کتاب
مجموعه کتاب های سعادت،
اثر رندی گیج،
با ترجمهی سعید گل محمدی و دیگران،
در بازار نشر ایران، توزیع شده است.
کتاب مجموعه کتاب های سعادت
مجموعه کتاب های سعادت
موجود
کتاب
مجموعه کتاب های سعادت،
اثر رندی گیج،
با ترجمهی سعید گل محمدی و دیگران،
در بازار نشر ایران، توزیع شده است. این محصول
در سال 1404
توسط انتشارات نسل نواندیش،
به چاپ رسیده است.
این محصول
در قطع و اندازهی رقعی،
در سایت ایده بوک قرار دارد.
کتاب مجموعه کتاب های سعادت اثر رندی گیج ترجمه سعید گل محمدی، نیلوفر مومن خانی، هاله عطری نشر نسل نواندیش منتشر شده است سعادت شبیه پرنده است، وقتی به سراغ ما می آید که آشیانه اش را آماده سازیم! محمدالمغرب میلیونری اهل قاهره و فردی جوانمرد و بخشنده بود؛ او تمام اموال خود را به جز یک خانه مسکونی به مردم بخشید و برای امرار معاش مجبور شد کارهای سخت و پرمشقت انجام دهد. شبی به علت خستگی زیر یک درخت انجیر به خواب رفت. در خواب دید فردی به او نزدیک شد و گفت: «سعادت تو در اصفهان است و باید آنجا در جستجوی سعادت باشی.» بامداد روز بعد از خواب بیدار شد و سفر طولانی خود را آغاز کرد. وی از بیابان ها، دریا و رودخانه ها عبور کرد، با راهزن ها و حیوانات وحشی مواجه شد و سرانجام وارد اصفهان شد. محمدالمغرب در یک مسجد اقامت گزید که کنارش یک ساختمان مسکونی قرار داشت. از قضا نیمه شب راهزنان از راه مسجد داخل ساختمان مسکونی شدند. با صدای آنان صاحب خانه از خواب بیدار شد و کمک طلبید. همسایگانش نیز از موضوع آگاه شدند. نگهبانان به سرعت به محل آمدند؛ اما راهزنان از راه بام خانه فرار کرده بودند. رئیس نگهبانان گمان کرد شاید راهزن ها در مسجد پنهان شده باشند، ازاین رو به سربازان دستور داد مسجد را محاصره و جستجو کنند و درنهایت مسافر قاهره را دستگیر کردند. مرد بدبخت بسیار شلاق خورد و به سبب ضربات شدید شلاق بیهوش شد و دو روز بعد به هوش آمد. رئیس نگهبانان در بازجویی از او پرسید: «تو که هستی و از کجا آمده ای؟» مغرب پاسخ داد: «محمدالمغرب هستم و از شهر معروف قاهره آمده ام.» بازپرس پرسید: «برای چه به اینجا آمده ای؟» مغرب گفت: «کسی در خواب به من گفت به اصفهان برو که سعادت تو در آنجاست. پس از ورود به این شهر متوجه شدم سعادت من فقط بازداشت و ضرب و جرح از سوی تو بوده است!» بازپرس خندید و گفت: «چه آدم زودباور و نادانی هستی! من سه بار در خواب دیدم که در قاهره خانه ای دارم و پشت خانه یک درخت انجیر است و بعد از درخت چشمه ای وجود دارد و در زیر چشمه، گنجی مدفون است؛ اما خواب را باور نکردم. تو چقدر ساده لوح هستی که برای یافتن سعادت به اینجا آمده ای و بازحمت زیاد وارد شهر ما شدی! اما دیگر نمی توانی در اصفهان بمانی. چند سکه بردار و به خانه ات برگرد.» مغرب پول را برداشت و به قاهره برگشت. او از زیر چشمۀ باغ خود، همان مکانی که بازپرس در خواب دیده بود، گنجی یافت و پاداش خوبی ها و نیکی های خود را به این شکل از خداوند دریافت کرد. اگر صد سال سالک چون فلک گِرد جهان گردد نگردد تا به گرد خود، نمی گردد جهان دیده صائب تبریزی سعادت چیست؟ فیلسوف بزرگ آرتور شوپنهاور در تفسیری از سعادت، تقسیم بندی جالبی دارد و می گوید: سعادت ما منوط به سه چیز است: آنچه داریم؛ ثروت، املاک، لوازم و تجهیزات مادی آنچه در دنیا نمایش می دهیم؛ شهرت، مقام، عنوان و آثار اجتماعی آن آنچه هستیم؛ درون مایه های فطری، طبیعی، زاینده و بالندۀ وجود خود او می گوید غالب اشخاص سعادت را در مقوله های اول و دوم (منابع خارجی) می بینند؛ اما این عقیدۀ سخیف و سبکی است، زیرا سعادت واقعی انسان در آنچه که دارد (اموال و املاک خارجی) و آنچه نمایش می دهد (شهرت و مقام و جاه) نیست، بلکه در چیزی است که «هست» (ذخایر وجودی و صفات باطنی در قالب تحقق تمامیت شخصیت). به همین سبب است که سعادت فرایند درونی و اکتشافی است و چیزی نیست که از بیرون اختراع شود یا توسط امکانات فیزیکی مفرح پدید آید. بهقولتولستوی: «زندگی با تغییر صورت های خارجی تغییر نمی کند، بلکه فقط با کار باطنی هر فرد روی خودش تغییر می کند.» ما زمانی سعادت واقعی و خوشبختی درونی را حس می کنیم که دوست داشتن دیگران را بر «محبوب بودن» خود ترجیح بدهیم. به عبارت دیگر، ما بیش از آنکه به محبوب بودن خود نزد دیگران نیاز داشته باشیم، به دوست داشتن دیگران نیازمندیم. انسان آزاده و وارسته بیش از آنکه در پی شادی خویش باشد نگران سعادت دیگران است. او نیک بختی خود را محصول نیک بخت شدن دیگران می داند. «انسان های سعادتمند» که «کودک وار» زندگی را «تجربه» می کنند، شادی و خوشی را نه در انگاره ها و زرق وبرق های خارج که در انگاشت های درونی و زینت های فطری خلق می کنند. به همین سبب ثروت آن ها نه در بیرون که در درون است و حتی شهرت آن ها نه در اقوال و افکار دیگران، که در احوال درون است. انسان سعادتمند گمنام است؛ گمنامی او آزادکنندۀ روحش از دام انتظارات و توقعات دیگران است. گمنامی و آزادگی او را غنا می بخشند، زیرا شهرت آدمی را در چرخۀ «مقبول نمایی» و «حفظ موقعیت» نگه می دارد و مانع آزادی فکر و تنوع عمل او می شود. به تعبیر جولیا کامرون که با بیانی ژرف می گوید: شهرت تخدیرکننده ای معنوی است. معمولاً محصول فرعی کار هنری ماست، ولی مانند زباله های اتمی می تواند محصول فرعی بسیار خطرناکی باشد. شهرت ـ آرزوی حصول و آرزوی حفظ آن ـ می تواند عارضۀ «چطور به نظر برسم» ایجاد کند. آنگاه سؤال شخصی این نیست که کارم چگونه است؟ سؤال این است که «کارم از دیدگاه دیگران چگونه است؟» به عبارت دیگر، شهرت و حفظ آن بخش عظیمی از انرژی ما را به خود مشغول می دارد و مانع ظهور سیال و روان انرژی ذهن و اندیشه می شود. شهرت، خلاقیت را می کُشد و نیروی آفرینندگی، جوشندگی و خودانگیختگی را از آدمی می گیرد. کسی که در دام شهرت گیر کرده است در یک انقباض دائمی گرفتار آمده و همیشه حالت دفاعی دارد تا مبادا از درجۀ مقبولیت و محبوبیتش کم شود. به همین سبب او دیگر نمی تواند زندگی روان و ساده ای داشته باشد. او دیگر خودش نیست؛ او همیشه در زندان «حفظِ خود» و نقاب «نقشِ خود» به نقاشی و رنگ آمیزی بیرونی مشغول است بدون اینکه تجربۀ فردیت و استقلال خویش را حس کند. انسان سعادتمند رقابت نمی کند. خود را با دیگری و دیگران مقایسه نمی کند. عظمت و برتری او نه در برتری از دیگران، بلکه در نزدیکی با طبیعت و فردیت خویش است، زیرا در مرام و سلوک زندگی ساده و بی ریای این افراد، بلوغ و پختگیِ افراد نه در رشد «طولی» که در بالندگی «عمقی» و «درونی» آن هاست. در این دیدگاه خودشکوفایی تمامیت بخشیدن به خود است نه برترآمدن از دیگران. در اینجا خودشکوفایی عمقِ «بودن» است نه طول «شدن!.» تحقق فردیّت است نه تراکم شخصیت! انسان در فردیت «تمایزیافته»، «خالص یگانه» و «منحصربه فرد» است؛ اما در شخصیت نقش یافتگی، شهرت، مقبولیت اجتماعی، تقلید و هم نوایی جای خودیافتگی و یگانگی را می گیرد. در فردیت «رقابت» جای خود را به «رفاقت» می دهد، زیرا در رقابت انرژی آدمی صرف مبارزه با دیگران و چگونگی فائق آمدن بر آن ها می شود؛ اما در رفاقت ذهن و روان آدمی از این انرژی فرساینده آزاد می شود و به جای «هم ستیزی»، «هم گرایی» توسعه می یابد. اثری که پیش روی شماست ترجمه پنج جلد از آثار بی نظیر نویسنده ژرف نگر و فهیم، رندی گیج است که نگارنده در طی سال ها مطالعه و تحقیق در دنیای شگفت انگیز موفقیت با آن ها آشنا شده است؛ با این امید که این مجموعه بتواند همان طورکه برای خود نگارنده مفید بوده است، برای خوانندگان آن نیز قابل استفاده و اثرگذار باشد و شما نیز بتوانید در مقاطع مختلف زندگی از خرد و پیام های نهفته در آن برای ساختن یک زندگی خوب، موفق و توأم با شادی سود ببرید؛ اما فراموش نکنیم که دانستن صرف کافی نیست، باید به آنچه می آموزیم، متعهد باشیم و آن ها را در زندگی روزمره خود در عمل پیاده کنیم.
رندی پل گیج، زادهی ۶ آوریل ۱۹۵۹، نویسنده و سخنران انگیزشی امریکایی است. او بهخاطر نوشتن کتابهای خودیاری و سخنرانیهایش در زمینهی موفقیت و رفاه شهرت دارد. در جایی که دیگران فقط چالشها را میبینند، رندی گیج چگونگی کشف فرصتهای پنهان را آشکار میکند. کتابهای وی با عباراتی همچون «یک مشت توی دل و روده» و «یک تودهنی شیرین» توصیف شدهاند. رندی شما را به اندیشه وامیدارد تا به هرچیز به روشهایی بنگرید که قبلاً هرگز تجربه نکردهاید. او از اینکه هرکس یا هرچیزی را به مبارزه بطلبد هراسی ندارد؛ از دولتها و مذاهب سازمانیافته گرفته تا باورهای عامی و سنتی. رندی به یقین افسونکنندهترین رهبر فکر در زمینهی ویروسهای ذهنی، رفتار بشر و آن چیزی است که به مردم انگیزه میدهد تا زندگیشان را تغییر دهند.
رندی نویسندهی ۱۴ کتاب است و کتابهایش به ۲۵ زبان ترجمه شده است. همچنین کتابهای «امنیت در ریسکپذیری» و «نابغهی دیوانه» وی در ردهی پرفروشهای نیویورک تایمز قرار دارد.
او با بیش از دو میلیون نفر در بیش از ۵۰ کشور صحبت کرده و عضویت سخنرانان تالار مشاهیر امریکا و فروش مستقیم تالار مشاهیر امریکا را دارد. وقتی رندی برای پشت تریبون قرار گرفتن تلاشی نمیکند یا شما فکر میکنید که خودش را در اتاق زیر شیروانی حبس کرده تا کتابی بنویسد، احتمالاً او را جایی در زمین فوتبال خواهید یافت که دور سوم را بازی میکند.
در حال حاضر مطلبی درباره سعید گل محمدی و دیگران
در دسترس نمیباشد. همکاران ما در بخش
محتوا،
به
مرور،
مترجمان را بررسی و مطلبی از آنها را در این بخش قرار خواهند داد. با توجه
به
تعداد
بسیار
زیاد
مترجمان این سایت، درج اطلاعات تکمیلی، نقد و بررسی تمامی آنها، کاری
زمانبر
خواهد
بود؛
لذا
در
صورتی که کاربران سایت برای مطلبی از مترجم، از طریق صفحه
ارتباط با ما
درخواست دهند، تهیه و درج محتوای برای آن مترجم در اولویت
قرار
خواهد
گرفت.ضمنا
اگر شما کاربر ارجمندِ سایت ایدهبوک، این مترجم را می شناسید یا حتی اگر
خود،
مترجم
هستید
و
تمایل دارید با مطلبی جذاب و مفید، سایرین را به مطالعهی کتاب ترغیب و
دعوت
کنید،
می
توانید
محتوای مورد نظرتان را از صفحه ارتباط با ما
ارسال
نمایید.
دیدگاه کاربران
دیدگاه شما
پرسش خود را بپرسید
درباره این محصول سوال دارید؟ پرسش خود را ثبت کنید تا پاسخ بگیرید
تلگرام
واتساپ
کپی لینک