IdeBook.ir
مشخصات محصول
نویسنده
بهارک محمودی
ویرایش
-
مترجم
-
صفحات
330 صفحه
انتشارات
وزن
382 گرم
شابک
تیراژ
-
قطع
سال
1399
تصویرگر
-
جلد
-

کتاب نمایش رنج تهران در سینمای ایران

معرفی کتاب نمایش رنج تهران در سینمای ایران

نویسنده بهارک محمودی
انتشارات اندیشه احسان
ناموجود
رقعی
1399

معرفی محصول

کتابی است به قلم بهارک محمودی و چاپ نشر اندیشه احسان. این کتاب روایتی از تصویر تهران در سینمای ایران است. روایتی که در مثلث فضا، سینما و نگاه سینماگر به این شهر شکل گرفته است. شهر تهران در سینما، به شکلی تاریخی، تصویری آمیخته با نیرنگ و اضطراب و در عین حال هیجان داشته است و این اثر نیز درباره همین نگاه آمیخته با شک و اشتیاق نگاشته شده است. در این کتاب تصویر شهر در آثار سه نسل از فیلمسازان سینمای ایران مورد مطالعه قرار گرفته است. گروهی متشکل از فیلمسازان دهه چهل مانند بهرام بیضایی، مسعود کیمیایی و داریوش مهرجویی و همچنین گروهی که اولین فیلم خود را در سال های شصت ساخته اند؛ افرادی مانند رخشان بنی اعتماد، مجید مجیدی و کیانوش عیاری و نهایتاً فیلمسازانی که طی دهه هشتاد به این عرصه وارد شده اند که پرویز شهبازی، هومن سیدی، عبدالرضا کاهانی و مصطفی کیایی در این گروه جای می گیرند. در کتاب حاضر، اثر سینمایی چونان متنی گشوده برای تفسیر است. تفسیری که به گمان نویسنده می تواند دریچه ای باشد برای فهم رابطه ی سینمای ایران با تصویری که از شهر تهران در آن به یادگار مانده است. سینمای ایران از آغاز تولد خود تا به امروز با شهر تهران پیوندی ناگسستنی داشته است. برخی پیوند همیشگی میان شهر تهران و سینمای ایران را به غیبت استودیوهای فیلم سازی نسبت داده اند و برخی دیگر آن را پیامد اجتناب ناپذیر فرایند نوسازی در ایران معرفی کرده اند که با حضور سینما همگام شده و شهر تهران بستری بی بدیل برای نمود آن به شمار رفته است. دلیل هر چه باشد، حاصل این است که تهران، هم به لحاظ مضمونی و هم به لحاظ جغرافیایی، دریچه نظر بسیاری از آثار سینمای ایران بوده است. بدین جهت که حتی اگر نشانی و آدرس روشنی از نام خیابان ها و کوچه پس کوچه های قدیم و جدید آن بر پرده سینما ظاهر نشود یا اشاره ای مستقیم به مشخصه هایی از شهرهای دیگر صورت نگیرد، در فیلم های سینمایی، هر گاه که تصویری از شهر ظاهر می شود این نام تهران است که با آن هم نشین شده و شهرهای سینمایی را نمایندگی می کند.

کتاب نمایش رنج تهران در سینمای ایران

معرفی کتاب نمایش رنج تهران در سینمای ایران

ناموجود
رقعی
1399

معرفی محصول

کتابی است به قلم بهارک محمودی و چاپ نشر اندیشه احسان. این کتاب روایتی از تصویر تهران در سینمای ایران است. روایتی که در مثلث فضا، سینما و نگاه سینماگر به این شهر شکل گرفته است. شهر تهران در سینما، به شکلی تاریخی، تصویری آمیخته با نیرنگ و اضطراب و در عین حال هیجان داشته است و این اثر نیز درباره همین نگاه آمیخته با شک و اشتیاق نگاشته شده است. در این کتاب تصویر شهر در آثار سه نسل از فیلمسازان سینمای ایران مورد مطالعه قرار گرفته است. گروهی متشکل از فیلمسازان دهه چهل مانند بهرام بیضایی، مسعود کیمیایی و داریوش مهرجویی و همچنین گروهی که اولین فیلم خود را در سال های شصت ساخته اند؛ افرادی مانند رخشان بنی اعتماد، مجید مجیدی و کیانوش عیاری و نهایتاً فیلمسازانی که طی دهه هشتاد به این عرصه وارد شده اند که پرویز شهبازی، هومن سیدی، عبدالرضا کاهانی و مصطفی کیایی در این گروه جای می گیرند. در کتاب حاضر، اثر سینمایی چونان متنی گشوده برای تفسیر است. تفسیری که به گمان نویسنده می تواند دریچه ای باشد برای فهم رابطه ی سینمای ایران با تصویری که از شهر تهران در آن به یادگار مانده است. سینمای ایران از آغاز تولد خود تا به امروز با شهر تهران پیوندی ناگسستنی داشته است. برخی پیوند همیشگی میان شهر تهران و سینمای ایران را به غیبت استودیوهای فیلم سازی نسبت داده اند و برخی دیگر آن را پیامد اجتناب ناپذیر فرایند نوسازی در ایران معرفی کرده اند که با حضور سینما همگام شده و شهر تهران بستری بی بدیل برای نمود آن به شمار رفته است. دلیل هر چه باشد، حاصل این است که تهران، هم به لحاظ مضمونی و هم به لحاظ جغرافیایی، دریچه نظر بسیاری از آثار سینمای ایران بوده است. بدین جهت که حتی اگر نشانی و آدرس روشنی از نام خیابان ها و کوچه پس کوچه های قدیم و جدید آن بر پرده سینما ظاهر نشود یا اشاره ای مستقیم به مشخصه هایی از شهرهای دیگر صورت نگیرد، در فیلم های سینمایی، هر گاه که تصویری از شهر ظاهر می شود این نام تهران است که با آن هم نشین شده و شهرهای سینمایی را نمایندگی می کند.

نمایش رنج تهران در سینمای ایران

اثر بهارک محمودی

مشخصات محصول

نویسنده
بهارک محمودی
ویرایش
-
مترجم
-
صفحات
330 صفحه
انتشارات
وزن
382 گرم
شابک
تیراژ
-
قطع
سال
1399
تصویرگر
-
جلد
-

گوشه ای از کتاب

«رگبار» (۱۳۴۹)، با حضور آقای حکمتی به محله ای در آن که فردی تازه وارد به شمار می رود آغاز شده و با خروج او از همان محله پایان می پذیرد. تصویر بالای شهر در فیلم نشان داده نمی شود و تنها در گفت و گوی شخصیت هاست که حضور دارد. خیاط محله به هنگام ورود آقای حکمتی به محله می گوید: «شنیدم اجاره دو برج و از پیش دادین، پس شما هم مثل من از اون بالاها می آیید، پس شما حرف منو می فهمید.» این اشاره او در کنار تأکید همیشگی اش برای داشتن مشتری هایی از «آن بالاها» که به سراغ او می آیند، در کنار تصویر غایب این قطعه جغرافیایی از شهر، به آن وجهی مرموز و دست نیافتنی می بخشد. مرموز و ناشناخته از آن روی که هیچکس حرف زن خیاط مبنی بر رجوع «اعیان و اشراف» به خیاط خانه او را باور نمی کند و هرگاه هم که کسی از آن بالاهای شهر به سراغ او می آید کسی کنار او نیست که شاهد ادعایش باشد. در حالی که همه اهالی محله در جشن حضور یافته اند، خانمی که وجه غایب تصویر است به سراغ او می آید، او که با دیدن این خانم از جای بر می خیزد و با حسرت و تعجب و شگفتی از پایین به بالا می نگرد می گوید: «باورم نمیشه! من سال ها منتظر شما بودم. خانوم شما تشریف آوردید؟ شمایید؟ مفتخرم کردید. من سال ها به شاگردم می گفتم از اعیان و اشراف مشتری داشتم، ولی اون باور نمی کرد، حالا شما امروز اومدید و اون نیست. حالا چه جوری باور می کنه؟ باید به چشم خودش می دید، این بدبختی نیست؟ حالا تو همچین روزی اون رفته جشن. این بدبختی نیست؟» این ماجرا یک بار دیگر نیز برای خیاط محل اتفاق می افتد. بار دوم نیز او در کارگاه خود تنهاست و تصویر و صدای خانم مشتری غایب در قاب است. تأکید بر این غیبت است که واقعیتی رؤیاگون به این رویارویی داده است. همین اشاره خیاط به بدبختی حاصل از عدم حضور شاگردش در آن لحظه حساس قطع می شود به جشن و سروری که در مدرسه برپاست. بدبختی او که آرزوی رفتن از این محله را در سر می پروراند با شادی سایر اهالی محل هم زمان می شود. او که از جمله طرفداران ازدواج عاطفه با آقای حکمتی است این ازدواج را باعث و بانی خروج عاطفه از این محل و رفتن به جایی دیگر تلقی می کند. تأکید، تنها بر از اینجا رفتن است و هیچ توضیحی درباره به کجا رفتن ارائه نمی شود. هر چند هیچ گاه آقای حکمتی به وضوح از بالای شهر آمدن یا به کجا رفتنش در انتهای فیلم، سخن نگفته و در واقع آدرس نمی دهد، اما می توان نشانه هایی چون اسباب اثاثیه او که پر از قاب عکس های قدیمی و آیینه های قدی، شمعدانی های لاله اصل که از مادر به یادگار مانده و تعداد زیاد کتاب هایی که از پدر باقی مانده را دلالت بر با اصل و نسب بودن او در نظر گرفت، اصل و نسبی که می تواند دلالتی بر بالای شهری بودن او تلقی شود. با اشاره به برخی تصاویر و گفت و گوهای صورت گرفته در فیلم می توان این نکته را روشن کرد.

دیدگاه کاربران

دیدگاه شما

هنوز دیدگاهی برای این محصول ثبت نشده است. اولین نفر باشید.

CAPTCHA

با ثبت دیدگاه، موافقت خود را با قوانین انتشار دیدگاه در ایده‌بوک اعلام می‌کنید.

مشاهده قوانین ثبت دیدگاه
  1. 1 فقط درباره همین محصول و تجربه واقعی‌تان بنویسید.
  2. 2 از زبان مؤدبانه استفاده کنید؛ توهین منتشر نمی‌شود.
  3. 3 سؤال را در بخش پرسش و پاسخ بپرسید، نه در دیدگاه.
  4. 4 تبلیغات، لینک و شماره تماس درج نکنید.
  5. 5 دیدگاه پس از بررسی تیم محتوا منتشر می‌شود.
مشاهده قوانین کامل ایده بوک

پرسش خود را بپرسید

درباره این محصول سوال دارید؟
پرسش خود را ثبت کنید تا پاسخ بگیرید

مشاهده قوانین پرسش و پاسخ
  1. 1 پرسش باید مشخص و مربوط به همین محصول باشد.
  2. 2 وضعیت سفارش را از حساب کاربری پیگیری کنید.
  3. 3 قبل از پرسش، موارد مشابه را مرور کنید.
  4. 4 پاسخ ممکن است از خریداران یا ایده بوک باشد.
  5. 5 پرسش پس از بررسی محتوا منتشر می‌شود.
مشاهده قوانین کامل ایده بوک
پشتیبانی ایده‌بوک

در حال اتصال…