IdeBook.ir
مشخصات محصول
نویسنده
اکبر رادی
ویرایش
-
مترجم
مترجم رضا شیرمرز
صفحات
80 صفحه
انتشارات
وزن
216 گرم
شابک
تیراژ
-
قطع
سال
1403
تصویرگر
-
جلد
گالینگور

کتاب پایین گذر سقاخانه

معرفی کتاب پایین گذر سقاخانه

نویسنده اکبر رادی
مترجم مترجم رضا شیرمرز
انتشارات قطره
ناموجود
رقعی
1403

معرفی محصول

این نمایش‌نامه، حکایت زندگی در دهه‌های گذشته در تهران است. تصویری از زورخانه، بازار، عزاداری امام حسین (ع)، لوطی‌گری، جلوه‌ای از پهلوانی و رقابت‌های محلی، ذکر رسوم و عادت طبقات عامه‌ی مردم، که همه با گویش تهرانی و محاورات آن روزگاران تدوین گردیده است. محور اصلی داستان، بر پایه‌ی دو شخصیت "طاهر" و "پری" استوار است. پری شیفته‌ی طاهر، به ویژه عاشق منش انسانی و پهلوانی اوست. اما طاهر عشق پری را نوعی عشق ممنوعه تلقی می‌کند و حتی در این میان، به "فری" ـ که خاطرخواه پری و خانه زاد خانواده‌ی اوست ـ اطمینان می‌دهد که توجهی به پری ندارد. در گفت و گوی پایانی، طاهر به پری می‌گوید که دور او خط بکشد و او را فراموش کند. اما پری باز بسیار مصر است که طاهر عشق او را دریابد. در همین هنگام "فری" از راه می‌رسد و با این تصور که طاهر در صدد تصاحب پری است، غفلتا و ناجوانمردانه، دشنه را تا دسته بر قفای طاهر می‌نشاند و او را از پای درمی‌آورد.

کتاب پایین گذر سقاخانه

معرفی کتاب پایین گذر سقاخانه

ناموجود
رقعی
1403

معرفی محصول

این نمایش‌نامه، حکایت زندگی در دهه‌های گذشته در تهران است. تصویری از زورخانه، بازار، عزاداری امام حسین (ع)، لوطی‌گری، جلوه‌ای از پهلوانی و رقابت‌های محلی، ذکر رسوم و عادت طبقات عامه‌ی مردم، که همه با گویش تهرانی و محاورات آن روزگاران تدوین گردیده است. محور اصلی داستان، بر پایه‌ی دو شخصیت "طاهر" و "پری" استوار است. پری شیفته‌ی طاهر، به ویژه عاشق منش انسانی و پهلوانی اوست. اما طاهر عشق پری را نوعی عشق ممنوعه تلقی می‌کند و حتی در این میان، به "فری" ـ که خاطرخواه پری و خانه زاد خانواده‌ی اوست ـ اطمینان می‌دهد که توجهی به پری ندارد. در گفت و گوی پایانی، طاهر به پری می‌گوید که دور او خط بکشد و او را فراموش کند. اما پری باز بسیار مصر است که طاهر عشق او را دریابد. در همین هنگام "فری" از راه می‌رسد و با این تصور که طاهر در صدد تصاحب پری است، غفلتا و ناجوانمردانه، دشنه را تا دسته بر قفای طاهر می‌نشاند و او را از پای درمی‌آورد.

فهرست

تو با اون همه وقار و اون یال و کوپالت واستاده بودی اون جا تسبیح تو می زدی؛ اما هرگز سرتو بلند نکردی یه نظر جلوتو نگاه کنی که آخه این کیه که به دامِ تو افتاده داره بال بال می زنه… تا به امروز، تا همین اسّاعه کسی جرئت نکرده بود بالای حرف من حرفی بزنه. هیچکی نتونسته بود خلاف میلِ من حرکتی بکنه . و... با خودم می گفتم تو بی خود پهلوون شهر ما نشده ی، بی خود به خواب های من نمی آی، توی اون تالار آینه، کنار چشم? آبی... فقط دلم واسه طلعت می سوزه که طفلی پای دار قالی باید قوز بیاره و چشماش در انتظار بخت سفید بشه.

مشخصات محصول

نویسنده
اکبر رادی
ویرایش
-
مترجم
مترجم رضا شیرمرز
صفحات
80 صفحه
انتشارات
وزن
216 گرم
شابک
تیراژ
-
قطع
سال
1403
تصویرگر
-
جلد
گالینگور

دیدگاه کاربران

دیدگاه شما

هنوز دیدگاهی برای این محصول ثبت نشده است. اولین نفر باشید.

CAPTCHA

با ثبت دیدگاه، موافقت خود را با قوانین انتشار دیدگاه در ایده‌بوک اعلام می‌کنید.

مشاهده قوانین ثبت دیدگاه
  1. 1 فقط درباره همین محصول و تجربه واقعی‌تان بنویسید.
  2. 2 از زبان مؤدبانه استفاده کنید؛ توهین منتشر نمی‌شود.
  3. 3 سؤال را در بخش پرسش و پاسخ بپرسید، نه در دیدگاه.
  4. 4 تبلیغات، لینک و شماره تماس درج نکنید.
  5. 5 دیدگاه پس از بررسی تیم محتوا منتشر می‌شود.
مشاهده قوانین کامل ایده بوک

پرسش خود را بپرسید

درباره این محصول سوال دارید؟
پرسش خود را ثبت کنید تا پاسخ بگیرید

مشاهده قوانین پرسش و پاسخ
  1. 1 پرسش باید مشخص و مربوط به همین محصول باشد.
  2. 2 وضعیت سفارش را از حساب کاربری پیگیری کنید.
  3. 3 قبل از پرسش، موارد مشابه را مرور کنید.
  4. 4 پاسخ ممکن است از خریداران یا ایده بوک باشد.
  5. 5 پرسش پس از بررسی محتوا منتشر می‌شود.
مشاهده قوانین کامل ایده بوک
پشتیبانی ایده‌بوک

در حال اتصال…