جستجوهای اخیر
جستجوهای پرطرفدار
600,000
یک روز بعد از توفانی که ویولتا برای اولین بار رافائل را از انرژی عجیب اقیانوس خبردار کرده بود بقیه ی خنجر داران به دنبال او به ساحل می آیند.
عده ی کمی دور جسد باليراها جمع شده اند و با هم پچ پچ و زمزمه می کنند. چند بچه نزدیک بدن هایشان بازی میکنند و یکدیگر را ترغیب می کنند که اگر جرئت دارد به آن پوست گندیده دست بزند و از ابعاد حیوان جیغ می زنند. اقیانوس همچنان به بدنهایشان میکوبد و بیهوده تلاش می کند آنها را به آب بازگرداند.
لوسنت در حالی که راهی را از روی صخره ها به سمت ماسه ها انتخاب می کند به رافائل میگوید این غیر معمول است اما چیزی نیست که قبلاً به گوش نخورده باشد بلدین قبلاً از این به شن نشستن های انبوه به خود دیده. هر چیزی ممکن است باعث آن شده باشد؛ سرد و گرم شدن آب مهاجرت دیر به دیر ماهیها در آن سال توفان شاید این جا هم همین طور است. فقط یک تغییر موقتی جزر و مد رافائل دستهایش را در آستینهایش گره کرده و به کودکانی که دور جسدها میدوند نگاه میکند یک توفان ساده یا تغییر جزر و مد نمی تواند انرژی ای را که دیشب در اقیانوس حس کرده بود انرژی ای که ویولتا را از تخت بیرون کشیده بود و او را به نفس نفس انداخته بود توضیح دهد.
درباره این محصول سوال دارید؟
پرسش خود را ثبت کنید تا پاسخ بگیرید
تلگرام
واتساپ
کپی لینک