IdeBook.ir
مشخصات محصول
نویسنده
لیان موریارتی
ویرایش
-
مترجم
عطیه میرخانی
صفحات
204 صفحه
انتشارات
وزن
585 گرم
شابک
تیراژ
-
قطع
سال
1399
تصویرگر
-
جلد
شومیز

کتاب آنچه آلیس فراموش کرد

معرفی کتاب آنچه آلیس فراموش کرد

نویسنده لیان موریارتی
مترجم عطیه میرخانی
انتشارات کتاب مرو
ناموجود
رقعی
1399
کتاب آنچه آلیس فراموش کرد، اثر لیان موریارتی، با ترجمه‌ی عطیه میرخانی، در بازار نشر ایران، توزیع شده است.

کتاب آنچه آلیس فراموش کرد

معرفی کتاب آنچه آلیس فراموش کرد

ناموجود
رقعی
1399
کتاب آنچه آلیس فراموش کرد، اثر لیان موریارتی، با ترجمه‌ی عطیه میرخانی، در بازار نشر ایران، توزیع شده است. این محصول در سال 1399 توسط انتشارات کتاب مرو، به چاپ رسیده است. این محصول در قطع و اندازه‌ی رقعی، در سایت ایده بوک قرار دارد.

آنچه آلیس فراموش کرد

اثر لیان موریارتی

مشخصات محصول

نویسنده
لیان موریارتی
ویرایش
-
مترجم
عطیه میرخانی
صفحات
204 صفحه
انتشارات
وزن
585 گرم
شابک
تیراژ
-
قطع
سال
1399
تصویرگر
-
جلد
شومیز

مقدمه

شناور بود و دستها را به دو طرف گسترده بود ضربه های آب بدنش را نوازش میکرد. عطر تابستانی نمک و نارگیل را با هر دم فرو می برد. طعم دلپذیر بیکن، قهوه و احتمالاً کروسانهایی که هنگام صبحانه خورده بود، هنوز زیر زبانش بود. چانه اش را بالا آورد. آفتاب صبحگاهی در آبی که بسیار شفاف بود.

خودنمایی میکرد برای اینکه بتواند پاهایش را روبه رویش ببیند ناگزیر بود چشمانش را به علت وجود اشعه های نور جمع کند هر کدام از انگشتان پایش به رنگی بود؛ قرمز، طلایی، بنفش... جالب بود لاک به خوبی در هم آمیخته نشده بود؛ گلوله گلوله و نامرتب بود فرد دیگری نیز کنارش در آب شناور بود؛ کسی که او خیلی دوستش داشت و خنده بر لبانش جاری می کرد. آن فرد هم ناخنهای پایش را مانند او لاک زده بود انگشتان رنگارنگ پایش را به نشانه ی همراهی تکان میداد و او را در عالم رؤیا غرق در شادی کرد.

جایی در دور دست ها صدای مردانه ای فریاد زد: «مارکو؟» و صدای هم سرایی کودکانه ای پاسخ داد: «پولول» مرد دوباره فریاد برآورد که «مارکو، مارکو، مارکو؟» و صداها پاسخ داد: «پولو، پولو پولو کودکی شروع کرد به خندیدن؛ خنده ی ریزی با صدای غرغره کردن آب مانند حبابهای پشت سرهم صابون صدایی آرام در گوشش مدام نجوا میکرد «آلیس؟ سرش را به عقب برد تا اجازه دهد آب خنک روی صورتش بغلتد.

نقطه های کوچک نورانی جلوی چشمانش می رقصید

رویا بود یا خواب؟

گوشه ای از کتاب

الیزابت به چشمان آلیس نگاه کرد و لبخند نیمه کاره ای زد و سریع نگاهش را دزدید.

زنی که دسته گلی به دست داشت وارد بخش شد و امیدوارانه به آلیس و الیزابت نگاهی انداخت چشمکی سرسری زد و از کنار اتاقک پرده ای آنها رد شد و به اتاقک پهلویی رفت صدای جیغ کسی آمد که گفت: «وای همین الان داشتم بهت فکر می کردم!

الیزابت زیر لب گفت: «باید برات گل می آوردم.»

آلیس ناگهان گفت: «تو ازدواج کردی

ببخشید؟

آلیس انگشت دست چپ الیزابت را بلند کرد توی دستت حلقه ی نامزدیه!

خیلی قشنگه این دقیقاً از اون حلقه هاییه که اگه میخواستیم برای خودمون حلقه انتخاب کنیم، انتخابش میکردم؛ البته منظورم این نیست که حلقه ی ارثیه ی مامانی لاو رو دوست ندارم الیزابت به حالت مسخره ای گفت تو حلقه ی مامانی لاو رو بی ارزش می دونی و ازش متنفری آلیس

وای بهت گفته بودم؟ یادم نمی آد بهت گفته باشم

خیلی سال پیش فکر کنم زیادی شراب نوشیده بودی برای همین نمی فهمم

چرا... ولش کن.

آلیس گفت: «خب، میخوای من رو توی خماری بذاری؟ با کی ازدواج کردی؟ همون طراح با نمک شهرک؟

دین؟ نه، با دین ازدواج نکردم و فقط پنج دقیقه باهاش دوست بودم. اون توی یک حادثه ی غواصی جونش رو از دست داد؛ غم انگیزه... بگذریم. با بن ازدواج کردم بن رو یادت نمی آد؟ الان پیش بچه هاته.

پشت جلد

آلیس لاو زن ۲۹ ساله ای است که دیوانه وار به همسرش عشق می ورزد و فرزند اولش را باردار است. بنابراین میتوانید تصور کنید چه شوکی به او وارد شد وقتی فهمید کف باشگاه چه بلایی برسرش آمده و بسیار سریع به بیمارستان منتقل شد. و فهمید دیگر واقعاً ماه عسلش تمام شده بود داشت طلاق می گرفت، سه بچه داشت و در واقع ۲۹ سالش بود. آلیس باید اشتباهات دهه ی گم شده ی زندگی اش را جبران کند و دریافت که آیا ممکن بود زندگی اش را نیز از نو بسازد. باید می فهمید چرا خواهرش با او سرسنگین بود و اینکه چطور از آن مادرهای بسیار لاغر شده با لباس های گران قیمت شده بود و در نهایت باید میفهمید که آیا فراموشی نعمت بود یا مجازات و اینکه آیا ممکن است بتوان از نو شروع کرد.

دیدگاه کاربران

دیدگاه شما

هنوز دیدگاهی برای این محصول ثبت نشده است. اولین نفر باشید.

CAPTCHA

با ثبت دیدگاه، موافقت خود را با قوانین انتشار دیدگاه در ایده‌بوک اعلام می‌کنید.

مشاهده قوانین ثبت دیدگاه
  1. 1 فقط درباره همین محصول و تجربه واقعی‌تان بنویسید.
  2. 2 از زبان مؤدبانه استفاده کنید؛ توهین منتشر نمی‌شود.
  3. 3 سؤال را در بخش پرسش و پاسخ بپرسید، نه در دیدگاه.
  4. 4 تبلیغات، لینک و شماره تماس درج نکنید.
  5. 5 دیدگاه پس از بررسی تیم محتوا منتشر می‌شود.
مشاهده قوانین کامل ایده بوک

پرسش خود را بپرسید

درباره این محصول سوال دارید؟
پرسش خود را ثبت کنید تا پاسخ بگیرید

مشاهده قوانین پرسش و پاسخ
  1. 1 پرسش باید مشخص و مربوط به همین محصول باشد.
  2. 2 وضعیت سفارش را از حساب کاربری پیگیری کنید.
  3. 3 قبل از پرسش، موارد مشابه را مرور کنید.
  4. 4 پاسخ ممکن است از خریداران یا ایده بوک باشد.
  5. 5 پرسش پس از بررسی محتوا منتشر می‌شود.
مشاهده قوانین کامل ایده بوک
پشتیبانی ایده‌بوک

در حال اتصال…