کتاب
سیمای زنی در میان جمع،
اثر هاینریش بل،
با ترجمهی سارنگ ملکوتی،
در بازار نشر ایران، توزیع شده است.
کتاب سیمای زنی در میان جمع نشر نگاه
سیمای زنی در میان جمع
موجود
کتاب
سیمای زنی در میان جمع،
اثر هاینریش بل،
با ترجمهی سارنگ ملکوتی،
در بازار نشر ایران، توزیع شده است. این محصول
در سال 1404
توسط انتشارات نگاه،
به چاپ رسیده است.
این محصول
در قطع و اندازهی پالتوئی،
در سایت ایده بوک قرار دارد.
در رمان حاضر، «لني» دختر سرزنده و نازپرورده پدري است که شرکت هاي بزرگ ساختماني دارد و درحالي که از موفقيت شغلي کم نظيري برخوردار است، در اثر رسوايي ناشي از معاملات غيرقانوني سقوط مي کند، ورشکست مي شود و سپس به زندان مي افتد. در دوران پس از جنگ و آزادي از زندان، به عنوان سرکارگر ساختماني، زندگي جديدي را در پيش مي گيرد و در اثر سانحه اي هنگام کار، جان خود را از دست مي دهد.
گوشه ای از کتاب
در همان اولین ماهی که لنی وارد مدرسه شبانه روزی شده بود رفیق زندگی اش یعنی مارگارت زایست را پیدا کرد که پیش از ورودش به مدرسه به او انگ آکله بودن را زده بودند. او دختر نافرمانی از پدرو مادری بسیار متعصب و مذهبی بود که والدین وی همچون معلمانش تا آن زمان قادر به مهار او نشده بودند.
مارگارت همیشه سرحال و سرزنده بود و بچه ها به او لقب مرغ خندان داده بودند، او دختری تیره موی بود که برخلاف لنی بسیار پرحرف و پر چانه بود. راحل اولین کسی بود که بعد از چهارده روز با مشاهده پوست دست و شانه مارگارت دریافته بوده که مارگارت با مردان رابطه داشته است. از آنجایی که خود مارگارت تنها شاهد این گفتگو است باید کمی محتاطانه با این مطلب برخورد کنیم، نویسنده اما بر واقعیت گفته های مارگارت شکی ندارد.
وی معتقد است که راحل نه تنها با غریزه ی مطمئن شناخت شیمیایی اش بلکه از روی تاثیرات فیزیکی پوست این را تشخیص داده است و بعدها او در گفتگوی خودمانی با مارگارت گفته که از پوست او تشعشعات جذاب نوازشگری قابل دیدن هستند که از پوست به رنگ قرمز درآمده ی آن چنان می آمد که او بیش از یک بار از این نوازش ها بهره مند شده است. او همچنین اعتراف می کند شب ها به نوعی که آن را برای ما بازگو می کند یواشکی از کلیسا بیرون می رفته و با مردها ملاقات می کرده است.
مارگارت علاقه چندانی به نشست و برخاست با مردان نداشت زیرا آن چنان که او می گفت این مردان غُر می زدند و این را از تجربه ای که با یک معلم داشته می گوید، معلمی که ادعا کرده بود از پس مارگارت برنمی آید و مارگارت با آن لهجه ی خشک راینی خود گفته بود : او خیلی هم خوب از عهده ی این کار برمی آمد.
او می گفت جوانان همسن و سالش بهتر از مردان غرغرو هستند و او کاملا واضح و بدون رودربایستی می گفت: که با جوانان خوش می گذرد و آنها چنان به وجد می آیند که فریاد شادی سر داده و خودم هم از خوشحالی آنها شاد می شوم.
او این کار را جهت شادی جوانان با آنها می کرد. اینجا باید این نکته ذکر شود که ما خواهر روحانی راحل را برای اولین بار دیدیم که می گرید، حال من در سن چهل و هشت سالگی که با سفلیس و مریضی های دیگر روی این تخت بستری شده ام تازه می فهمم که چرا راحل در آن زمان می گریسته است.
بعد از اینکه راحل حسابی اشک هایش را ریخت (که طبق گفته های مارگارت زمان زیادی طول کشید) نگاهی متفکرانه به من کرد که اصلا از روی غضب نبود.
زادۀ بیستویکمین روز دسامبر سال ۱۹۱۷ در شهر کلن آلمان. بُل را میتوان ازجمله نویسندگانی دانست که سرنوشتش از همان سنین کم با کتاب پیوند خورده است. پس از دوران دبیرستان بود که در یک کتابفروشی مشغول به کار شد، اما خیلی زود و با برافروخته شدن شعلههای جنگ جهانی دوم، مجبور به اعزام به جبهههای نبرد شد و تا سال ۱۹۴۵ جنگ درگیر بود.
نفرت بُل از جنگ، مسئلهای آشکار است. او در طول جنگ، چندینبار دچار جراحات گوناگون شد و چندینبار هم از پادگان فرار کرد.
کار بدانجا رسید که هاینریشِ جوان برگههای عبور و مرور را جعل کرد و بهوسیلۀ آنها به غرب اروپا گریخت؛ اما در آنجا، امریکاییها او را دستگیر کردند و پس از رهایی، تصمیم گرفت با همسرش در همان شهر کلن به زندگی ادامه دهد، شهری که بر اثر ویرانیهای جنگ، بیش از ۸۰ % ویران شده بود.
شهرت ادبی هاینریش بل بیش از هر چیز مرهون داستان قطار به موقع رسید است. این کتاب در سال ۱۹۴۹ به چاپ رسید و برای بُل موفقیت زیادی به همراه داشت.
اما در کشورمان، نام هاینریش بل، بیش از هر چیز با رمان عقاید یک دلقک پیوند خورده است. رمانی که در سال ۱۹۶۳ منتشر شده است: دلقکی به نام هانس که در سالهای پس از جنگ، معشوقهاش ماری او را ترک کرده و او حالا به دنبال یافتن پاسخِ پرسشهای بسیاری است.
سیمای زنی در میان جمع، مهمانهای ناخوانده، فرشته سکوت کرد، آدم کجا بودی؟، طعم نان و بیلیارد در ساعت نهونیم ازجمله آثار اوست.
در حال حاضر مطلبی درباره سارنگ ملکوتی
در دسترس نمیباشد. همکاران ما در بخش
محتوا،
به
مرور،
مترجمان را بررسی و مطلبی از آنها را در این بخش قرار خواهند داد. با توجه
به
تعداد
بسیار
زیاد
مترجمان این سایت، درج اطلاعات تکمیلی، نقد و بررسی تمامی آنها، کاری
زمانبر
خواهد
بود؛
لذا
در
صورتی که کاربران سایت برای مطلبی از مترجم، از طریق صفحه
ارتباط با ما
درخواست دهند، تهیه و درج محتوای برای آن مترجم در اولویت
قرار
خواهد
گرفت.ضمنا
اگر شما کاربر ارجمندِ سایت ایدهبوک، این مترجم را می شناسید یا حتی اگر
خود،
مترجم
هستید
و
تمایل دارید با مطلبی جذاب و مفید، سایرین را به مطالعهی کتاب ترغیب و
دعوت
کنید،
می
توانید
محتوای مورد نظرتان را از صفحه ارتباط با ما
ارسال
نمایید.
دیدگاه کاربران
دیدگاه شما
پرسش خود را بپرسید
درباره این محصول سوال دارید؟ پرسش خود را ثبت کنید تا پاسخ بگیرید
تلگرام
واتساپ
کپی لینک