IdeBook.ir
مشخصات محصول
نویسنده
روث ور
ویرایش
-
مترجم
زهرا هدایتی
صفحات
368 صفحه
انتشارات
وزن
421 گرم
شابک
تیراژ
-
قطع
سال
1404
تصویرگر
-
جلد
شومیز

کتاب زنی در کابین 10

زنی در کابین 10

نویسنده روث ور
مترجم زهرا هدایتی
انتشارات نون
موجود
رقعی
1404
17% 890,000
738,700

معرفی محصول

کتاب زنی در کابین ۱۰ نوشته ایست خواندنی از روث ور به ترجمه زهرا هدایتی و چاپ انتشارات نون. رمانی مهیج، جذاب، زیبا و ترسناک که خواننده را به شدت تحت تاثیر قرار می دهد، تا آن جا که مدت ها پس از پایان، ذهن او را به خود مشغول می سازد. داستان خبرنگاری که برای ماموریتی راهی سفری هفت روزه با یک کشتی گران قیمت و مجلل می شود، همه چیز در آرامش و شکوهی دوست داشتنی به سر می برد تا هنگامی که ورق برمی گردد و بادهای سرگردان، تصاویر غیرقابل باور و اتفاقات هراسناک ماجرایی وحشتناک را رقم می زنند.

کتاب زنی در کابین 10

زنی در کابین 10

موجود
رقعی
1404

معرفی محصول

کتاب زنی در کابین ۱۰ نوشته ایست خواندنی از روث ور به ترجمه زهرا هدایتی و چاپ انتشارات نون. رمانی مهیج، جذاب، زیبا و ترسناک که خواننده را به شدت تحت تاثیر قرار می دهد، تا آن جا که مدت ها پس از پایان، ذهن او را به خود مشغول می سازد. داستان خبرنگاری که برای ماموریتی راهی سفری هفت روزه با یک کشتی گران قیمت و مجلل می شود، همه چیز در آرامش و شکوهی دوست داشتنی به سر می برد تا هنگامی که ورق برمی گردد و بادهای سرگردان، تصاویر غیرقابل باور و اتفاقات هراسناک ماجرایی وحشتناک را رقم می زنند.
17% 890,000

738,700

فهرست

کتاب زنی در کابین 10،اثر روث ور،ترجمه زهرا هدایتی،توسط انتشارات نون منتشر شده است
درباره کتاب زنی در کابین 10 :
در این داستان جذاب و منسجم که یادآور رمان های آگاتاکریستی است . لوبلک لاک ، خبرنگار نویسنده مجله سفر ، ماموریتی کم نظیر نصیبش می شود : مسافرتی یک هفته ای با کشتی تفریحی لوکسی که تنها تنها چند کابین دارد . آسمان صاف است ، آب آرام و میهمانان خاص و خوش پوش کشتی سرمست از آغاز سفرشان با آن کشتی اختصاصی  در دریای دل انگیز شمال . کابین هایش مجلل است و میهمانی های شام پر از شرو شور. اما روز های هفته که می گذرد ، بادهای سردی عرشه ی کشتی را شلاق می زنند ، آسمان خاکستری می شود و لو چیزی می بیند که آن را فقط می توان کابوسی عجیب تلقی کرد ....
فضایی که از قرار معلوم ، به اندازه زیبایی عجیبش ، ترسناک هم هست ، زنی در کابین ده داستانی که وقتی تمام می شود ، حتی قدرترین خوانندگان را هم تا مدت ها بی قرار می گذارد . 
طرفداران در یک جنگل تاریک تاریک ، دختری در قطار و در ژرفای آب  بی شک از خواندن این رمان نیز لذت خواهند برد .

بریده ای از فصل هشتم کتاب زنی در کابین ده :
با کمال تعجب خیلی طول کشید که خدمه مارا به سالن غذا خوری کوچک کناری راهنمایی کنند . یک جورهایی انتظار داشتم که این کار با چیدمانی کاربردی انجام شود ، مثل لنج هایی که با آن ها سفر کرده بودم و در آن ها میز ها ردیف شده بودند و پیشخوانی طولانی از غذا قرار داشت . تعجبی نداشت که در واقعیت ، این کشتی کاملا فرق می کرد : سالنی به اندازه اتاق غذا خوری خصوصی رستوران ها . حتی ممکن بود در خانه کسی باشیم ، البته اگر کسی را می شناختم که خانه اش پرده های جنس ابریشم خام و لیوان های بلوری تراش دار داشت .
وقتی دیگر همه نشسته بودیم ، سرم از درد زق زق می کرد و به شدت به غذا احتیاج داشتم و بیشتر از آن به قهوه ، اما حدس زدم که باید تا وقت دسر برای آن صبر می کردم . به نظر زمان زیادی می آمد . مهمان ها سر دو میز شش نفره قرار داده شده بودند ، اما سر هر میز یک صندلی خالی وجود داشت . یعنی یکی از آن ها جای دختر کابین 10 بود ؟ سریع زیر لبم افراد را شمردم .
سر میز یک ریچارد بالمر ، تینا ، الکساندر ، اوئن و بن نشسته بودند . جای خالی روبه روی ریچارد بالمر بود . سر میز دو  من ، لارس ، کلوئی ، آرچر و کول بودیم و جایی خالی کنار کول . کول به پیش خدمتی که با بطری نوشیدنی از راه رسیده ه بود گفت : می تونین این رو بردارین دستش را بالای  سرویس غذاخوری استفاده نشده تکان داد . زنم نتونست بیاد سفر .....

مشخصات محصول

نویسنده
روث ور
ویرایش
-
مترجم
زهرا هدایتی
صفحات
368 صفحه
انتشارات
وزن
421 گرم
شابک
تیراژ
-
قطع
سال
1404
تصویرگر
-
جلد
شومیز

چکیده

کتاب حاضر، داستاني است که در آن «لو بلکلاک»، روزنامه نگاري است که براي مجله گردشگري مطلب مي نويسد و به تازگي، با مأموريتي وسوسه انگيز مواجه شده است: گذراندن يک هفته در يک کشتي تفريحي لوکس با تعداد کابين هاي محدود. در آغاز سفر، همه چيز بسيار عالي است و آسمان صاف، آب هاي آرام و هم سفران خوب و خوش برخورد، نويد سفري بسيار لذت بخش را به «لو» مي دهند. اما با گذشت چند روز، بادهاي سرد و خشک شروع به وزيدن مي کنند، آسمان تيره وتار مي شود و «لو»، صحنه اي را مي بيند که فقط مي تواند آن را کابوسي ترسناک و تاريک بنامد. «لو»، زني را مي بيند که از کشتي به پايين پرتاب مي شود، اما دليل واقعي اين اتفاق چه بوده است، مشخص نيست.

گوشه ای از کتاب

اولش نمی توانستم هیچ کاری کنم. فقط همان طور ایستادم، به حروفی که چکه می کردند خیره شدم و قلبم آن قدر تند می زد که حس کردم بالا خواهم آورد. صدای غرش عجیبی در گوشم بود و صدای گریه می شنیدم، مثل صدای حیوانی وحشت زده، صدای ناخوشایندی که چیزی بین ترس و درد بود و بخشی غریب و جدا از وجودم می دانست کسی که این صداها را تولید می کرد خودم بودم. بعد به نظر می رسید که اتاق تکان می خورد و دیوارها احاطه ام می کنند و متوجه شدم دچار حمله ترس شده ام و بیهوش می شدم اگر خودم را به جای امنی نمی رساندم…

دیدگاه کاربران

دیدگاه شما

هنوز دیدگاهی برای این محصول ثبت نشده است. اولین نفر باشید.

CAPTCHA

با ثبت دیدگاه، موافقت خود را با قوانین انتشار دیدگاه در ایده‌بوک اعلام می‌کنید.

مشاهده قوانین ثبت دیدگاه
  1. 1 فقط درباره همین محصول و تجربه واقعی‌تان بنویسید.
  2. 2 از زبان مؤدبانه استفاده کنید؛ توهین منتشر نمی‌شود.
  3. 3 سؤال را در بخش پرسش و پاسخ بپرسید، نه در دیدگاه.
  4. 4 تبلیغات، لینک و شماره تماس درج نکنید.
  5. 5 دیدگاه پس از بررسی تیم محتوا منتشر می‌شود.
مشاهده قوانین کامل ایده بوک

پرسش خود را بپرسید

درباره این محصول سوال دارید؟
پرسش خود را ثبت کنید تا پاسخ بگیرید

مشاهده قوانین پرسش و پاسخ
  1. 1 پرسش باید مشخص و مربوط به همین محصول باشد.
  2. 2 وضعیت سفارش را از حساب کاربری پیگیری کنید.
  3. 3 قبل از پرسش، موارد مشابه را مرور کنید.
  4. 4 پاسخ ممکن است از خریداران یا ایده بوک باشد.
  5. 5 پرسش پس از بررسی محتوا منتشر می‌شود.
مشاهده قوانین کامل ایده بوک