(داستانهای آمریکایی،قرن 21م،از پرفروش ترین های نیویورک تایمز،ترجمه شده به بیش از 40 زبان)
قیمت قبل

کتاب زبان گل ها

زبان گل ها

موجود
رقعی
1403

معرفی محصول

(داستانهای آمریکایی،قرن 21م،از پرفروش ترین های نیویورک تایمز،ترجمه شده به بیش از 40 زبان)
قیمتِ جدید در بازار: 599,000

449,000

فهرست

بخش اول - خار معمولی

فصل چهارم

فصل پنجم

فصل ششم

فصل هفتم

فصل هشتم

333333333333333

فصل یازدهم

فصل دوازدهم .

فصل سیزدهم

فصل چهاردهم

بخش دوم - قلبی نا آشنا

فصل او اول

فصل دوم

مشخصات محصول

نویسنده
ونسا دیفن باخ
ویرایش
-
مترجم
فیروزه مهرزاد
صفحات
400 صفحه
انتشارات
وزن
454 گرم
شابک
تیراژ
1100 جلد
قطع
سال
1403
تصویرگر
-
جلد
شومیز

چکیده

کتاب حاضر داستاني است که در آن «ويکتوريا» پس از دوران کودکي اش در پرورشگاه، نمي تواند با کسي ارتباط بگيرد و تنها راه ارتباط معني دار او با جهان از طريق گل ها و معاني آن ها است. او جايي براي رفتن ندارد و در يک پارک عمومي مي خوابد؛ جايي که از گياهان باغ کوچکي براي خود درست کرده است. خيلي زود، گل فروشي محلي، استعدادهاي او را کشف و «ويکتوريا» متوجه مي شود موهبت کمک به ديگران از طريق انتخاب گل ها را دارد. در اين ميان فروشنده اي مرموز در بازار گل جواب سؤال هاي «ويکتوريا» و راز دردناکي از گذشته اش را مي داند.

گوشه ای از کتاب

گویی آب اکسیژنه اطراف گوشت را کاملا از بین برده بود. باند سفیدی را دور مچ دستم و به آرامی دور انگشت هایم پیچید گفت: «می دانی وقتی شش سالم بود تنها راهی که برای بیرون آوردن مادرم از تختخواب یاد گرفته بودم تخلیه های هیجانی بود. فقط برای آنکه او از تختخواب بلند شود و مرا تنبیه کند با شرارت رفتار می کردم. هنگامی که ده سالم بود، او سعی کرد از دستم راحت شود و مرا به مدرسه ای خارج از شهر فرستاد. چنین اتفاقی برای تو رخ نمیدهد هیچ کاری نمی توانی انجام دهی که مرا وادار به این کار کنی هیچ کاری بنابراین می توانی بروی و امتحانم کنی. اگر این کاری است که میخواهی انجام دهی می توانی نقره های مادرم را اطراف آشپزخانه پرتاب کنی ولی بدان عکس العمل من همیشه مشابه است. من دوستت خواهم داشت و نگهت می دارم. متوجه شدی؟» به الیزابت نگاه کردم جسمم از بدگمانی سفت شده و نفسم از گرما و رطوبت حمام گرفته بود. او را درک نمی کردم. شانه ها منقبض شده و جملاتش تند و تیز و سریع بود. با لحنی رسمی که من هرگز با آن مواجه نشده بودم صحبت می کرد با این وجود در معنای کلماتش نرمی غیر قابل توضیحی وجود داشت. همچنین لمسش نیز متفاوت بود؛ دقیق دست هایم را تمیز کرد، بدون سکوت سنگین و رفتارهایی که مادرخوانده های دیگرم انجام می دادند. من به او اعتماد نداشتم. سکوت بین ما کش دار شد. الیزابت موهایم را پشت گوشم گذاشت وبرای گرفتن جواب نگاه عمیقی به چشم هایم انداخت. سرانجام گفتم: «بسیار خب چون میدانستم سریع ترین روش برای پایان دادن به مکالمه و ترک گرمای آن حمام کوچک است. گوشه های دهان الیزابت بالا رفت گفت پس بیا یکشنبه است

دیدگاه کاربران

دیدگاه شما

هنوز دیدگاهی برای این محصول ثبت نشده است. اولین نفر باشید.

CAPTCHA

با ثبت دیدگاه، موافقت خود را با قوانین انتشار دیدگاه در ایده‌بوک اعلام می‌کنید.

مشاهده قوانین ثبت دیدگاه
  1. 1 فقط درباره همین محصول و تجربه واقعی‌تان بنویسید.
  2. 2 از زبان مؤدبانه استفاده کنید؛ توهین منتشر نمی‌شود.
  3. 3 سؤال را در بخش پرسش و پاسخ بپرسید، نه در دیدگاه.
  4. 4 تبلیغات، لینک و شماره تماس درج نکنید.
  5. 5 دیدگاه پس از بررسی تیم محتوا منتشر می‌شود.
مشاهده قوانین کامل ایده بوک

پرسش خود را بپرسید

درباره این محصول سوال دارید؟
پرسش خود را ثبت کنید تا پاسخ بگیرید

مشاهده قوانین پرسش و پاسخ
  1. 1 پرسش باید مشخص و مربوط به همین محصول باشد.
  2. 2 وضعیت سفارش را از حساب کاربری پیگیری کنید.
  3. 3 قبل از پرسش، موارد مشابه را مرور کنید.
  4. 4 پاسخ ممکن است از خریداران یا ایده بوک باشد.
  5. 5 پرسش پس از بررسی محتوا منتشر می‌شود.
مشاهده قوانین کامل ایده بوک