کتاب
باغ وحش شیشه ای (نمایش نامه)،
اثر تنسی ویلیامز،
با ترجمهی حمید سمندریان،
در بازار نشر ایران، توزیع شده است.
کتاب باغ وحش شیشه ای نشر قطره
باغ وحش شیشه ای
موجود
کتاب
باغ وحش شیشه ای (نمایش نامه)،
اثر تنسی ویلیامز،
با ترجمهی حمید سمندریان،
در بازار نشر ایران، توزیع شده است. این محصول
در سال 1403
توسط انتشارات قطره،
به چاپ رسیده است.
این محصول
در قطع و اندازهی رقعی،
در سایت ایده بوک قرار دارد.
تام: فکر می کنی من چی کار می کنم؟ یا اینکه خیال می کنی حوصله ی من حق نداره سر بره؟ بله می دونم، برای تو بی تفاوته که من چی کار می کنم! خیلی بی تفاوت تر اینه که من میل دارم چی کار بکنم. تو بین این دو تا فرق نمی ذاری، هیچ وقت فکر اینو نمی کنی که…
آماندا: من این فکرو می کنم که سرکار کارایی کردین که خودتون از اونا شرم دارین! برای همینه که اینطور رفتار می کنی. من فکر نمی کنم تو هر شب به سینما بری. هیچ کس هر شب به سینما نمی ره. هیچ آدم عادی اون قدر که تو ادعا می کنی به سینما نمی ره. آدم دیگه نصف شب به سینما نمی ره. اصلاً هیچ سینمایی تا دو بعد از نصف شب باز نیست. هر شب با قدم های لرزون می آی خونه. مثل دیوونه ها با خودت حرف می زنی! سه ساعت می خوابی و بعد باید بلند شی و بری سرکار. من می تونم در نظرم مجسم کنم که تو کارتو با چه وضعی انجام می دی. خواب آلود، خسته، و مرتب هم با این حال نزارت چرت می زنی.
تام: بله حال من خیلی نزاره.
آماندا: تو چه حقی داری طوری رفتار کنی که شغلت به خطر بیفته؟ تأمین معاش همه ی ما به خطر بیفته؟ فکر می کنی اگه تو شغلتو از دست بدی زندگی ما چطوری…
تام: لابد تو… تو خیال می کنی من از کارم در انبار خیلی راضی هستم. (تند تند قدم می زند) خیال می کنی من عاشق این هستم که برای کفاشی کنتینانتال کار کنم؟ خیال می کنی می خوام پنجاه و پنج سال عمر خودمو توی اون زیرزمین مدرن تر از مدرن بگذرونم و زیر چراغ های مهتابی کار کنم؟ من ترجیح می دم یه نفر یه دیلم برداره و با اون مغز منو خرد کنه، تا اینکه هر روز صبح برگردم سرکارم. هر روز صبح که تو می آی به اتاق منو بیدارم می کنی و می گی: بلند شو جگر گوشه ی من مثل خورشید بدرخش، من پیش خودم می گم: چه خوشبختن کسانی که مرده ان. اما بازم بلند می شم و به سر کارم می رم. برای این پنجاه دلار کوفت و زهر ماری باید از تموم اون چیزایی که آرزوشونو دارم صرف نظر کنم. از تموم کارایی که دلم می خواد بکنم و از تموم چیزایی که توی زندگیم می خوام به اون برسم. اون وقت تو مرتب می گی من خودخواهم و همه اش به فکر خودمم. تو نمی تونی بفهمی که اگه من به فکر خودم بودم، اگه تا حالا یه بارم به فکر خودم افتاده بودم، حالا مدت ها بود همون جایی بودم که اون هست. یعنی منم مثل اون فرار می کردم. (با سرعت از جلوی مادرش عبور می کند) به من دست نزن مادر.
آماندا: من به تو دست نمی زنم. کجا می ری؟
تام: سینما.
آماندا: دروغه. (آماندا عقب عقب می رود)
زاده ۲۶ مارس ۱۹۱۱ در کلمبوس میسیسیپی. تنسی در سالهای کودکی، زندگی مدلِ کولیواری داشت و به همراه خانواده مدام از این شهر به آن شهر نقل مکان میکرد. شاید این نوع زندگی در دل خود جنبههای مثبت فراوانی برای خانواده ویلیامز نداشت؛ چرا که با سکونت در سنت لوئیز در سال ۱۹۱۸، کوهی از مشکلات بر سر این خانواده آوار شد و پدر دائمالخمر شد. این کشاکش و فراز و فرود زندگیِ خانوادگی، در آثار اولیه تنسی بازتابی مشهود دارد. او سالها بعد درآنباره گفت: «حس نمیکردم خانه برای من پناهگاه خوبی است، البته دنیای بیرون هم چندان تعریفی نداشت.»
تحصیلات آکادمیک ویلیامز در دانشگاه میسوری سپری شد و همین سالها بود که داستاننویسی و شعر هم برای او به مقولاتی جدی تبدیل شدند. نوشتن فرآیندی بود که ویلیامز حتی در سختترین شرایط به آن وفادار باشد. نخستین داستانش در مجله وایرتیلر به چاپ رسید و نخستین نمایشنامهای که از او اجرا شد یک نمایشنامهی کوتاه با عنوان قاهره، شانگهای، بمبئی بود که در سالن تئاتری کوچک به اجرا درآمد. نقد صریح سیاسی-اجتماعی جامعهی امریکا، موضوعی بود که از همان نخستین آثار خلقشدهی ویلیامز بهوضوح قابل مشاهده است. او آدمهایی را بهعنوان شخصیتهای اصلی آثارش خلق میکرد که بسیاری از نویسندگان آن زمانها، اقبالی به آنها نشان نمیدادند، چرا که بهزعم آنها طبقهی بورژوا، که مخاطبان اصلی سالنهای تئاتر بودند با این شخصیتها همراهی نمیکردند، اما در این میان، ویلیامز یک نوآورِ به تمام معنا بود.
تنسی ویلیامز از بزرگترین ستارگان جهان ادبیات است که با فرم و محتوای جذاب آثار خود و بهخصوص نمایشنامههایش، شمایلی ماندگار از خود به جای گذاشته است.
کامینو رئال، اتاق تاریک، گربه روی شیروانی داغ و باغوحش شیشهای از جمله آثار ترجمه شدهی تنسی ویلیامز به زبان فارسی است.
در حال حاضر مطلبی درباره حمید سمندریان
در دسترس نمیباشد. همکاران ما در بخش
محتوا،
به
مرور،
مترجمان را بررسی و مطلبی از آنها را در این بخش قرار خواهند داد. با توجه
به
تعداد
بسیار
زیاد
مترجمان این سایت، درج اطلاعات تکمیلی، نقد و بررسی تمامی آنها، کاری
زمانبر
خواهد
بود؛
لذا
در
صورتی که کاربران سایت برای مطلبی از مترجم، از طریق صفحه
ارتباط با ما
درخواست دهند، تهیه و درج محتوای برای آن مترجم در اولویت
قرار
خواهد
گرفت.ضمنا
اگر شما کاربر ارجمندِ سایت ایدهبوک، این مترجم را می شناسید یا حتی اگر
خود،
مترجم
هستید
و
تمایل دارید با مطلبی جذاب و مفید، سایرین را به مطالعهی کتاب ترغیب و
دعوت
کنید،
می
توانید
محتوای مورد نظرتان را از صفحه ارتباط با ما
ارسال
نمایید.
دیدگاه کاربران
دیدگاه شما
پرسش خود را بپرسید
درباره این محصول سوال دارید؟ پرسش خود را ثبت کنید تا پاسخ بگیرید
تلگرام
واتساپ
کپی لینک