کتاب
حادثه ای عجیب برای سگی در شب،
اثر مارک هادون،
با ترجمهی گیتا گرکانی،
در بازار نشر ایران، توزیع شده است.
فروش ویژه
کتاب حادثه ای عجیب برای سگی در شب
حادثه ای عجیب برای سگی در شب
موجود
3.4 (2)
کتاب
حادثه ای عجیب برای سگی در شب،
اثر مارک هادون،
با ترجمهی گیتا گرکانی،
در بازار نشر ایران، توزیع شده است. این محصول
در سال 1398
توسط انتشارات مکتوب،
به چاپ رسیده است.
این محصول
در قطع و اندازهی رقعی،
در سایت ایده بوک قرار دارد.
کتاب حاضر دربردارنده رمانی انگلیسی برای نوجوانان است. «کریستوفر» پانزده ساله، نوعی بیماری اوتیسم دارد. حافظه ای خارق العاده دارد. ریاضیات را درک می کند. علم را درک می کند، اما انسان ها را درک نمی کند. وقتی می فهمد ولینگتون، سگ همسایه، روی چمن های خانه همسایه مرده است، تصمیم می گیرد دنبال قاتل بگردد و یک رمان جنایی درباره آن بنویسد. او در این ماجرا اسرار دیگری را کشف می کند که دنیای اطرافش را بر سرش خراب می کند و مفهومی تازه از انسان و زندگی به او می بخشد.
گوشه ای از کتاب
چنگک را از بدن سگ بیرون آوردم و او را در میان بازوانم گرفتم و در آغوش کشیدم. از سوراخ های چنگک خون می ریخت.
من سگ ها را دوست دارم. همیشه می دانید یک سگ دارد به چه فکر میکند. سگ چهار حالت دارد. شاد، غمگین، عصبانی و متوجه چیزی. در ضمن، سگ ها وفاداراند و دروغ نمی گویند، چون نمی توانند حرف بزنند.
سگ را چهار دقیقه در آغوش گرفته بودم که صدای فریادی شنیدم. به بالا نگاه کردم و دیدم خانم شیرز دارد از ایوان به طرف من می دود. او پیژامه و کت منزل پوشیده بود، ناخن های پایش صورتی روشن بود و کفش به پا نداشت.
داشت فریاد می زد: «چه بلایی سر سگم آورده ای؟»
دوست ندارم مردم سرم فریاد بزند. این کار باعث می شود بترسم که می خواهند مرا بزنند یا لمس کنند و نمی دانم چه اتفاقی دارد می افتد.
فریاد زد: از سگ دور شو، محض رضای خدا از آن سگ لعنتی دور شو.
من سگ را روی چمن گذاشتم و دو متر عقب رفتم.
او خم شد. فکر کردم خودش می خواهد سگ را بلند کند، اما این کار را نکرد. شاید متوجه شد آنجا چقدر خون بود و نمی خواست کثیف شود. به جای آن، دوباره شروع کرد به جیغ کشیدن.
دست هایم را روی گوش هایم گذاشتم و چشم هایم را بستم و آن قدر به جلو خم شدم تا آنکه پیشانیم به سبزه ها چسبید. سبزه مرطوب و سرد بود. خوب بود.
این یک رمان جنایی است.
سیوبهان گفت من باید چیزی بنویسم که خودم بخواهم آن را بخوانم. من بیشتر کتاب هایی می خوانم که در مورد علوم و ریاضی است. رمان های معمولی دوست ندارم. در رمان های معمولی مردم از این چیزها می گویند: من از رگه های آهن و نقره و با باریکه هایی از گل و لای عاد ی ام. نمی توانم در مشت محکم کسانی فشرده شوم که به محرک ها وابسته نیستند. این یعنی چی؟ من نمی دانم. پدر هم نمی داند. سیوبهان یا آقای جیوونز هم نمی دانند. از آنها هم پرسیده ام.
سیوبهان موهای بلند طلایی دارد و عینکی می زند که از پلاستیک سبز درست شده. و آقای جیوونز بوی صابون می دهد و کفش های قهوه ای می پوشد که تقریبا ۶۰ سوراخ گرد ریز روی هریک از آنهاست.
اما من واقعا داستان های جنایی اسرار آمیز را دوست دارم. بنابراین دارم یک داستان جنایی می نویسم.
در یک رمان جنایی اسرار آمیز آدم باید بفهمد چه کسی قاتل است و بعد او را بگیرد. این یک معماست. اگر معمای خوبی باشد. شما گاهی می توانید جواب را قبل از پایان کتاب پیدا کنید.
سیوبهان گفت کتاب باید با چیزی شروع شود که توجه مردم را جلب کند. برای همین داستان را با سگ شروع کردم. در ضمن با سگ شروع کردم چون برای من اتفاق افتاده و برایم سخت است چیزهایی را تصور کنم که برایم اتفاق نیفتاده اند.
سیوبهان صفحه ی اول را خواند و گفت این متفاوت است. او این کلمه را با درست کردن گونه های در حال وول خوردن وارونه با انگشت های اول و دومش در میان علامت های کومای وارونه قرار داد. گفت معمولا در داستان های جنایی اسرار آمیز این آدم ها هستند که به قتل می رسند. من گفتم که دو سگ در «سگ شکاری خانواده ی باسکرویل» کشته شدند، خود سگ اصلی و سگ اسپانیال جیمز مورتیمر، اما سیوبهان گفت آنها قربانیان جنایت نبودند، سر چارلز باسکرویل بود. او گفت این برای این است که خواننده ها بیشتر به آدم ها اهمیت می دهند تا به سگ ها؛ بنابراین وقتی یک آدم در کتابی کشته می شود خواننده ها می خواهند بقیه داستان را بخوانند.
من گفتم می خواهم در مورد یک چیز واقعی بنویسم و آدم هایی را میشناسم که مرده اند اما هیچ آدمی را نمی شناسم که کشته شده باشد، به جز پدر ادوارد، آقای پائولون، از بچه های مدرسه، و آن در یک حادثه ی پرواز با هواپیمای بدون موتور بود، نه قتل، و من واقعا او را نمی شناختم. در ضمن گفتم به سگ ها اهمیت می دهم چون آنها وفادار و درستکارند و بعضی از سگ ها از بعضی از آدم ها باهوش تر و جالبترند. مثلا، استیو، که سه شنبه ها به مدرسه می آید، برای خوردن غذا به کمک احتیاج دارد و حتی نمی تواند یک لقمه بخورد. سیوبهان از من خواست این را به مادر استیو نگویم.
مارک هادون در روز ۲۸ اکتبر سال ۱۹۶۲ در نورثهمپتون انگلستان به دنیا آمده است. در مدرسه آپینگهام درس خواند و سپس وارد مرتون کالج در آکسفورد شد، جایی که در آن در رشتهی زبان انگلیسی تحصیل میکرد. در سال ۱۹۸۴ تحصیلاتش را در رشتهی ادبیات انگلیسی در دانشگاه ادینبورگ به پایان رساند و از آن زمان به نوشتن آثار داستانی به ویژه برای کودکان مشغول است.
در سال ۱۹۸۷ نخستین کتاب کودکان مارک هادون با عنوان «آبنباتهای گیلبرت» به چاپ رسید که این کتاب نقطهی شروع خلق کتابهای کودک بسیاری از طرف این نویسنده شد.
هادون همچنین به خاطر نخستین مجموعه داستانیاش با عنوان «مامور زد» بسیار مورد تحسین قرار گرفت و به شکل ویژه، یکی از عناوین این مجموعه با عنوان «مامور زد و پنگوئنی از مریخ» مقبولیت زیادی یافت.
او همچنین فیلمنامههایی اقتباسی برای تلویزیون بی بی سی را نیز به نگارش درآورده است. در سال ۲۰۰۳ هادون با کتاب «حادثهای عجیب برای سگی در شب» جایزه وایتبرد را از آن خود کرد.
حادثهای عجیب برای سگی در شب از دید روایتیِ پسر بچهای ۱۵ ساله و مبتلا به اُتیسم به نام کریستوفر جان فرانسیس بوئن روایت شده است. در مصاحبهای با سایت پاولز دات کام، هادون اعلام کرد که این نخستین کتابی است که او با نگاه از دریچهای به سوی مخاطب بزرگسال نوشته است. هادون در این مصاحبه میگوید: ناشرِ کتاب پیشنهاد جالبی داشت. پیشنهاد از این قرار بود که کتاب با توصیف: کتابی برای بزرگسالان و کتابی برای کودکان معرفی و بازاریابی شود. نتیجه شگفتانگیز بود چرا که حادثهای عجیب، بدل به کتابی شد که هم بزرگسالان و هم کودکان آن را خواندند و هم مورد نقدهای مثبت بسیاری قرار گرفت. دومین رمان هادون برای بزرگسالان با عنوان «لحظهی دردسر» در سپتامبر سال ۲۰۰۶ منتشر شده است.
داستان کوتاه این نویسنده با عنوان «سقوط موجشکن» در سال ۲۰۱۵ توانست جایزه ادبی ساندی تایمز در بخش بهترین داستان کوتاه را از آن خود کند. جایزهای که از نظر عددی، بیشترین مبلغ را برای یک تک داستان برای نویسندهاش به همراه دارد.
هادون گیاهخوار است و به همراه همسرش سوس التیس و دو پسر جوانشان در شهر آکسفورد زندگی میکنند.
در حال حاضر مطلبی درباره گیتا گرکانی
در دسترس نمیباشد. همکاران ما در بخش
محتوا،
به
مرور،
مترجمان را بررسی و مطلبی از آنها را در این بخش قرار خواهند داد. با توجه
به
تعداد
بسیار
زیاد
مترجمان این سایت، درج اطلاعات تکمیلی، نقد و بررسی تمامی آنها، کاری
زمانبر
خواهد
بود؛
لذا
در
صورتی که کاربران سایت برای مطلبی از مترجم، از طریق صفحه
ارتباط با ما
درخواست دهند، تهیه و درج محتوای برای آن مترجم در اولویت
قرار
خواهد
گرفت.ضمنا
اگر شما کاربر ارجمندِ سایت ایدهبوک، این مترجم را می شناسید یا حتی اگر
خود،
مترجم
هستید
و
تمایل دارید با مطلبی جذاب و مفید، سایرین را به مطالعهی کتاب ترغیب و
دعوت
کنید،
می
توانید
محتوای مورد نظرتان را از صفحه ارتباط با ما
ارسال
نمایید.
دیدگاه کاربران
دیدگاه شما
پرسش خود را بپرسید
درباره این محصول سوال دارید؟ پرسش خود را ثبت کنید تا پاسخ بگیرید
تلگرام
واتساپ
کپی لینک