IdeBook.ir
مشخصات محصول
نویسنده
احسان چادگانی
ویرایش
-
مترجم
احسان چادگانی
صفحات
212 صفحه
انتشارات
وزن
260 گرم
شابک
تیراژ
-
قطع
سال
1405
تصویرگر
-
جلد
شومیز

کتاب دماغ نشر کتاب پارسه

فروش ویژه

دماغ برگزیده داستان های روس

نویسنده احسان چادگانی
مترجم احسان چادگانی
انتشارات کتاب پارسه
موجود
رقعی
1405
17% 750,000
622,500

معرفی محصول

بسياري از بهترين رمان‌ها و داستان‌هاي کوتاه دنيا به نويسندگان گذشته روسيه تعلق دارند. داستان‌هاي اين مجموعه گزيده‌اي است از چند کتاب که مي‌توان آن‌ها را جزء بهترين داستان‌هاي کوتاه روس در ادوار مختلف دانست. کنار هم قرار گرفتن آثار اين نويسندگان بزرگ، موجب مي‌شود تا تنوع نگاه و سبک و نيز نقاط اشتراک پيدا و پنهاني را در آثارشان ببينيم و بر جاودانگي آن‌ها مهر تأييد بزنيم.
فروش ویژه

کتاب دماغ نشر کتاب پارسه

دماغ برگزیده داستان های روس

موجود
رقعی
1405

معرفی محصول

بسياري از بهترين رمان‌ها و داستان‌هاي کوتاه دنيا به نويسندگان گذشته روسيه تعلق دارند. داستان‌هاي اين مجموعه گزيده‌اي است از چند کتاب که مي‌توان آن‌ها را جزء بهترين داستان‌هاي کوتاه روس در ادوار مختلف دانست. کنار هم قرار گرفتن آثار اين نويسندگان بزرگ، موجب مي‌شود تا تنوع نگاه و سبک و نيز نقاط اشتراک پيدا و پنهاني را در آثارشان ببينيم و بر جاودانگي آن‌ها مهر تأييد بزنيم.
17% 750,000

622,500

دماغ نشر کتاب پارسه

اثر احسان چادگانی

مشخصات محصول

نویسنده
احسان چادگانی
ویرایش
-
مترجم
احسان چادگانی
صفحات
212 صفحه
انتشارات
وزن
260 گرم
شابک
تیراژ
-
قطع
سال
1405
تصویرگر
-
جلد
شومیز

گوشه ای از کتاب

روز بیست و پنجم ماه مارس در پترزبورگ اتفاق عجیبی افتاد. ایوان یاکوولویچ آرایشگر، صبح زود با عطر نان تازه از خواب بیدار شد. خودش را در تخت کمی بالا آورد و نشست و همسرش که زن نسبتا محترمی بود و علاقه خاصی به نوشیدن قهوه داشت را دید که نان های تازه پخته شده را از اجاق در می آورد. امروز قهوه میل ندارم پراسکوویا اوسیپونا. به جایش می خواهم کمی نان داغ و پیاز بخورم. (البته این را هم بگویم که ایوان یاکوولویچ دوست داشت هم قهوه بخورد و هم نان داغ و پیاز، اما می دانست که درخواست دو چیز آن هم به طور همزمان تقریبا غیرممکن بود چون زنش از این نوع رفتار خیلی بدش می آمد.) زن با خودش گفت: بگذار نانش را بخورد. مردک احمق! چه بهتر! یک فنجان قهوه بیشتر به من می رسد. و یک تکه نان را روی میز پرت کرد. ایوان یاکوولویچ از روی نزاکت پالتویش را روی بلوزش پوشید و سر میز نشست. کمی نمک ریخت، دو تا پیاز پوست کند، کمی نمک ریخت، دو تا پیاز پوست کند، چاقویی برداشت و با چهره ای معنی دار شروع به بریدن نان کرد. پس از نصف کردن نان، داخلش را نگاه کرد و در کمال تعجب چیز سفیدی درونش دید. محتاطانه با چاقو ضربه ای به آن زد و با انگشت لمسش کرد. سفت است! چه می تواند باشد؟ انگشتش را در نان فرو کرد و چیزی را بیرون کشید-یک دماغ بود! از تعجب زبانش بند آمده بود. چشمانش را مالید و دوباره آن چیز را لمس کرد. دماغ بود، رد خور نداشت. حتی به نظرش آشنا هم آمد. از قیافه اش وحشت می بارید، اما وحشتش در مقایسه با وحشت زنش هیچ بود. زن فریاد زد: ای حیوان! آن دماغ را از کجا بریدی؟ مردک رذل دائم الخمر! خودم به پلیس تحویلت می دهم. وحشی! از چند نفر شنیده بودم که موقع تراشیدن ریش شان آن قدر دماغ شان را می کشیدی که عجیب بوده چطور دماغ شان کنده نمی شده! ایوان یاکوولویچ احساس مرگ می کرد. فهمید که دماغ متعلق به کسی نیست جز کوالیوف، افسر ارزیاب که او یکشنبه ها و چهارشنبه ها صورتش را اصلاح می کرد. صبر کن پراسکوویا اوسیپونا، دماغ را می پیچم توی پارچه و یک گوشه نگهش می دارم؛ می گذاریم مدتی بماند، بعد از شرش خلاص میشویم. حرفش را هم نزن! بگذارم یک دماغ بریده توی دماغم بماند؟ مردک بی عقل! فقط بلدی تیغت را تیز کنی. یک ذره عقلت را به کار نمی ندازی. عوضی! وحشی! فکر کردی منتظر می شوم تا پلیس بیاید و سین جیمم کند؟ کله پوک! ببر و گم و گورش کن! هر کجا که می خواهی ببریش ببر، فقط از جلو چشمهایم دورش کن! ایوان یاکوولویچ همانجا ایستاده بود و گویی چیزی حس نمی کرد. خیلی فکر کرد اما نمی دانست دقیقا به چه چیزی فکر کند و در حالی که داشت پشت گوشش را می خاراند گفت: خدا می داند چه اتفاقی افتاده! دیشب که آمدم خانه هشیار بودم یا نه؟ یادم نیست. اما هرجور هم به قضیه نگاه کنی، ممکن نیست چنین اتفاقی افتاده باشد. اصلا یک نان پخته چه ربطی به دماغ دارد؟ نمی فهمم.

دیدگاه کاربران

دیدگاه شما

هنوز دیدگاهی برای این محصول ثبت نشده است. اولین نفر باشید.

CAPTCHA

با ثبت دیدگاه، موافقت خود را با قوانین انتشار دیدگاه در ایده‌بوک اعلام می‌کنید.

مشاهده قوانین ثبت دیدگاه
  1. 1 فقط درباره همین محصول و تجربه واقعی‌تان بنویسید.
  2. 2 از زبان مؤدبانه استفاده کنید؛ توهین منتشر نمی‌شود.
  3. 3 سؤال را در بخش پرسش و پاسخ بپرسید، نه در دیدگاه.
  4. 4 تبلیغات، لینک و شماره تماس درج نکنید.
  5. 5 دیدگاه پس از بررسی تیم محتوا منتشر می‌شود.
مشاهده قوانین کامل ایده بوک

پرسش خود را بپرسید

درباره این محصول سوال دارید؟
پرسش خود را ثبت کنید تا پاسخ بگیرید

مشاهده قوانین پرسش و پاسخ
  1. 1 پرسش باید مشخص و مربوط به همین محصول باشد.
  2. 2 وضعیت سفارش را از حساب کاربری پیگیری کنید.
  3. 3 قبل از پرسش، موارد مشابه را مرور کنید.
  4. 4 پاسخ ممکن است از خریداران یا ایده بوک باشد.
  5. 5 پرسش پس از بررسی محتوا منتشر می‌شود.
مشاهده قوانین کامل ایده بوک
پشتیبانی ایده‌بوک

در حال اتصال…