IdeBook.ir
مشخصات محصول
نویسنده
شل سیلوراستاین
ویرایش
-
مترجم
علیرضا برادران و دیگران
صفحات
230 صفحه
انتشارات
وزن
263 گرم
شابک
تیراژ
-
قطع
سال
1403
تصویرگر
-
جلد
شومیز

کتاب شل سیلوراستاین

معرفی کتاب شل سیلوراستاین

نویسنده شل سیلوراستاین
مترجم علیرضا برادران و دیگران
انتشارات کتاب خورشید
ناموجود
رقعی
1403

معرفی محصول

(ششامل مجموعه ای از آثار شل سیلور استاین از جمله از خیلی خوب به خیلی بد، پاهای کثیف، عاشقانه ها، لالایی ها،افسانه ها، دروغ ها و هملت از زبان مردم کوچه و بازار که در قالب متن های دو زبانه و در یک جلد به چاپ رسیده اند. شل در بیست و پنجم سپتامبر ۱۹۳۰ در شیکاگو به دنیا آمد. پس از فراغت از تحصیل در دبیرستان روزولت وارد دانشگاه نیوی پایر شد و به تحصیل در رشته هنر پرداخت، ولی پس از یک سال از دانشگاه اخراج شد. بعد به دانشگاه شیکاگو رفت و در رشته ی هنرهای زیبا تحصیل کرد و پس از آن برای تحصیل در رشته ی زبان انگلیسی در دانشگاه روزولت نام نویسی کرد. پس از سه سال، به اجبار به سربازی رفت و دیگر به روزولت بازنگشت. می گفت از اینکه به دانشگاه رفته پشیمان است: می توانستم دنیا را ببینم، ولی وقتم را در دانشگاه روزولت تلف کردم! شل سیلور استاین در سپتامبر ۱۹۵۳ در لباس سربازی به ارتش آمریکا ملحق شد. او را نخست به ژاپن و سپس به کره منتقل کردند. در دوران سربازی به شعر و کاریکاتور روی آورد. سرباز وظیفه شناسی نبود و اغلب با افسران مافوقش درگیر می شد. لافکادیو، درخت بخشنده، بالا افتادن، یک زرافه و نصفی، جایی که پیاده رو تمام می شود و کسی یک کرگدن ارزون نمی خواد عناوین تعدادی از آثار اوست.عر آمریکایی،قرن 20 م ،2زبانه(فارسی،انگلیسی))

کتاب شل سیلوراستاین

معرفی کتاب شل سیلوراستاین

ناموجود
رقعی
1403

معرفی محصول

(ششامل مجموعه ای از آثار شل سیلور استاین از جمله از خیلی خوب به خیلی بد، پاهای کثیف، عاشقانه ها، لالایی ها،افسانه ها، دروغ ها و هملت از زبان مردم کوچه و بازار که در قالب متن های دو زبانه و در یک جلد به چاپ رسیده اند. شل در بیست و پنجم سپتامبر ۱۹۳۰ در شیکاگو به دنیا آمد. پس از فراغت از تحصیل در دبیرستان روزولت وارد دانشگاه نیوی پایر شد و به تحصیل در رشته هنر پرداخت، ولی پس از یک سال از دانشگاه اخراج شد. بعد به دانشگاه شیکاگو رفت و در رشته ی هنرهای زیبا تحصیل کرد و پس از آن برای تحصیل در رشته ی زبان انگلیسی در دانشگاه روزولت نام نویسی کرد. پس از سه سال، به اجبار به سربازی رفت و دیگر به روزولت بازنگشت. می گفت از اینکه به دانشگاه رفته پشیمان است: می توانستم دنیا را ببینم، ولی وقتم را در دانشگاه روزولت تلف کردم! شل سیلور استاین در سپتامبر ۱۹۵۳ در لباس سربازی به ارتش آمریکا ملحق شد. او را نخست به ژاپن و سپس به کره منتقل کردند. در دوران سربازی به شعر و کاریکاتور روی آورد. سرباز وظیفه شناسی نبود و اغلب با افسران مافوقش درگیر می شد. لافکادیو، درخت بخشنده، بالا افتادن، یک زرافه و نصفی، جایی که پیاده رو تمام می شود و کسی یک کرگدن ارزون نمی خواد عناوین تعدادی از آثار اوست.عر آمریکایی،قرن 20 م ،2زبانه(فارسی،انگلیسی))

شل سیلوراستاین

اثر شل سیلوراستاین

مشخصات محصول

نویسنده
شل سیلوراستاین
ویرایش
-
مترجم
علیرضا برادران و دیگران
صفحات
230 صفحه
انتشارات
وزن
263 گرم
شابک
تیراژ
-
قطع
سال
1403
تصویرگر
-
جلد
شومیز

گوشه ای از کتاب

بیشتر آدما ثروت و شهرت می خوان اونا که می مونن فقط می خوان ول بگردن همه ی اونچه توی زندگی م خواسته م یه تلویزیون بوده، یه کامیون و یه همسر و همین طور یه صندلی تو ردیف جلو، واسه ی شنیدن ترانه های جانی پیره تلویزیون و کامیونو با قرض و قوله خریدم دختره رو هم با یه حلقه ی ارزون قیمت قدیمی به چنگ آوردم کانون گرم خانواده تشکیل دادم اما، زندگی م یه چیزی کم داشت یه صندلی تو ردیف جلو، واسه ی شنیدن ترانه های جانی پیره هی جان! تو طبق برنامه پیش می ری یه بار دیگه دیلیا رو بخون وقتی مزرعه های پنبه رو می خونی به من دلگرمی می دی یه روز فکر کردم، چطوره خودم ترتیب کارا رو بدم! این درست همون چیزیه که گفتم این بود که مزرعه و حلقه ی عروسی زنمو گرو گذاشتم دندون طلامو فروختم و پریدم تو وانت و رفتم جنوب به خاطر یه صندلی تو ردیف جلو، واسه شنیدن ترانه های جانی پیره در هوای سرد، خیس و گرسنه، به نشویل رسیدم گفتم: من اینجام، با اون کاری ندارم، بذار کارشو بکنه اما در اولدپیت گریل بهم گفتن باید به اندرسن ویل برم به خاطر یه صندلی تو ردیف جلو، واسه ی شنیدن ترانه های جانی پیره خونه شو پیدا کردم، در زدم یه دختر مو قهوه ای با یه بچه، که تازه دندون شیری ش دراومده بود درو باز کرد گفتم: من تو رو انگار یه جایی دیده م، به من زل نزن و از جلوم برو کنار من یه صندلی می خوام تو ردیف جلو، واسه شنیدن ترانه های جانی پیره گفت، باید به اپرا برم و مرد گفت، باید تا بهار منتظر بمونم گفت: بلیت ها همه پیش فروش شده و این دیوانه ی بیچاره یه صندلی می خواد تو ردیف جلو، واسه شنیدن ترانه های جانی پیره چیزای دیگه م گفت و من گریه کردم و اون خندید. بعد مشت هامو گره کردم عصبانی شدم و دیوانه وار درها رو شکستم از میان جمعیت خودمو تا جلو صحنه رسوندم به خاطر یه صندلی تو ردیف جلو، واسه شنیدن ترانه های جانی پیره.

دیدگاه کاربران

دیدگاه شما

هنوز دیدگاهی برای این محصول ثبت نشده است. اولین نفر باشید.

CAPTCHA

با ثبت دیدگاه، موافقت خود را با قوانین انتشار دیدگاه در ایده‌بوک اعلام می‌کنید.

مشاهده قوانین ثبت دیدگاه
  1. 1 فقط درباره همین محصول و تجربه واقعی‌تان بنویسید.
  2. 2 از زبان مؤدبانه استفاده کنید؛ توهین منتشر نمی‌شود.
  3. 3 سؤال را در بخش پرسش و پاسخ بپرسید، نه در دیدگاه.
  4. 4 تبلیغات، لینک و شماره تماس درج نکنید.
  5. 5 دیدگاه پس از بررسی تیم محتوا منتشر می‌شود.
مشاهده قوانین کامل ایده بوک

پرسش خود را بپرسید

درباره این محصول سوال دارید؟
پرسش خود را ثبت کنید تا پاسخ بگیرید

مشاهده قوانین پرسش و پاسخ
  1. 1 پرسش باید مشخص و مربوط به همین محصول باشد.
  2. 2 وضعیت سفارش را از حساب کاربری پیگیری کنید.
  3. 3 قبل از پرسش، موارد مشابه را مرور کنید.
  4. 4 پاسخ ممکن است از خریداران یا ایده بوک باشد.
  5. 5 پرسش پس از بررسی محتوا منتشر می‌شود.
مشاهده قوانین کامل ایده بوک
پشتیبانی ایده‌بوک

در حال اتصال…