IdeBook.ir
مشخصات محصول
نویسنده
جیمز ماهان کین
ویرایش
-
مترجم
پرهام دارابی
صفحات
160 صفحه
انتشارات
وزن
207 گرم
شابک
تیراژ
-
قطع
سال
1403
تصویرگر
-
جلد
شومیز

کتاب پستچی همیشه دوبار زنگ می زند

فروش ویژه

معرفی کتاب پستچی همیشه دوبار زنگ می زند

نویسنده جیمز ماهان کین
مترجم پرهام دارابی
انتشارات علم
موجود
رقعی
1403
17% 350,000
290,500
کتاب پستچی همیشه دوبار زنگ می زند، اثر جیمز ماهان کین، با ترجمه‌ی پرهام دارابی، در بازار نشر ایران، توزیع شده است.
فروش ویژه

کتاب پستچی همیشه دوبار زنگ می زند

معرفی کتاب پستچی همیشه دوبار زنگ می زند

موجود
رقعی
1403
کتاب پستچی همیشه دوبار زنگ می زند، اثر جیمز ماهان کین، با ترجمه‌ی پرهام دارابی، در بازار نشر ایران، توزیع شده است. این محصول در سال 1403 توسط انتشارات علم، به چاپ رسیده است. این محصول در قطع و اندازه‌ی رقعی، در سایت ایده بوک قرار دارد.
17% 350,000

290,500

پستچی همیشه دوبار زنگ می زند

اثر جیمز ماهان کین

مشخصات محصول

نویسنده
جیمز ماهان کین
ویرایش
-
مترجم
پرهام دارابی
صفحات
160 صفحه
انتشارات
وزن
207 گرم
شابک
تیراژ
-
قطع
سال
1403
تصویرگر
-
جلد
شومیز

گوشه ای از کتاب

از ساختمان خارج شدیم و چون نمی توانستم راه بروم یک تاکسی گرفتیم و مستقیم به بانک رفتیم تا مبلغ چک را در حساب بگذاریم. سپس به گل فروشی رفتیم و دو دسته گل بزرگ خریدیم و به مراسم تدفین یونانی رفتیم. مسخره بود که دو روز پس از مرگ می خواستند او را دفن کنند. مراسم تدفین در یک کلیسای یونانی برگزار شد و عده ی زیادی به آنجا آمده بودند که تعدادی از آن ها یونانی بودند و هر از گاهی در مهمانخانه می دیدمشان. وقتی وارد کلیسا شدیم به سردی کورا را تحویل گرفتند و او را روی نیمکت ردیف سوم نشاندند. خوب متوجه بودم که دارند ما را نگاه می کنند، با خودم می اندیشیدم اگر آن ها بخواهند در مورد ما یاوه گویی کنند چه کار باید بکنم. آن ها دوستان نیک بودند نه دوستان ما. اما دیدم که خیلی زود روزنامه ی بعدازظهر پخش شد که در آن با تیتری بزرگ نوشته بودند کورا بی گناه است. آن هنگام دربان کلیسا با دیدن این مطلب به طرف ما آمد و ما را به ردیف اول راهنمایی کرد. کشیشی که موعظه می کرد از زشتی و بدی این جنایت گفت اما یک نفر بلند شد و چیزی در گوشش زمزمه کرد و روزنامه را نشانش داد. کشیش به ناچار موعظه اش را بدون محکوم کردن این جنایت بیان نمود و بحث را با تسلیت گفتن به بیوه ی نیک و دوستانش عوض کرد. کورا و بقیه نیز با تکان دادن سر جواب دادند. وقتی که می خواستیم به حیاط کلیسا که قبرها در آنجا بود برویم، چند نفر زیر بغل کورا را گرفتند و چند نفر نیز به من کمک کردند تا از آنجا خارج شویم. وقتی که داشتند نیک را دفن می کردند، های های گریستم. شعرهایی هم در مدح و ثنای او خواندم. این اشعار در مواقعی کاربرد دارد که عزیزی را از دست داده باشی مثل من که نیک را از دست داده بودم. در پایان جمعیت سرودی را خواندند که تاکنون بیش از صدبار از خود نیک شنیده بودند و این سرود، پایانی بر شعرخوانی من بود. دسته گل ها را طوری روی زمین گذاشتم که تصور کنند موقع رفتن است.

دیدگاه کاربران

دیدگاه شما

هنوز دیدگاهی برای این محصول ثبت نشده است. اولین نفر باشید.

CAPTCHA

با ثبت دیدگاه، موافقت خود را با قوانین انتشار دیدگاه در ایده‌بوک اعلام می‌کنید.

مشاهده قوانین ثبت دیدگاه
  1. 1 فقط درباره همین محصول و تجربه واقعی‌تان بنویسید.
  2. 2 از زبان مؤدبانه استفاده کنید؛ توهین منتشر نمی‌شود.
  3. 3 سؤال را در بخش پرسش و پاسخ بپرسید، نه در دیدگاه.
  4. 4 تبلیغات، لینک و شماره تماس درج نکنید.
  5. 5 دیدگاه پس از بررسی تیم محتوا منتشر می‌شود.
مشاهده قوانین کامل ایده بوک

پرسش خود را بپرسید

درباره این محصول سوال دارید؟
پرسش خود را ثبت کنید تا پاسخ بگیرید

مشاهده قوانین پرسش و پاسخ
  1. 1 پرسش باید مشخص و مربوط به همین محصول باشد.
  2. 2 وضعیت سفارش را از حساب کاربری پیگیری کنید.
  3. 3 قبل از پرسش، موارد مشابه را مرور کنید.
  4. 4 پاسخ ممکن است از خریداران یا ایده بوک باشد.
  5. 5 پرسش پس از بررسی محتوا منتشر می‌شود.
مشاهده قوانین کامل ایده بوک