IdeBook.ir
مشخصات محصول
نویسنده
محمدرسول ملاحسنی
ویرایش
-
مترجم
-
صفحات
328 صفحه
وزن
350 گرم
شابک
تیراژ
-
قطع
سال
1404
تصویرگر
-
جلد
شومیز

کتاب یادت باشد شهید مدافع حرم حمید سیاهکالی مرادی قطع رقعی

حاج احمد خاطرات سردار شهید حاج احمد کاظمی

نویسنده محمدرسول ملاحسنی
انتشارات شهید کاظمی - من و کتاب
ناموجود
رقعی
1404

معرفی محصول

(سرگذشتنامه شهیدان مسلمان،سوریه،مصاحبه و بازنویس:رقیه ملاحسنی)

کتاب یادت باشد شهید مدافع حرم حمید سیاهکالی مرادی قطع رقعی

حاج احمد خاطرات سردار شهید حاج احمد کاظمی

ناموجود
رقعی
1404

معرفی محصول

(سرگذشتنامه شهیدان مسلمان،سوریه،مصاحبه و بازنویس:رقیه ملاحسنی)

فهرست

سخن نویسنده | هفت سین DO. Y


کلام همسر شهید یادم هست 100


فصل اول | خواستگاری - ۱۵


فصل دوم | عقد - ۳۵


فصل سوم | نامزدی ۶۱۵


فصل چهارم | ایام نوروز و دوره مشهد DD


فصل پنجم | عروسی و ماه عسل ۱۱۱۵


فصل ششم | زندگی مشترک ۱۳۹۵


فصل هفتم | اثاث کشی - ۱۶۹


فصل هشتم | خاطرات خادمی و اعزام رفقای حمید ۱۹۹


فصل نهم | اعزام به سوریه ٥٥ ٢٢٣


فصل دهم | شهادت و دوران غربت ۲۵۳


وصیت نامه ٢٩٣٥٥


نگارخانه ٥٥ ٢٩٧

مشخصات محصول

نویسنده
محمدرسول ملاحسنی
ویرایش
-
مترجم
-
صفحات
328 صفحه
وزن
350 گرم
شابک
تیراژ
-
قطع
سال
1404
تصویرگر
-
جلد
شومیز
دسترسی کامل به چکیده‌ها

با اشتراک ماهانه، خرید 5 کتاب، یا وفاداری به متن کامل چکیده‌ها دسترسی بگیرید.

پیشرفت خرید: 0 از 5

چکیده

پیش‌نمایش
این کتاب خاطرات و روایت زندگی شهید «احمد کاظمی» است از آغاز تا شهادت. خاطرات ناگفته و جدید از زوایای زندگی، دوران کودکی تا مبارزات انقلابی حاج احمد، خاطرات دوران آموزش های چریکی در سوریه و لبنان، حضور پرماجرا در کردستان، چگونگی عزیمت به جنوب و تشکیل تیپ هشت نجف اشرف، حضور در عملی…
ادامهٔ چکیده با اشتراک ماهانه، خرید کتاب یا وفاداری در دسترس است.

گوشه ای از کتاب

بگیرم اینجا ماشین خور نیست مجبوریم تا سر خیابون خودمون رو برسونیم تا ماشین بگیریم. نوع راه رفتن و رفتارمان شبیه کسانی بود که تازه نامزد کرده اند. در شهری مثل قزوین سخت است که در خیابان راه بروی و حداقل چند نفر آشنا و فامیل تو را نبیند به خصوص که حمید را خیلی ها می شناختند. روی جدول نشسته بودم که چند نفر از شاگردهای باشگاه کاراته حمید که بچه های دبستانی بودند ما را دیدند از دور ما را به هم نشان می دادند و باهم پچ پچ میکردند یکی از آنها با صدای بلند گفت: استاد خانومتونه؟ مبارکه حمید را زیر چشمی نگاه کردم از خجالت عرق به پیشانیش نشسته بود. انگار داشتند قیمه قیمه اش میکردند دستی برای آنها تکان داد و بعد هم گفت: این بچه ها آبرو برا آدم نمی ذارن. فردا کل قزوین باخبر میشه.
ساعت نه شب بود که به خانه رسیدیم مادرم با اسپند به استقبالمان آمد. حلقه چند باری بین فاطمه و مادرم دست به دست شد. حمید جعبه شیرینی را به مادرم داد و در جواب اصرارش برای بالارفتن گفت: الآن دیر وقته ان شاء الله بعداً مزاحم میشم فرصت زیاده موقع خداحافظی خواست حلقه را به من بدهد که گفتم: «حلقه رو به عمه برسونید مراسم عقدکنان با خودشون بیارن گفت: «حالا که حلقه باید پیش من باشه پس من یه هدیه دیگه بهت میدم از داخل جیب کتش یک جعبه کادوپیچ درآورد و به سمتم گرفت. حسابی غافلگیر شده بودم این اولین هدیه ای بود که حمید به من میداد به آرامی کاغذ کادو را باز کردم تا پاره نشود. ادکلن لاگوست بود. بوی خوبی میداد تمام نامزدی ما با بوی این ادکلن گذشت 

پشت جلد

افزایش صمانه آماده کردم برگشت رو به می گشت آخرش صبحانه را با من نمی خوری
خیلی دلم گرفت گفتم چرا ایر خود میگی مکه اولین راه میری ماموریت ۱۲ موقع رفتن به من گفت فرالله سوریه که نگ بزنیم بله هم مين جوری بگم دوست دارم را بقیه که می شنون اصل از حجابت آب میشم بگم دوست دارم کنده پشت گوشی بگو یادت باشه من منتقویت رو می فهمم ، قرار گذاشتیم به جای دارم پشت کوئی نگوید بلدات باشه ود پله ها را می رفت پایین ملته ستند می گفت: فرزانه یادت باشه من احمد می زده می کنم بادم

دیدگاه کاربران

دیدگاه شما

هنوز دیدگاهی برای این محصول ثبت نشده است. اولین نفر باشید.

CAPTCHA

با ثبت دیدگاه، موافقت خود را با قوانین انتشار دیدگاه در ایده‌بوک اعلام می‌کنید.

مشاهده قوانین ثبت دیدگاه
  1. 1 فقط درباره همین محصول و تجربه واقعی‌تان بنویسید.
  2. 2 از زبان مؤدبانه استفاده کنید؛ توهین منتشر نمی‌شود.
  3. 3 سؤال را در بخش پرسش و پاسخ بپرسید، نه در دیدگاه.
  4. 4 تبلیغات، لینک و شماره تماس درج نکنید.
  5. 5 دیدگاه پس از بررسی تیم محتوا منتشر می‌شود.
مشاهده قوانین کامل ایده بوک

پرسش خود را بپرسید

درباره این محصول سوال دارید؟
پرسش خود را ثبت کنید تا پاسخ بگیرید

مشاهده قوانین پرسش و پاسخ
  1. 1 پرسش باید مشخص و مربوط به همین محصول باشد.
  2. 2 وضعیت سفارش را از حساب کاربری پیگیری کنید.
  3. 3 قبل از پرسش، موارد مشابه را مرور کنید.
  4. 4 پاسخ ممکن است از خریداران یا ایده بوک باشد.
  5. 5 پرسش پس از بررسی محتوا منتشر می‌شود.
مشاهده قوانین کامل ایده بوک
پشتیبانی ایده‌بوک

در حال اتصال…