مشخصات محصول
نویسنده
ریشل مید
ویرایش
-
مترجم
زهرا غفاری
صفحات
320 صفحه
انتشارات
وزن
371 گرم
شابک
تیراژ
1000 جلد
قطع
سال
1404
تصویرگر
-
جلد
شومیز

کتاب بی صدایی

بی صدایی

نویسنده: ریشل مید
مترجم: زهرا غفاری
انتشارات: پرتقال
موجود
24% 830,000
630,800

معرفی محصول

(داستانهای آمریکایی،قرن 20م،مناسب بالای 12سال،در فهرست کتابهای پرفروش)

کتاب بی صدایی

بی صدایی

موجود

معرفی محصول

(داستانهای آمریکایی،قرن 20م،مناسب بالای 12سال،در فهرست کتابهای پرفروش)
24% 830,000

630,800

فهرست

کتاب بی صدایی اثر ریشل مید مترجم زهرا غفاری نشر پرتقال منتشر شده است 

مشخصات محصول

نویسنده
ریشل مید
ویرایش
-
مترجم
زهرا غفاری
صفحات
320 صفحه
انتشارات
وزن
371 گرم
شابک
تیراژ
1000 جلد
قطع
سال
1404
تصویرگر
-
جلد
شومیز

چکیده

داستان درباره روستایی است که همه ساکنانش ناشنوا هستند. در این دهکده فقط سه نوع کار وجود دارد. هنرمندی، کار در معدن و کارهای خدماتی. دو خواهر که پدر و مادرشان معدنچی بوده و در جوانی مرده اند، اولین افراد خانواده شان هستند که به رتبه هنرمندی رسیده اند. آن ها در حال آموختن نقاشی هستند. قدرت بینایی خواهر کوچک هر روز کمتر می شود و خواهر بزرگ تر سعی می کند این موضوع را مخفی کند؛ زیرا اگر استادان از این موضوع آگاه شوند، او را به معدن می فرستند.

گوشه ای از کتاب

زیاد و عرق ریختن های مداوم حسابی خیس شده است. غبار طلایی رنگ معدن هم درست مثل همان اولین باری که در دوران کودکی ام دیده بودمش همچنان روی پوست و لباسهایش نشسته و با توجه به نور خورشیدی که مستقیماً روی هیکلش تابیده لرزشی را به قلبم می اندازد. وقتی بائو سرش را به طرف من میچرخاند جای زخم قرمزرنگی را روی پیشانی اش میبینم. لیوی اول مطمئن میشود که پدرش میتواند به تنهایی روی پای خودش بایستد بعد با تکه پارچه ای که از یک کیسه ی لباس کوچک کنده است زخم او را تمیز میکند دستهایش سریع و ماهرانه عمل می کنند؛ کاری که در تضاد با جثه ی تنومند و نیروی زیاد اوست. لیوی خیلی زود زخم را باندپیچی میکند و حال پدرش کمی بهتر میشود. بعد از اینکه کارش تمام میشود میگوید نباید بذاری دوباره همچین اتفاقی بیفته؛ وگرنه ممکنه گشته بشی بائو سرسختانه در جواب او علامت میدهد تقصیر من نبود. همه چی داره خوب پیش میره لی وی به پیشانی پدرش اشاره میکند و میگوید هیچی خوب نیست اگه من لحظه های آخر نمیرسیدم قضیه خیلی بدتر میشد. تو دیگه نمیتونی تو معدن کار کنی بائو همچنان مصمم به نظر میرسد میگوید میتونم و کار هم میکنم هنوز اون قدری میبینم که بتونم وظایف خودم رو انجام بدم فقط همین مهمه موضوع فقط کارت نیست

معلوم است که لیوی به سختی تلاش میکند آرامشش را حفظ کند اما ترس عمیقی در چشم هایش دیده میشود.

موضوع حتی در مورد زندگیت هم نیست قضیه ی زندگی دیگرانه تو با پایین موندنت اونا رو هم به خطر میندازی غرورت رو بذار کنار و اعلام بازنشستگی کن

نویسنده

ریشل مید

کتاب های ریشل مید

در حال حاضر مطلبی درباره ریشل مید در دسترس نمی‌باشد. همکاران ما در بخش محتوا، به مرور، نویسندگان را بررسی و مطلبی از آنها را در این بخش قرار خواهند داد. با توجه به تعداد بسیار زیاد نویسندگان این سایت، درج اطلاعات تکمیلی، نقد و بررسی تمامی آنها، کاری زمانبر خواهد بود؛ لذا در صورتی که کاربران سایت برای مطلبی از نویسنده، از طریق صفحه ارتباط با ما درخواست دهند، تهیه و درج محتوای برای آن نویسنده در اولویت قرار خواهد گرفت.ضمنا اگر شما کاربر ارجمندِ سایت ایده‌بوک، این نویسنده را می شناسید یا حتی اگر خود، نویسنده هستید و تمایل دارید با مطلبی جذاب و مفید، سایرین را به مطالعه‌ی کتاب ترغیب و دعوت کنید، می توانید محتوای مورد نظرتان را از صفحه ارتباط با ما ارسال نمایید.

مترجم

زهرا غفاری

کتاب های زهرا غفاری

در حال حاضر مطلبی درباره زهرا غفاری در دسترس نمی‌باشد. همکاران ما در بخش محتوا، به مرور، مترجمان را بررسی و مطلبی از آنها را در این بخش قرار خواهند داد. با توجه به تعداد بسیار زیاد مترجمان این سایت، درج اطلاعات تکمیلی، نقد و بررسی تمامی آنها، کاری زمانبر خواهد بود؛ لذا در صورتی که کاربران سایت برای مطلبی از مترجم، از طریق صفحه ارتباط با ما درخواست دهند، تهیه و درج محتوای برای آن مترجم در اولویت قرار خواهد گرفت.ضمنا اگر شما کاربر ارجمندِ سایت ایده‌بوک، این مترجم را می شناسید یا حتی اگر خود، مترجم هستید و تمایل دارید با مطلبی جذاب و مفید، سایرین را به مطالعه‌ی کتاب ترغیب و دعوت کنید، می توانید محتوای مورد نظرتان را از صفحه ارتباط با ما ارسال نمایید.

دیدگاه کاربران

دیدگاه شما
CAPTCHA

با ثبت دیدگاه، موافقت خود را با قوانین انتشار دیدگاه در ایده‌بوک اعلام می‌کنید.

پرسش خود را بپرسید

درباره این محصول سوال دارید؟
پرسش خود را ثبت کنید تا پاسخ بگیرید