IdeBook.ir
مشخصات محصول
نویسنده
منوچهر انور
ویرایش
-
مترجم
-
صفحات
228 صفحه
انتشارات
وزن
444 گرم
شابک
تیراژ
-
سال
1401
تصویرگر
-
جلد
-

کتاب هزاربیشه ملانصرالدین نشر کارنامه

قیمت قبل

دیدنی ها و شنیدنی ها

نویسنده منوچهر انور
انتشارات کارنامه
موجود
پالتوئی
1401
قیمت بازار: 950,000
800,000

معرفی محصول

کتابی است شامل حکایات ملانصرالدین، به کوشش منوچهر انور و نورالدین زرین کلک. جد اعلای ملانصرالدین ایرانیِ ما، جوحی یا جُحای عرب، عمرش از هزار سال بیشتر است. این جوحی کهنسال هنوز جوان بود که به ایران آمد و جا خوش کرد. اخلافِ این جُحا را، که نیاکان مسلم ملانصرالدین باشند، می توان ازجمله در رسالۀ دلگشای عبید زاکانی پیگیری کرد. قهرمانانِ شیرین کارِ لطیفه های عبید – بُخاری و رازی و اردبیلی و قزوینی و گیلانی و خراسانی، یا حتی طلحک و ابونواس- قرن ها بعد، همگی لباس ملانصرالدین به تن کردند. در آثار عربی و فارسی، ادیبانی چون ابوحیان توحیدی و محمد صالح قزوینی، نیز با عدۀ دیگری از اسلافِ رنگارنگ ملا روبه رو می شویم؛ اما در میان نیاکان ملا، از همه معروف تر دخوِ قزوین است که اسمش، گویا بدون اینکه در جایی جز چرند و پرندِ دهخدا ثبت شود، سینه به سینه به ما رسیده است و اکنون مشکل بشود کسی را پیدا کرد که نام دخو به گوشش نخورده باشد! از نیاکان ملا که بگذریم، می رسیم به پدر ظاهراً بلافصلش، نصرالدین خوجا یا خوجا نصرالدین ترک که سنش شاید از چهار قرن بگذرد: آدمِ شوخ طبع ساده لوحی که اهل یکی از دهات پرت افتادۀ عثمانی ا ست و نام او هم مثل نامِ دخوِ ما، مدت های مدید فقط بر جریدۀ سینه های عوام ثبت بود، تا اینکه نزدیک به دو قرن پیش، دانشوران ترک آن را ثبت دفترها کردند و در این اواخر، مسئولان حفظ آثار فرهنگی ترکیه، گنبد و بارگاه هم برایش تعبیه کرده اند! اساس اصلی حکایات ملانصرالدین، همان قصه های قدیم است، پراکنده در دیوان های شاعران قدیم و متونی چون رسالۀ دلگشا و کتاب نوادر، هر لطیفه ای منسوب به شخصی، و این اشخاص، خیلی وقت ها، معارض یکدیگرند. تعداد این لطیفه ها مشکل به صد برسد؛ اما مردم، به مرور و اختصاصاً به موازاتِ انتشار روزنامۀ ملانصرالدین در قفقاز، تمامیِ آن ها را به اضافۀ بسیاری از قصه ها و مثل های عامیانۀ فارسی و ترکی که در دهان ها بود، یا در کتاب ها می آمد، به نام ملا ثبت داده­اند و از آن به بعد، هرکس آمد به سلیقۀ خود چیزی بر آن ها افزود، تا لطیفه ها تعدادشان به هزار نزدیک شد و چه بسا که به زودی از هزار هم بگذرد. بنابراین، ملانصرالدینِ امروزِ ما، هزار بیشه ای است که مردم، به مرور زمان، خصلت های متضاد را راحت در آنجا داده و از ملا مخلوقی ساخته اند جامعِ مجموعِ آدم ها، از عاقل و فرزانه گرفته تا خُل و دیوانه، که از بیرون غالباً هموار است، اما از درون مثل تک تکِ آدم ها ناهموار.
قیمت قبل

کتاب هزاربیشه ملانصرالدین نشر کارنامه

دیدنی ها و شنیدنی ها

موجود
پالتوئی
1401

معرفی محصول

کتابی است شامل حکایات ملانصرالدین، به کوشش منوچهر انور و نورالدین زرین کلک. جد اعلای ملانصرالدین ایرانیِ ما، جوحی یا جُحای عرب، عمرش از هزار سال بیشتر است. این جوحی کهنسال هنوز جوان بود که به ایران آمد و جا خوش کرد. اخلافِ این جُحا را، که نیاکان مسلم ملانصرالدین باشند، می توان ازجمله در رسالۀ دلگشای عبید زاکانی پیگیری کرد. قهرمانانِ شیرین کارِ لطیفه های عبید – بُخاری و رازی و اردبیلی و قزوینی و گیلانی و خراسانی، یا حتی طلحک و ابونواس- قرن ها بعد، همگی لباس ملانصرالدین به تن کردند. در آثار عربی و فارسی، ادیبانی چون ابوحیان توحیدی و محمد صالح قزوینی، نیز با عدۀ دیگری از اسلافِ رنگارنگ ملا روبه رو می شویم؛ اما در میان نیاکان ملا، از همه معروف تر دخوِ قزوین است که اسمش، گویا بدون اینکه در جایی جز چرند و پرندِ دهخدا ثبت شود، سینه به سینه به ما رسیده است و اکنون مشکل بشود کسی را پیدا کرد که نام دخو به گوشش نخورده باشد! از نیاکان ملا که بگذریم، می رسیم به پدر ظاهراً بلافصلش، نصرالدین خوجا یا خوجا نصرالدین ترک که سنش شاید از چهار قرن بگذرد: آدمِ شوخ طبع ساده لوحی که اهل یکی از دهات پرت افتادۀ عثمانی ا ست و نام او هم مثل نامِ دخوِ ما، مدت های مدید فقط بر جریدۀ سینه های عوام ثبت بود، تا اینکه نزدیک به دو قرن پیش، دانشوران ترک آن را ثبت دفترها کردند و در این اواخر، مسئولان حفظ آثار فرهنگی ترکیه، گنبد و بارگاه هم برایش تعبیه کرده اند! اساس اصلی حکایات ملانصرالدین، همان قصه های قدیم است، پراکنده در دیوان های شاعران قدیم و متونی چون رسالۀ دلگشا و کتاب نوادر، هر لطیفه ای منسوب به شخصی، و این اشخاص، خیلی وقت ها، معارض یکدیگرند. تعداد این لطیفه ها مشکل به صد برسد؛ اما مردم، به مرور و اختصاصاً به موازاتِ انتشار روزنامۀ ملانصرالدین در قفقاز، تمامیِ آن ها را به اضافۀ بسیاری از قصه ها و مثل های عامیانۀ فارسی و ترکی که در دهان ها بود، یا در کتاب ها می آمد، به نام ملا ثبت داده­اند و از آن به بعد، هرکس آمد به سلیقۀ خود چیزی بر آن ها افزود، تا لطیفه ها تعدادشان به هزار نزدیک شد و چه بسا که به زودی از هزار هم بگذرد. بنابراین، ملانصرالدینِ امروزِ ما، هزار بیشه ای است که مردم، به مرور زمان، خصلت های متضاد را راحت در آنجا داده و از ملا مخلوقی ساخته اند جامعِ مجموعِ آدم ها، از عاقل و فرزانه گرفته تا خُل و دیوانه، که از بیرون غالباً هموار است، اما از درون مثل تک تکِ آدم ها ناهموار.
قیمتِ جدید در بازار: 950,000

800,000

هزاربیشه ملانصرالدین نشر کارنامه

اثر منوچهر انور

مشخصات محصول

نویسنده
منوچهر انور
ویرایش
-
مترجم
-
صفحات
228 صفحه
انتشارات
وزن
444 گرم
شابک
تیراژ
-
سال
1401
تصویرگر
-
جلد
-

گوشه ای از کتاب

صرافِ همسایه مدتی از سوراخ پشتِ بام می شنید که ملا بعد از نماز سحر درخواستِ هزار اشرفی از خدا می کند و شرط می گذارد که اگر گوشۀ یکیش هم سابیده باشد ورنمی دارم! صراف دنگش گرفت که ملا را ازین بابت محک بزند. نهصد و نود و نه اشرفی در کیسه کرد و از سوراخِ پشت بام انداخت پیشِ ملا که او هم اشرفی ها را به دقت شمرد و دید یکی کم است؛ و بدون اینکه به روی خود بیاورد، سجدۀ شکری به جا آورد و کیسه را برداشت برد در صندوقخانه قایم کرد. از آن طرف، همسایۀ صراف که سکوتِ ملا نگرانش کرده بود، آمد پیش او که مگر یکیش کم نبود؟ پس چرا ورداشتی؟ ملا گفت: من با تو تا امروز کی شوخی داشته ام که این دفعۀ دومش باشد؟ صراف یقه اش را گرفت که یا اشرفی ها را می آری پس می دهی یا همین الان می آیی می رویم پیش قاضی! ملا گفت: من نه یک لباس حسابی دارم که تنم کنم، نه مرکوبِ آبرومندی که سوارش شوم. صراف مجبور شد یک جبۀ فاخر و یک قاطر راهور به ملا قرض بدهد تا با هم بروند پیشِ قاضی. قاضی بعد از شنیدن عرض حالِ مدعی رو کرد به ملا: هان، چه می گویی؟ ملا گفت: این آدم آن قدر طماع است که اگر منعش نکنید از قاطر من هم نمی گذرد! صراف فریاد زد: معلوم است که نمی گذرم. قاطر مال من است! ملا گفت: یکدفعه بگو لباسی هم که تن من است مال تو است! صراف گفت: مگر غیر از این است؟ ملا رو کرد به قاضی که؛ قربان، ملاحظه می فرمایید؟ قاضی رو کرد به صراف که: مردکِ نادان، خجالت نمی کشی به یک چنین شخص محترمی تهمت می زنی؟

دیدگاه کاربران

دیدگاه شما

هنوز دیدگاهی برای این محصول ثبت نشده است. اولین نفر باشید.

CAPTCHA

با ثبت دیدگاه، موافقت خود را با قوانین انتشار دیدگاه در ایده‌بوک اعلام می‌کنید.

مشاهده قوانین ثبت دیدگاه
  1. 1 فقط درباره همین محصول و تجربه واقعی‌تان بنویسید.
  2. 2 از زبان مؤدبانه استفاده کنید؛ توهین منتشر نمی‌شود.
  3. 3 سؤال را در بخش پرسش و پاسخ بپرسید، نه در دیدگاه.
  4. 4 تبلیغات، لینک و شماره تماس درج نکنید.
  5. 5 دیدگاه پس از بررسی تیم محتوا منتشر می‌شود.
مشاهده قوانین کامل ایده بوک

پرسش خود را بپرسید

درباره این محصول سوال دارید؟
پرسش خود را ثبت کنید تا پاسخ بگیرید

مشاهده قوانین پرسش و پاسخ
  1. 1 پرسش باید مشخص و مربوط به همین محصول باشد.
  2. 2 وضعیت سفارش را از حساب کاربری پیگیری کنید.
  3. 3 قبل از پرسش، موارد مشابه را مرور کنید.
  4. 4 پاسخ ممکن است از خریداران یا ایده بوک باشد.
  5. 5 پرسش پس از بررسی محتوا منتشر می‌شود.
مشاهده قوانین کامل ایده بوک