IdeBook.ir
مشخصات محصول
نویسنده
حمیدرضا صدر
ویرایش
-
مترجم
مترجم محمدرضا موحدیان
صفحات
411 صفحه
انتشارات
وزن
465 گرم
شابک
تیراژ
-
قطع
سال
1398
تصویرگر
-
جلد
-

کتاب روزی روزگاری فوتبال

روزی روزگاری فوتبال فوتبال و جامعه شناسی

نویسنده حمیدرضا صدر
مترجم مترجم محمدرضا موحدیان
انتشارات چشمه
ناموجود
رقعی
1398

معرفی محصول

از زمین های خاکی تهران تا ترکیه. از ایتالیا و اسپانیا تا آلمان و انگلیس. از برزیل و آرژانتین تا ایالات متحده. مردم و فوتبال. تاریخ و فوتبال. سیاست و فوتبال. روزی روزگاری فوتبال سفری پر تب وتاب از دنیایی به دنیایی دیگر است. از فرهنگی به فرهنگ دیگر. بازگوکنندۀ سایه روشن های ورزشی که مرزها را درنوردیده و قلب ها را بابهانه و بی بهانه فتح کرده. نمایشگر رویارویی شور مردم و قدرت طلبی سیاست پیشگان حول توپی که گرد است و از حرکت باز نمی ایستد. قلم حمیدرضا صدر بازتابندۀ شیفتگی مهارناپذیر آدم هایی است که نمی توانند دل هایشان را از فوتبال جدا کنند. توصیف کنندۀ برق چشم های مشتاقی است که نمی توانند مستطیل سبز را تماشا نکنند. صدر می گوید: «با فوتبال جهان، به مدد سینما آشنا شدم. دقیقاً در پاییز ۱۳۴۵، شبی که صف طولانی جلو سینما حافظ شور غریبی به ضلع جنوبی خیابان شاه آباد، در فاصلۀ میدان بهارستان و مخبرالدوله، بخشیده بود. اما چند قدم آن طرف تر، برابر سینما سعدی، کسی به چشم نمی خورد و سکوت و سکون حاکم بود. حتا عنوان فیلم هم سینمایی نبود: گُل. زیر آن با حروف کوچک تری نوشته شده بود: جام جهانی ۱۹۶۶ انگلستان. «پدر با بی حوصلگی مفرطی مرا به تماشای گل برد. سالن سینما خلوت بود و اکثر صندلی ها خالی. بعدها دریافتم سردی و سکوت استادیوم های خالی، بسیار سردتر از سالن های خالی سینماهاست. دو روز بعد، عنوان گل را پایین کشیدند و فیلمی سینمایی را بر پرده بردند. بعدها دو فیلم سینمایی جام جهانی ۱۹۷۰ و ۱۹۷۴ هم در سینماها با استقبال روبه رو نشدند. فرهنگ تماشای رقابت های فوتبال برای تماشاگر ایرانی با رسوخ تلویزیون به دل خانوارها و نمایش مستقیم مسابقات جام جهانی ۱۹۷۰ گره خورد. با این وصف، صندلی های خالی سینما سعدی، پردۀ غول آسا و آن فیلم رنگی، مرا به جادوی فوتبال نزدیک تر کرد.»

کتاب روزی روزگاری فوتبال

روزی روزگاری فوتبال فوتبال و جامعه شناسی

ناموجود
رقعی
1398

معرفی محصول

از زمین های خاکی تهران تا ترکیه. از ایتالیا و اسپانیا تا آلمان و انگلیس. از برزیل و آرژانتین تا ایالات متحده. مردم و فوتبال. تاریخ و فوتبال. سیاست و فوتبال. روزی روزگاری فوتبال سفری پر تب وتاب از دنیایی به دنیایی دیگر است. از فرهنگی به فرهنگ دیگر. بازگوکنندۀ سایه روشن های ورزشی که مرزها را درنوردیده و قلب ها را بابهانه و بی بهانه فتح کرده. نمایشگر رویارویی شور مردم و قدرت طلبی سیاست پیشگان حول توپی که گرد است و از حرکت باز نمی ایستد. قلم حمیدرضا صدر بازتابندۀ شیفتگی مهارناپذیر آدم هایی است که نمی توانند دل هایشان را از فوتبال جدا کنند. توصیف کنندۀ برق چشم های مشتاقی است که نمی توانند مستطیل سبز را تماشا نکنند. صدر می گوید: «با فوتبال جهان، به مدد سینما آشنا شدم. دقیقاً در پاییز ۱۳۴۵، شبی که صف طولانی جلو سینما حافظ شور غریبی به ضلع جنوبی خیابان شاه آباد، در فاصلۀ میدان بهارستان و مخبرالدوله، بخشیده بود. اما چند قدم آن طرف تر، برابر سینما سعدی، کسی به چشم نمی خورد و سکوت و سکون حاکم بود. حتا عنوان فیلم هم سینمایی نبود: گُل. زیر آن با حروف کوچک تری نوشته شده بود: جام جهانی ۱۹۶۶ انگلستان. «پدر با بی حوصلگی مفرطی مرا به تماشای گل برد. سالن سینما خلوت بود و اکثر صندلی ها خالی. بعدها دریافتم سردی و سکوت استادیوم های خالی، بسیار سردتر از سالن های خالی سینماهاست. دو روز بعد، عنوان گل را پایین کشیدند و فیلمی سینمایی را بر پرده بردند. بعدها دو فیلم سینمایی جام جهانی ۱۹۷۰ و ۱۹۷۴ هم در سینماها با استقبال روبه رو نشدند. فرهنگ تماشای رقابت های فوتبال برای تماشاگر ایرانی با رسوخ تلویزیون به دل خانوارها و نمایش مستقیم مسابقات جام جهانی ۱۹۷۰ گره خورد. با این وصف، صندلی های خالی سینما سعدی، پردۀ غول آسا و آن فیلم رنگی، مرا به جادوی فوتبال نزدیک تر کرد.»

فهرست

حمیدرضا صدر چهره ی شناخته شده ی عرصه ی فوتبال و تحلیل گر نام آشنای سالیان دراز این ورزش است که در کتاب روزی روزگاری فوتبال از تجربیات و اطلاعات خود استفاده کرده و به خوبی از نظر جامعه شناسی به آن پرداخته است. 
شادی و اشک فوتبال برایم بازتابی از زندگی یافت. زندگی سرشار از درگیری و مبارزه در منگنه ی زمان. نود دقیقه یا صد و بیست دقیقه، که به هر حال تمام می شد تا بازی بعد، تا فصل بعد، تا تورنمنت بعد. فاصله ی پیروزی و شکست، امید و ناامیدی در ضربه های پنالتی گاهی سر سوزنی می شد. سرنوشت بازی ها گاهی با طرح و نقشه رقم خوردند و گاهی با تصادف و اقبال. گاهی با پشتکار، گاهی با فرصت طلبی. گاهی با ریاضت، گاهی با شکیبایی. گاهی با شور نوجوانی، گاهی با تجربه ی بزرگ ترها. فوتبال فقط به مردان قوی تعلق نداشت. فوتبال به عزت نفس چنگ می زد، به امید. کوچک های بی مقدار می توانستند گاه وبی گاه شاخ غول های پرتکبر را بشکنند.
کاری که کره ی شمالی با ایتالیا در 1966 کرد، ایران با اسکاتلند در 1978، الجزایر با آلمان در 1982، عربستان با بلژیک در 1994، سنگال با فرانسه در 2002 و یونان با همه ی غول های اروپا در 2004. اگر صبور می ماندی فرصت ولو ناچیز چنگ زدن به پیروزی در فوتبال مهیا می شد. این همان آوردگاهی بود که خوشبختانه قوی ترها همیشه برنده نمی شدند. این همان آوردگاهی بود که کوچک ها و بی مقدارها هم شانسی برای پرواز داشتند

مشخصات محصول

نویسنده
حمیدرضا صدر
ویرایش
-
مترجم
مترجم محمدرضا موحدیان
صفحات
411 صفحه
انتشارات
وزن
465 گرم
شابک
تیراژ
-
قطع
سال
1398
تصویرگر
-
جلد
-

گوشه ای از کتاب

سقوط کن و بلند شو. دوباره سقوط کن و دوباره بلند شو. فوتبال ژرمن ها تبلور شکیبایی و جنگندگی از نوع آلمانی را عیان ساخت. تیم ملی آلمان حتا در شرایطی که خوب هم نبود، معمولاً در شرایط بحرانی به پا خواست و حریفانش، چه کوچک ها و چه بزرگ ها، را شکست داد. این افسانه که تیم ملی آلمان تا واپسین لحظه می جنگد و شکست را نمی پذیرد، کسی را متعجب نمی کرد. ژرمن ها تاریخ فوتبال را سرشار از وارونه کردن نتایج کردند و از دل شکست به پیروزی چنگ زدند. با تیم ملی آلمان هر غیرممکنی، ممکن به نظر می رسید. هر نتیجه ای تغییر می کرد. ضربۀ تساوی بخش وولفگانگ وبر در دقیقۀ ۸۹ برابر انگلیس در دیدار نهایی جام جهانی ۱۹۶۶ انگلیس ها را بهت زده کرد. جبران دو گل برابر انگلیس در مرحلۀ یک چهارم نهایی جام جهانی ۱۹۷۰، با ضربۀ فرانتس بکن بائر و اووه زیلر و به ثمر رسیدن گل سوم توسط گرد مولر اشک بر چهرۀ انگلیس جاری ساخت. جبران دو گل فرانسه در نیمه نهایی جام جهانی ۱۹۸۲ باور نکردنی نبود. چنان که جبران دو گل آرژانتین در دیدار نهایی جام جهانی ۱۹۸۶ با دو ضربۀ کرنر همه را مات کرد. آلمان در سه جام جهانی ۱۹۵۴ سوئیس، ۱۹۷۴ آلمان و ۱۹۹۰ ایتالیا قهرمان شد. سه جام ملت های اروپا ۱۹۷۲ بلژیک، ۱۹۸۰ ایتالیا و ۱۹۹۶ انگلستان را فتح کرد. باشگاه های آلمانی تا سال ۲۰۱۰ هفت بار قهرمان اروپا شدند و شش بار نایب قهرمان. شش بار هم جام یوفا را فتح کردند. همۀ این ها بدین معنا بود که ژرمن ها جایگاه والایی در مقایسه با اکثر حریفان اروپایی شان دارند. درحالی که در قرن بیستم در دو جنگ جهانی، مغلوب شده بودند. در دو جنگ بزرگ ویران و چندپاره شده بودند. آن عزم آهنین از کجا سرچشمه می گرفت؟ چرا انگلیسی ها و اسپانیایی ها نتوانستند راه و رسم مبارزه در کسوت تیم ملی را از ژرمن ها بیاموزند؟ چرا فرانسوی ها نمی توانستند مثل آلمانی ها باشند؟

دیدگاه کاربران

دیدگاه شما

هنوز دیدگاهی برای این محصول ثبت نشده است. اولین نفر باشید.

CAPTCHA

با ثبت دیدگاه، موافقت خود را با قوانین انتشار دیدگاه در ایده‌بوک اعلام می‌کنید.

مشاهده قوانین ثبت دیدگاه
  1. 1 فقط درباره همین محصول و تجربه واقعی‌تان بنویسید.
  2. 2 از زبان مؤدبانه استفاده کنید؛ توهین منتشر نمی‌شود.
  3. 3 سؤال را در بخش پرسش و پاسخ بپرسید، نه در دیدگاه.
  4. 4 تبلیغات، لینک و شماره تماس درج نکنید.
  5. 5 دیدگاه پس از بررسی تیم محتوا منتشر می‌شود.
مشاهده قوانین کامل ایده بوک

پرسش خود را بپرسید

درباره این محصول سوال دارید؟
پرسش خود را ثبت کنید تا پاسخ بگیرید

مشاهده قوانین پرسش و پاسخ
  1. 1 پرسش باید مشخص و مربوط به همین محصول باشد.
  2. 2 وضعیت سفارش را از حساب کاربری پیگیری کنید.
  3. 3 قبل از پرسش، موارد مشابه را مرور کنید.
  4. 4 پاسخ ممکن است از خریداران یا ایده بوک باشد.
  5. 5 پرسش پس از بررسی محتوا منتشر می‌شود.
مشاهده قوانین کامل ایده بوک
پشتیبانی ایده‌بوک

در حال اتصال…