IdeBook.ir
مشخصات محصول
نویسنده
ابوالفضل محمد بن حسین بیهقی
ویرایش
-
مترجم
-
صفحات
942 صفحه
انتشارات
وزن
1403 گرم
شابک
تیراژ
-
قطع
سال
1403
تصویرگر
-
جلد
زرکوب

کتاب دیبای دیداری

دیبای دیداری متن کامل تاریخ بیهقی

نویسنده ابوالفضل محمد بن حسین بیهقی
انتشارات سخن
موجود
وزیری
1403
13% 3,300,000
2,871,000
کتاب دیبای دیداری (متن کامل تاریخ بیهقی)، اثر ابوالفضل محمد بن حسین بیهقی، در بازار نشر ایران، توزیع شده است.

کتاب دیبای دیداری

دیبای دیداری متن کامل تاریخ بیهقی

موجود
وزیری
1403
کتاب دیبای دیداری (متن کامل تاریخ بیهقی)، اثر ابوالفضل محمد بن حسین بیهقی، در بازار نشر ایران، توزیع شده است. این محصول در سال 1403 توسط انتشارات سخن، به چاپ رسیده است. این محصول در قطع و اندازه‌ی وزیری، در سایت ایده بوک قرار دارد.
13% 3,300,000

2,871,000

افزودن به سبد خرید
3,300,000 13% 2,871,000

دیبای دیداری

اثر ابوالفضل محمد بن حسین بیهقی

مشخصات محصول

نویسنده
ابوالفضل محمد بن حسین بیهقی
ویرایش
-
مترجم
-
صفحات
942 صفحه
انتشارات
وزن
1403 گرم
شابک
تیراژ
-
قطع
سال
1403
تصویرگر
-
جلد
زرکوب

گوشه ای از کتاب

پیغام آن غلامان آورد که خداوند هشیار باشد، چنان می نماید که پدر بر تو قصدی میدارد امیر مسعود نیک از جای بشد و در ساعت کس فرستاد به نزدیک مقدمان و غلامان خویش که هشیار باشید و اسبان زین کنید و سلاح با خویش دارید که روی چنین مینماید و ایشان جنبیدن گرفتند. و این غلامان محمودی نیز در گفت وگوی آمدند و جنبش در همه لشکر افتاد. و در وقت آن خبر به امیر محمود رسانیدند، فروماند، دانست که آن کار پیش نرود باشد که شری به پای شود که آن را دشوارتر در توان یافت نزدیک نماز شام بوالحسن عقیلی را نزدیک پسر فرستاد، پیغام که ما را امروز مراد میبود که شراب خوردیمی و تو را شراب دادیمی، اما بیگاه است و ما مهمی بزرگ در پیش داریم راست نیاید به سعادت بازگرد که این حدیث با ری افتاد، چون سلامت آنجا رسیم این نواخت بیابی امیر مسعود زمین بوسه داد و بازگشت شادکام و در وقت پیر فراش بیامد و پیغام غلامان محمودی آورد که سخت نیکو گذشت و ما در دل کرده بودیم که اگر به امیر به بدی قصدی باشد شری به پای کنیم که بسیار غلام به ما پیوسته اند و چشم بر ما دارند امیر جوابی نیکو داد و بسیار بنواختشان و امیدهای فراوان داد و آن حدیث فرا برید و پس از ان امیر محمود چند بار شراب خورد، چه در راه و چه به ری و پس شراب دادن این فرزند باز نشد تا امیر مسعود در خلوت گفت با بندگان و معتمدان خویش که پدر ما قصدی داشت اما ایزد، عز ذکره نخواست. و چون به ری رسیدند امیر محمود به دولاب فرود آمد بر راه طبرستان نزدیک شهر و امیر مسعود به علی آباد لشکرگاه ساخت بر راه قزوین و میان هر دو لشکر مسافت نیم فرسنگ بود و هوا سخت گرم ایستاد و مهتران و بزرگان سردابه ها فرمودند قیلوله را و امیر مسعود را سردا به ساختند 

دیدگاه کاربران

دیدگاه شما

هنوز دیدگاهی برای این محصول ثبت نشده است. اولین نفر باشید.

CAPTCHA

با ثبت دیدگاه، موافقت خود را با قوانین انتشار دیدگاه در ایده‌بوک اعلام می‌کنید.

مشاهده قوانین ثبت دیدگاه
  1. 1 فقط درباره همین محصول و تجربه واقعی‌تان بنویسید.
  2. 2 از زبان مؤدبانه استفاده کنید؛ توهین منتشر نمی‌شود.
  3. 3 سؤال را در بخش پرسش و پاسخ بپرسید، نه در دیدگاه.
  4. 4 تبلیغات، لینک و شماره تماس درج نکنید.
  5. 5 دیدگاه پس از بررسی تیم محتوا منتشر می‌شود.
مشاهده قوانین کامل ایده بوک

پرسش خود را بپرسید

درباره این محصول سوال دارید؟
پرسش خود را ثبت کنید تا پاسخ بگیرید

مشاهده قوانین پرسش و پاسخ
  1. 1 پرسش باید مشخص و مربوط به همین محصول باشد.
  2. 2 وضعیت سفارش را از حساب کاربری پیگیری کنید.
  3. 3 قبل از پرسش، موارد مشابه را مرور کنید.
  4. 4 پاسخ ممکن است از خریداران یا ایده بوک باشد.
  5. 5 پرسش پس از بررسی محتوا منتشر می‌شود.
مشاهده قوانین کامل ایده بوک