کتاب
مینیماژ(دورترازهرجای دیگر)نیماژ،
اثر ارسولا کروبر لگوین،
با ترجمهی بشیر عبدالهی،
در بازار نشر ایران، توزیع شده است.
کتاب دورتر از هر جای دیگر قطع رقعی
دورتر از هر جای دیگر
موجود
کتاب
مینیماژ(دورترازهرجای دیگر)نیماژ،
اثر ارسولا کروبر لگوین،
با ترجمهی بشیر عبدالهی،
در بازار نشر ایران، توزیع شده است. این محصول
در سال 1396
توسط انتشارات نیماژ،
به چاپ رسیده است.
این محصول
به تیراژ 1,100 جلد،
در قطع و اندازهی رقعی،
در سایت ایده بوک قرار دارد.
پیروِ آن دسته از افرادی که درباره ی مغز و ذهن مطلب می نویسند و کسانی که به تفاوت های قسمت پیشین و پسین مغز علاقه ی بیشتری دارند تا تفاوت های نیمکره ی چپ و راست، این نمونه ی بارزی از لُب پیشین است که در تلاش برای یک تغییر اساسی و مغشوش کردن مغز خلفیِ پیر و فلک زده اش است. این یک آشفتگی برای روشن فکران است که مستعد آن هستند. دست کم روشنفکر گیج احمقی مانند من.
در ابتدا همه چیز روبه راه بود چون به واقع بسیار کم دل وجرئت بودم. اما بعد، وقت هایی که با ناتالی نبودم، در خیال روی خودم کار می کردم تا عاشقش شوم. ولی وقتی در عالم واقع کنار او بودم، همه چیز را به کل فراموش می کردم و مانند دیوانه ها یکریز حرف می زدیم، درست مانند قبل.
برنامه های آینده مان موضوع مهمی بود که درباره ی آن حرف می زدیم -یک موضوع کاملاً طبیعی برای دانش آموزان دبیرستانیِ سال چهارم در ترم آخر. تکلیف ناتالی کاملاً مشخص بود. او می خواست در تابستان پیش رو به تنگلوود برود، بیشتر به خاطر دیدن مردم شرق کشور، موسیقی دانان دیگر، افراد حرفه ای که می توانستند به او کمک کنند و بَروبچه های دیگر رشته ی موسیقی. رقابتی که به پیشوازش می رفت؛ او بی صبرانه منتظر مواجهه با رقابت بود تا خودش را مقابل آن ها بسنجد. سپس قصد داشت پاییز به خانه برگردد و تا یک سال بکوب در آموزشگاه موسیقی کار کند و درس دهد تا پول کافی کنار بگذارد و تمرین و آهنگ سازی کند و در دانشگاه ایالتی تئوری موسیقی پیشرفته و هارمونی درس بدهد؛ او می گفت تنها یک مرد در آنجا وجود دارد که می تواند چیزهایی که لازم است بداند را به او بیاموزد؛ سال گذشته هم در مدرسه ی تابستانی کمی با این فرد کار کرده بود. سپس با پس اندازش و کمک هزینه ی تحصیلی هرقدر که به او اعطا کنند، به مؤسسه ی موسیقی ایست مَن در نیویورک خواهد رفت و در آنجا با چندین آهنگ ساز همان طور که خودش گفت تا جایی که ارزشش را داشته باشد، همکاری خواهد کرد. این ها دقیقاً همان دلایلی بودند که من را مشتاق رفتن به ام آی تی می کرد: در آنجا مردی بود که فعالیت های روان شناسی فیزیولوژیکی انجام می داد، دقیقاً همان چیزی که من به شدت به آن علاقه داشتم. گفت وگوهای واقعاً شگفت انگیزی داشتیم، از توضیح ناتالی در مورد اینکه آهنگ سازان بر چه تلاشی بودند گرفته تا کوشش من برای توضیح اینکه خودآگاهی چه بود؛ اما از همه چیز هیجان انگیزتر این بود که چطور در اغلب موارد دو موضوع کاملاً متفاوت به هم مربوط می شدند و مشخص می شد چقدر در ارتباط با هم هستند. حسن معرکه ی اندیشه ها، روالی است که خودشان ادامه ی مسیر را هموار می کنند.
در آوریل قرار بود ارکستر سیویک در یکی از کلیساهای بزرگ کنسرت برگزار کند و سه آهنگ از ناتالی هم در برنامه ی آن ها قرار داشت. او گفت: «چیز شاقی نیست»؛ این به این خاطر بود که رهبر ارکستر را می شناخت ازاین رو که وقتی او به یک نوازنده ی حرفه ای برای انسجام بخشیدن به ویلنیست های تازه کارش نیاز داشت ناتالی این وظیفه را به عهده گرفته بود؛ اما با این همه، باز این اولین اجرای عمومی ساخته های او بود. می گفت آهنگ سازی مزخرف ترین بخش هنر است چون حدود نُه دهم آن پارتی بازی است. باید افراد را بشناسی در غیر این صورت هیچ وقت فرصت اجرا پیدا نخواهی کرد. او در این مورد واقع بین بود و گفت نمی خواهد همان بلایی که سر چارلز آیوز آمده بود سر خودش بیاید. آیوز شاید در طول حیاتش هیچ یک از آهنگ هایی را که خودش نوشته بود نشنید؛ او فقط آن ها را می نوشت و می گذاشت داخل یک جعبه و اموراتش را با کار کارمندیِ کارگزار بیمه، یا این چیزها می گذراند. ناتالی این رفتار را از پایه رد می کرد. می گفت اجرای آهنگ نوشته شده بخشی از کار است؛ اما او خیلی پیگیر و ثابت قدم نبود چون دو بت داشت؛ یکی شوبرت که هرگز فرصت شنیدن به آثار برجسته ی خود را نداشت و دیگری امیلی برونته که هیچ وقت از ته دل خواهرش شارلوت را به خاطر چاپ شعرهایش یا حتی خواندن آن ها نبخشید. سه آهنگی که از ناتالی در آوریل اجرا می شد بر روی شعرهای امیلی برونته تنظیم شده بودند.
اورسولا لو گویین در سال ۱۹۲۹ در شهر برکلی کالیفرنیا به دنیا آمد. او دختر آلفرد کروبر مردمشناس و تئودورا کروبر، نویسندهی کتاب «ایشی در دو عالم» و کتابهای دیگر است. او در دانشگاههای رادکلیف و کلمبیا تحصیل کرد و در طی سال تبادل دانشجو و استاد در پاریس با یک تاریخشناس به نام چارلز لو گویین ازدواج کرد. نوشتههای او در انتشاراتهایی که در زمینههای علمی_تخیلی شاخص بودند و همچنین دیگر انتشارات مانند فنتستیک، امیزینگ، پلی بوی و هاروارد اددوکیت به چاپ رسید.
سال ۱۹۷۲ خانم لو گویین جایزهی هوگو -قدیمیترین و یکی از معتبرترین جوایز در زمینهی داستاننویسی علمی_تخیلی- را برای رمان «بهترین کلمه برای جهان جنگل است» از آن خود کرد. سال ۱۹۷۳ به خاطر مجموعهداستانِ کسانی که از خیر اُمِلاس گذشتند، برندهی جایزهی هوگو برای بهترین داستان کوتاه شد. روز پیش از انقلاب، در سال ۱۹۷۴، برندهی جایزهی سال ۱۹۷۴ نبیولا -معتبرترین جوایز در زمینهی داستاننویسی علمی_تخیلی و خیالپردازی- برای بهترین داستان کوتاه شد.
کتاب «ساحری از دریازمین»، نخستین مجموعه از چندگانه خانم لو گویین، به عنوان برترین کتاب سال ۱۹۶۹ و برندهی جایزهی بوستون گلوب اعلام شد. دو اثر بعدی او نیز به نام «مقبرههای آتوان» و «دورترین کرانه»، در سال ۱۹۷۳، در زمینهی کتاب کودکان برندهی جایزهی کتاب ملی امریکا شدند. در بین دیگر داستانهای بلند خانم لو گویین میتوان به سری کتابهای آکومن شامل کتابهای «دنیای روکانون»، «سیارهی تبعیدشدگان»، «شهر اوهام» و «دست چپ تاریکی»، که برندهی برترین رمان سال ۱۹۶۹ شد، و کتاب «محرومان» که برندهی بهترین رمان سال ۱۹۷۴ جوایز هوگو و نبیولا بود، اشاره کرد. همچنین جایزهی استاد بزرگ گاندالف در سال ۱۹۷۹ و جایزهی استاد بزرگ در سال ۲۰۰۳ به او اعطا شد.
در حال حاضر مطلبی درباره بشیر عبدالهی
در دسترس نمیباشد. همکاران ما در بخش
محتوا،
به
مرور،
مترجمان را بررسی و مطلبی از آنها را در این بخش قرار خواهند داد. با توجه
به
تعداد
بسیار
زیاد
مترجمان این سایت، درج اطلاعات تکمیلی، نقد و بررسی تمامی آنها، کاری
زمانبر
خواهد
بود؛
لذا
در
صورتی که کاربران سایت برای مطلبی از مترجم، از طریق صفحه
ارتباط با ما
درخواست دهند، تهیه و درج محتوای برای آن مترجم در اولویت
قرار
خواهد
گرفت.ضمنا
اگر شما کاربر ارجمندِ سایت ایدهبوک، این مترجم را می شناسید یا حتی اگر
خود،
مترجم
هستید
و
تمایل دارید با مطلبی جذاب و مفید، سایرین را به مطالعهی کتاب ترغیب و
دعوت
کنید،
می
توانید
محتوای مورد نظرتان را از صفحه ارتباط با ما
ارسال
نمایید.
دیدگاه کاربران
دیدگاه شما
پرسش خود را بپرسید
درباره این محصول سوال دارید؟ پرسش خود را ثبت کنید تا پاسخ بگیرید
تلگرام
واتساپ
کپی لینک