IdeBook.ir
مشخصات محصول
نویسنده
بهزاد بهزادپور
ویرایش
-
مترجم
-
صفحات
96 صفحه
انتشارات
وزن
120 گرم
شابک
تیراژ
1200 جلد
قطع
سال
1395
تصویرگر
-
جلد
شومیز

کتاب امپراطور عشق

امپراطور عشق

نویسنده بهزاد بهزادپور
انتشارات کتاب نیستان
موجود
رقعی
1395
95,000

معرفی محصول

«حمامه» خواهرزادة زیبای «ابرهه»، در جنگ، در دستان «ابن سهیل» بزرگ قبیله ختعم اسیر می شود. ابن سهیل برای انتقام از ابرهه، حمامه را به قیمت گزافی به بزرگترین دشمن ابرهه «خلف بن وهب» می فروشد.خلف برای تحقیر ابرهه حمامه را به زشت ترین و خشن ترین بردة خود «رباح» به عنوان کنیز می سپارد تا او را شکنجه دهد. رباح به علت اینکه مورد اعتماد خلف است، زمین کشاورزی و کلبة مستقلی دارد که در جایی دورافتاده قرار دارد. رباح حمامه را با خود به کلبه می برد. خیر و شر در وجود رباح به ستیزه برمی خیزد و سرانجام خیر غالب می شود و رباح که مامور شکنجه دادن حمامه است تا پای جان از حمامه مراقبت می کند و از او تقاضای ازدواج می کند، حاصل ازدواج آنها اولین اذان گوی اسلام «بلال حبشی» است.

کتاب امپراطور عشق

امپراطور عشق

موجود
رقعی
1395

معرفی محصول

«حمامه» خواهرزادة زیبای «ابرهه»، در جنگ، در دستان «ابن سهیل» بزرگ قبیله ختعم اسیر می شود. ابن سهیل برای انتقام از ابرهه، حمامه را به قیمت گزافی به بزرگترین دشمن ابرهه «خلف بن وهب» می فروشد.خلف برای تحقیر ابرهه حمامه را به زشت ترین و خشن ترین بردة خود «رباح» به عنوان کنیز می سپارد تا او را شکنجه دهد. رباح به علت اینکه مورد اعتماد خلف است، زمین کشاورزی و کلبة مستقلی دارد که در جایی دورافتاده قرار دارد. رباح حمامه را با خود به کلبه می برد. خیر و شر در وجود رباح به ستیزه برمی خیزد و سرانجام خیر غالب می شود و رباح که مامور شکنجه دادن حمامه است تا پای جان از حمامه مراقبت می کند و از او تقاضای ازدواج می کند، حاصل ازدواج آنها اولین اذان گوی اسلام «بلال حبشی» است.

95,000

امپراطور عشق

اثر بهزاد بهزادپور

مشخصات محصول

نویسنده
بهزاد بهزادپور
ویرایش
-
مترجم
-
صفحات
96 صفحه
انتشارات
وزن
120 گرم
شابک
تیراژ
1200 جلد
قطع
سال
1395
تصویرگر
-
جلد
شومیز

گوشه ای از کتاب

دوست دارم گاه گاهی برای تفریح و عبادت به تماشای حمامه و برده داری تو بیایم فکر میکنم این بار وظیفه شناسی و خشونت تو بسیار دیدنی باشد.

البته اگر تا اولین سرکشی ما او در زیر چنگالت زنده بماند.

خلف موذیانه میخندد و با دسته شلاقش به سینه رباح ضربه آرامی می زند. در این لحظه کارگزار نفس نفس زنان در آستانه در اتاق ظاهر میشود. آماده است مولای من کارگزار رباح و خلف و همسرش به سمت در اتاق سر می چرخانند. رباح بی صبرانه در انتظار دیدن دوشیزه است. کارگزار شلاقش را به سمت خود می کشد و حمامه که از گوشه لبش خون جاریست در آستانه در ظاهر می شود. چهره زیبا و جادویی حمامه، چشم های سرخ رباح را مات و حیران می کند. نفس رباح بند آمده است. خلف و همسرش موذیانه به رباح خیره شده اند و از حالت او لبخندی بر لبانشان جاری میشود رباح با چشمهای ریزش هم چنان خیره مانده و آب دهانش را به آرامی فرو میدهد. گویا لذیذترین طعمه در مقابلش ایستاده است. ناگهان خلف سکوت را میشکند و به کارگزار می گوید. شلاق را به رباح بده تا او را با خود ببرد.

دیدگاه کاربران

دیدگاه شما

هنوز دیدگاهی برای این محصول ثبت نشده است. اولین نفر باشید.

CAPTCHA

با ثبت دیدگاه، موافقت خود را با قوانین انتشار دیدگاه در ایده‌بوک اعلام می‌کنید.

مشاهده قوانین ثبت دیدگاه
  1. 1 فقط درباره همین محصول و تجربه واقعی‌تان بنویسید.
  2. 2 از زبان مؤدبانه استفاده کنید؛ توهین منتشر نمی‌شود.
  3. 3 سؤال را در بخش پرسش و پاسخ بپرسید، نه در دیدگاه.
  4. 4 تبلیغات، لینک و شماره تماس درج نکنید.
  5. 5 دیدگاه پس از بررسی تیم محتوا منتشر می‌شود.
مشاهده قوانین کامل ایده بوک

پرسش خود را بپرسید

درباره این محصول سوال دارید؟
پرسش خود را ثبت کنید تا پاسخ بگیرید

مشاهده قوانین پرسش و پاسخ
  1. 1 پرسش باید مشخص و مربوط به همین محصول باشد.
  2. 2 وضعیت سفارش را از حساب کاربری پیگیری کنید.
  3. 3 قبل از پرسش، موارد مشابه را مرور کنید.
  4. 4 پاسخ ممکن است از خریداران یا ایده بوک باشد.
  5. 5 پرسش پس از بررسی محتوا منتشر می‌شود.
مشاهده قوانین کامل ایده بوک