IdeBook.ir
مشخصات محصول
نویسنده
بنانا یوشیموتو
ویرایش
-
مترجم
البرز قریب
صفحات
128 صفحه
انتشارات
وزن
132 گرم
شابک
تیراژ
-
قطع
سال
1394
تصویرگر
-
جلد
شومیز

کتاب سرسخت کم بخت

قیمت قبل

معرفی کتاب سرسخت کم بخت

نویسنده بنانا یوشیموتو
مترجم البرز قریب
انتشارات حرفه نویسنده
موجود
رقعی
1394
قیمت بازار: 250,000
200,000

معرفی محصول

نوشته بنانا یوشیموتو از ادبیات ژاپن. بنانا یوشیموتو به سال ۱۹۶۴ متولد شد. پدر او از شاعران و نویسندگان معروف ژاپن است. جلوه و آمیزه ی طنز و هولناکی رویدادهای داستان های او شبحی از کافکا و موراکامی را بر آن ها می اندازد. داستان ها و رمان های تحسین شده ی او، جوایز متعددی به دست آورده اند. رمان های یوشیموتو تاثیری ماندگار و خلسه آور دارند. غم، حسرت گذشته و گذر اندوهبار عمر، عناصر کلیدی زیبایی شناسی ژاپنی و هم چنین زمینه های اصلی داستان های او هستند. مثل دوقلوهایی که مسیرشان جدا می شود، دو داستان سرسخت و کم بخت چیزی فراتر از صدای اغوا کننده ی خالقشان را به اشتراک می گذارند. موضوع سوررئال و روایت رویاگونه ی سرسخت آن را بیشتر شبیه به داستان هایی می کند که در هنگام خواب خوانده یا گفته می شوند. اما در این میان ناگاه همه چیز به هم می ریزد. وقتی راوی داستان می فهمد که در سالگرد مرگ دوستش قرار دارد، به ناگاه یک سری اتفاقات عجیب به وقوع می پیوندد. در کم بخت، راوی داستان مراقب خواهر بزرگترش است که در حال مرگ است. در این داستان بی نظیر و درخشان، یوشیموتو نگاهی ماهرانه و ظریف به رابطه ی این دو می اندازد.
قیمت قبل

کتاب سرسخت کم بخت

معرفی کتاب سرسخت کم بخت

موجود
رقعی
1394

معرفی محصول

نوشته بنانا یوشیموتو از ادبیات ژاپن. بنانا یوشیموتو به سال ۱۹۶۴ متولد شد. پدر او از شاعران و نویسندگان معروف ژاپن است. جلوه و آمیزه ی طنز و هولناکی رویدادهای داستان های او شبحی از کافکا و موراکامی را بر آن ها می اندازد. داستان ها و رمان های تحسین شده ی او، جوایز متعددی به دست آورده اند. رمان های یوشیموتو تاثیری ماندگار و خلسه آور دارند. غم، حسرت گذشته و گذر اندوهبار عمر، عناصر کلیدی زیبایی شناسی ژاپنی و هم چنین زمینه های اصلی داستان های او هستند. مثل دوقلوهایی که مسیرشان جدا می شود، دو داستان سرسخت و کم بخت چیزی فراتر از صدای اغوا کننده ی خالقشان را به اشتراک می گذارند. موضوع سوررئال و روایت رویاگونه ی سرسخت آن را بیشتر شبیه به داستان هایی می کند که در هنگام خواب خوانده یا گفته می شوند. اما در این میان ناگاه همه چیز به هم می ریزد. وقتی راوی داستان می فهمد که در سالگرد مرگ دوستش قرار دارد، به ناگاه یک سری اتفاقات عجیب به وقوع می پیوندد. در کم بخت، راوی داستان مراقب خواهر بزرگترش است که در حال مرگ است. در این داستان بی نظیر و درخشان، یوشیموتو نگاهی ماهرانه و ظریف به رابطه ی این دو می اندازد.
قیمتِ جدید در بازار: 250,000

200,000

سرسخت کم بخت

اثر بنانا یوشیموتو

مشخصات محصول

نویسنده
بنانا یوشیموتو
ویرایش
-
مترجم
البرز قریب
صفحات
128 صفحه
انتشارات
وزن
132 گرم
شابک
تیراژ
-
قطع
سال
1394
تصویرگر
-
جلد
شومیز

گوشه ای از کتاب

چراغ های میز پذیرش خاموش بودند. فرش فضای ورودی، کمی کثیف بود و بوی کپک می داد. من پیش تر هم در فضاهایی مثل این اقامت کرده بودم، پس زیاد عذاب نمی کشیدم؛ فقط از رسیدن هیجان زده بودم. چندین بار زنگ را به صدا درآوردم تا بالاخره زنی از اتاق پشت میز بیرون آمد؛ اتاقی به سبک ژاپنی که دیواره های شوجی و کف پوشی از تاتامی داشت. او پنجاه ساله، لاغر اندام و چشمانی هوشیار داشت. در ابتدا به نظر می آمد قصد دارد سبب این همه تاخیر را بپرسد اما وقتی به او گفتم گرسنه‎ام، رفتارش بسیار دوستانه شد. او گفت: رستوران تا ساعت ده بازه، اگه همین الان برین شاید چیزی برای خوردن پیدا کنین. اگه می خواین وسایلتونو توی اتاق بذارین. من وضعیت شما رو براشون توضیح می دم و ازشون می خوام آشپزخونه رو باز نگه دارن. فقط قول بدین که معطل نکنین. می دونین این دور و بر فقط یه مغازه ی رامِن فروشی هست که اونم امروز تعطیله. گفتم: سریع برمی گردم. و به سمت اتاقم رفتم. چمدان ها را زمین گذاشتم، جوراب های بدبو را از پایم درآوردم و سریع از پله ها پایین برگشتم. دور از ذهن نبود که من تنها مشتریِ آن رستوران کم نور باشم. یک ارکیده ی مصنوعی در گلدان عجیبی روی میز من قرار داده شده بود. سوپ ذرت غلیظی که اول آوردند در کاسه ای گل دار ریخته شده بود، مزه اش به طرز حیرت آوری جوری بود که انگار از کنسرو درآورده شده است. چه چیزی ما ژاپنی ها را به تفسیر غلط این چیزها-سوپ غلیظ و گل مصنوعی- به چیزهای استاندارد، شیک و ظریف واداشته است؟ البته آن سوپ، نان تند و بطری کوچک آبجو بالاخره گرمم کرد. شهر و کوهستان تاریک را می توانستم از پنجره ببینم. نور چراغ های شهر تا دوردست ها گسترده بود؛ ذرات روشنایی. حس می کردم به ناکجا آمده ام. انگار دیگر خانه ای نداشتم تا به آن بازگردم. جاده‎ای که در آن بودم راه به جایی نداشت. این سفر هیچ وقت تمام نمی شد انگار فردا صبح هرگز نمی رسید. به نظرم رسید که احتمالا وقتی یک روح باشی چنین حسی خواهی داشت. با خود فکر کردم که حتما، ارواح برای همیشه در تله ی زمانی این چنینی گیر افتاده‎ اند. حالا چرا من به این فکر می کنم که ارواح چه حسی دارند؟ نمی دانستم. بی شک خستگی در من لانه کرده بود. نگاهی به پنجره افکندم و متوجه تابشی محو در آسمان شدم.درست در همین موقع، ماشین آتش نشانی و یک آمبولانس به پنجره ی هتل نزدیک شدند. حس عجیبی وجودم را فراگرفت، برخاستم و رفتم تا صورت حساب را پرداخت کنم. به اتاقم برگشتم و کیمونوی کتانی نازکی که هتل فراهم کرده بود را پوشیدم و به طرف حمام آب گرم رفتم. وقتی از جلوی میز پذیرش رد می شدم، خانمی را که قبل تر با او صحبت کرده بودم، دیدم؛ به تازگی از بیرون برگشته بود و به نظر رنگ پریده می آمد. پرسیدم: چیزی شده؟ زن جواب داد: ظاهرا مغازه ی اودون فروشی آتیش گرفته! با خود گفتم: ای وای! -کسی هم مرده؟ زن نگاهی سنگین و طولانی به من انداخت و چیزی نگفت. گفتم: می دونی، من قبل از آمدن به هتل، اودون خوردم و بدون این که بتونم تمومش کنم از اون جا بیرون اومدم. می خواستم بدونم که این همون جا بوده یا نه. زن گفت: گفتین که چیزی نخوردین…اوه، می دونم. غذای اون جا وحشتناکه، نه؟ فکر نکنم هیچ کسی تو شهر حاضر باشه غذای اون جا رو بخوره، خوب می دونم چی می گید.

دیدگاه کاربران

دیدگاه شما

هنوز دیدگاهی برای این محصول ثبت نشده است. اولین نفر باشید.

CAPTCHA

با ثبت دیدگاه، موافقت خود را با قوانین انتشار دیدگاه در ایده‌بوک اعلام می‌کنید.

مشاهده قوانین ثبت دیدگاه
  1. 1 فقط درباره همین محصول و تجربه واقعی‌تان بنویسید.
  2. 2 از زبان مؤدبانه استفاده کنید؛ توهین منتشر نمی‌شود.
  3. 3 سؤال را در بخش پرسش و پاسخ بپرسید، نه در دیدگاه.
  4. 4 تبلیغات، لینک و شماره تماس درج نکنید.
  5. 5 دیدگاه پس از بررسی تیم محتوا منتشر می‌شود.
مشاهده قوانین کامل ایده بوک

پرسش خود را بپرسید

درباره این محصول سوال دارید؟
پرسش خود را ثبت کنید تا پاسخ بگیرید

مشاهده قوانین پرسش و پاسخ
  1. 1 پرسش باید مشخص و مربوط به همین محصول باشد.
  2. 2 وضعیت سفارش را از حساب کاربری پیگیری کنید.
  3. 3 قبل از پرسش، موارد مشابه را مرور کنید.
  4. 4 پاسخ ممکن است از خریداران یا ایده بوک باشد.
  5. 5 پرسش پس از بررسی محتوا منتشر می‌شود.
مشاهده قوانین کامل ایده بوک