IdeBook.ir
مشخصات محصول
نویسنده
جی کی رولینگ
ویرایش
-
مترجم
سعید کبربایی
صفحات
304 صفحه
انتشارات
وزن
350 گرم
شابک
تیراژ
2000 جلد
قطع
سال
145
تصویرگر
-
جلد
شومیز

کتاب هری پاتر و سنگ جادو نشر تندیس

هری پاتر و سنگ جادو

نویسنده جی کی رولینگ
مترجم سعید کبربایی
انتشارات تندیس
موجود
رقعی
145
17% 700,000
581,000

معرفی محصول

(داستان های انگلیسی،قرن 20)

«هرى» پسرک یازده ساله اى است که نزد خاله اش زندگى می کند. پدر و مادر هرى که جادوگر بوده اند، به دست جادوگر بدجنس و خون آشامى به نام ولدمورت به قتل رسیده اند. این در حالى است که هرى گمان می کند پدر و مادرش را در یک سانحه از دست داده است. خانواده خاله هرى رفتارى وحشیانه و غیرانسانى با هرى دارند، اما پس از چندى به نیروهاى شگفت انگیز هرى پى می برند و از آن پس دچار ترس و وحشت می شوند. هرى ماجراهاى عجیب و غریبى می آفریند تا این که در آستانه یازدهمین سال تولدش نامه هایى دریافت می کند، اما شوهر خاله اش مانع از خواندن نامه ها می شود. سرانجام جادوگرى غول پیکر به نام هاگرید ظاهر و ضمن دادن هدیه به هرى، یکى از نامه ها را شخصاً به هرى می دهد که در آن از هرى براى ثبت نام و تحصیل در مدرسه «علوم و فنون جادوگرى هاگوارتز» دعوت شده است.

کتاب هری پاتر و سنگ جادو نشر تندیس

هری پاتر و سنگ جادو

موجود
رقعی
145

معرفی محصول

(داستان های انگلیسی،قرن 20)

«هرى» پسرک یازده ساله اى است که نزد خاله اش زندگى می کند. پدر و مادر هرى که جادوگر بوده اند، به دست جادوگر بدجنس و خون آشامى به نام ولدمورت به قتل رسیده اند. این در حالى است که هرى گمان می کند پدر و مادرش را در یک سانحه از دست داده است. خانواده خاله هرى رفتارى وحشیانه و غیرانسانى با هرى دارند، اما پس از چندى به نیروهاى شگفت انگیز هرى پى می برند و از آن پس دچار ترس و وحشت می شوند. هرى ماجراهاى عجیب و غریبى می آفریند تا این که در آستانه یازدهمین سال تولدش نامه هایى دریافت می کند، اما شوهر خاله اش مانع از خواندن نامه ها می شود. سرانجام جادوگرى غول پیکر به نام هاگرید ظاهر و ضمن دادن هدیه به هرى، یکى از نامه ها را شخصاً به هرى می دهد که در آن از هرى براى ثبت نام و تحصیل در مدرسه «علوم و فنون جادوگرى هاگوارتز» دعوت شده است.

17% 700,000

581,000

هری پاتر و سنگ جادو نشر تندیس

اثر جی کی رولینگ

مشخصات محصول

نویسنده
جی کی رولینگ
ویرایش
-
مترجم
سعید کبربایی
صفحات
304 صفحه
انتشارات
وزن
350 گرم
شابک
تیراژ
2000 جلد
قطع
سال
145
تصویرگر
-
جلد
شومیز

مقدمه

آقا و خانم دورسلی در خانه ی شماره ی چهار خیابان پریوت زندگی میکردند. خانواده ای عادی داشتند و از این بابت خشنود بودند. این خانواده با امور مرموز و اسرار آمیز به هیچ وجه سروکار نداشتند و سحر و جادو را امری مهمل و بیهوده می پنداشتند. آقای دورسلی مدیر شرکت مته سازی گرونینگز، مردی قوی هیکل با گردنی بسیار کوتاه بود و سبیلی بلند داشت. همسرش خانم دورسلی، زنی لاغر اندام با موهای بور و گردن بلند و کشیده بود بلندی گردنش برایش بسیار مفید بود چون بیشتر وقتش را صرف سرک کشیدن به خانه ی همسایه ها میکرد. پسری به نام دادلی داشتند که از نظر خودشان لنگه نداشت.

خانواده ای مرفه بودند و هیچ کم و کسری نداشتند اما رازی داشتند که نباید برملا میشد. همیشه در هول و هراس بودند که مبادا روزی کسی به رازشان پی ببرد. حتی تصور این که کسی از خانواده ی پاتر چیزی بداند برایشان غیر قابل تحمل بود. خانم پاتر خواهر خانم دورسلی بود.

گوشه ای از کتاب

نباید این کارو بکنین من از صبح رفتارشونو زیر نظر گرفتم. اینا هیچ شباهتی به ما ندارن یه پسر هم دارن خودم دیدم که پسرشون توی خیابون به مادرش لگد می زد و با داد و فریاد ازش شکلات میخواست هری پاتر قراره این جا زندگی کنه! دامبلدور با قاطعیت گفت: اینجا برای هری از همه جا بهتره وقتی بزرگ تر بشه خاله و شوهر خاله ش همه چی رو براش توضیح میدن. من براشون نامه نوشته م. پروفسور مک گونگال دوباره لب دیوار نشست و گفت: «نامه! به نظرتون واقعاً می شه همه چی رو توی نامه توضیح داد؟ اینا هیچ وقت هری رو درک نمیکنن هری مشهور میشه.... یه قهرمان افسانه ای میشه.... تعجبی نداره اگه در آینده مردم اسم امروز رو روز هری پاتر نام گذاری کنند چه کتاب هایی که درباره ش نمی نویسن تمام بچه های دنیامون میشناسنش

دامبلدور از بالای شیشه های نیم دایره ای عینکش نگاهی به او انداخت و گفت: «کاملاً درسته همین کافیه که نظر و عقیده ی هر بچه ای رو عوض کنه هری قبل از این که بتونه راه بره یا حرف بزنه معروف و مشهوره در حالی که خودش هیچی یادش نمی آد میدونی چه قدر به نفعشه که دور از این جنجال و هیاهو بزرگ بشه؟ هر وقت بزرگ شد و برای درک این مطالب آمادگی لازم رو پیدا کرد همه چی رو بهش میگن. پروفسور مک گونگال دهانش را باز کرد که چیزی بگوید اما تغییر عقیده داد. بعد آب دهانش را قورت داد و گفت: بله بله حق با شماست. ولی این بچه چطوری باید بیاد این جا؟ ناگهان نگاهی به شنل دامبلدور انداخت انگار فکر کرده بود ممکن است هری را زیر شنلش پنهان کرده باشد دامبلدور گفت: «قراره ها گرید بیاردش

به نظر شما ها گرید برای کاری به این مهمی قابل اعتماده؟ دامبلدور گفت: من بهش اعتماد کامل دارم

پشت جلد

زمانی که نامه ها روی پادری خانه شماره چهار خیابان پریوت ریختند هری پاتر هرگز حتی نام هاگوارتز را هم نشنیده بود. آدرس یا جوهر سبز روی کاغذ پوستی مایل به زرد نوشته شده و با مهری بنفش مهر و موم شده بود نامه ها به سرعت توسط خاله و شوهر خاله وحشتناک هری مصادره شدند هری که گمان میکند پدر و مادرش را در یک سانحه از دست داده است نزد خاله و شوهر خاله اش زندگی میکند. در یازدهمین سالگرد تولد هری مردی غول پیکر به نام ها گرید با چشمانی سیاه و موهایی در هم با خبرهایی حیرت انگیز ظاهر می شود و ضمن دادن هدیه به هری یکی از نامه ها را شخصا به هری میدهد هری پاتر یک جادوگر است و جایی در مدرسه علوم و فنون جادوگری هاگوارتز دارد یک ماجراجویی باورنکردنی در شرف آغاز است

دیدگاه کاربران

دیدگاه شما

هنوز دیدگاهی برای این محصول ثبت نشده است. اولین نفر باشید.

CAPTCHA

با ثبت دیدگاه، موافقت خود را با قوانین انتشار دیدگاه در ایده‌بوک اعلام می‌کنید.

مشاهده قوانین ثبت دیدگاه
  1. 1 فقط درباره همین محصول و تجربه واقعی‌تان بنویسید.
  2. 2 از زبان مؤدبانه استفاده کنید؛ توهین منتشر نمی‌شود.
  3. 3 سؤال را در بخش پرسش و پاسخ بپرسید، نه در دیدگاه.
  4. 4 تبلیغات، لینک و شماره تماس درج نکنید.
  5. 5 دیدگاه پس از بررسی تیم محتوا منتشر می‌شود.
مشاهده قوانین کامل ایده بوک

پرسش خود را بپرسید

درباره این محصول سوال دارید؟
پرسش خود را ثبت کنید تا پاسخ بگیرید

مشاهده قوانین پرسش و پاسخ
  1. 1 پرسش باید مشخص و مربوط به همین محصول باشد.
  2. 2 وضعیت سفارش را از حساب کاربری پیگیری کنید.
  3. 3 قبل از پرسش، موارد مشابه را مرور کنید.
  4. 4 پاسخ ممکن است از خریداران یا ایده بوک باشد.
  5. 5 پرسش پس از بررسی محتوا منتشر می‌شود.
مشاهده قوانین کامل ایده بوک