IdeBook.ir
مشخصات محصول
نویسنده
صبا طاهر
ویرایش
-
مترجم
مریم رفیعی
صفحات
500 صفحه
انتشارات
وزن
440 گرم
شابک
تیراژ
-
قطع
سال
1402
تصویرگر
-
جلد
شومیز

کتاب مرگ پشت دروازه ها از اخگری در خاکستر 3

مرگ پشت دروازه ها

نویسنده صبا طاهر
مترجم مریم رفیعی
انتشارات ایران بان
ناموجود
رقعی
1402

معرفی محصول

(داستان های نوجوانان آمریکایی،قرن 21م،برگزیده ی جوایز متعدد ادبی،بهترین کتاب نوجوان گودریدز2015،بهترین کتاب نوجوانان آمازون2015،جایزه ی کتاب نوجوانان باستل2015،جایزه انتخاب مردم2015،نامزد جوایز...)

کتاب مرگ پشت دروازه ها از اخگری در خاکستر 3

مرگ پشت دروازه ها

ناموجود
رقعی
1402

معرفی محصول

(داستان های نوجوانان آمریکایی،قرن 21م،برگزیده ی جوایز متعدد ادبی،بهترین کتاب نوجوان گودریدز2015،بهترین کتاب نوجوانان آمازون2015،جایزه ی کتاب نوجوانان باستل2015،جایزه انتخاب مردم2015،نامزد جوایز...)

مرگ پشت دروازه ها از اخگری در خاکستر 3

اثر صبا طاهر

مشخصات محصول

نویسنده
صبا طاهر
ویرایش
-
مترجم
مریم رفیعی
صفحات
500 صفحه
انتشارات
وزن
440 گرم
شابک
تیراژ
-
قطع
سال
1402
تصویرگر
-
جلد
شومیز

گوشه ای از کتاب

تا فرارسیدن غله ماه، فراموش شده ها اربابشان را خواهند یافت.

چانه ی شیوا پایین می افتد مژه هایش مانند بالهای پروانه می لرزند و خونی به سرخی خون من از شمشیری که در سینه اش فرورفته بیرون می زند. صورتش وا می رود. بعد بدنش شعله ور میشود برقی از آتش کورکننده که تنها پس از چند ثانیه فروکش میکند و خاکستر میشود. الایس با دورد خیس بر صورتش فریاد می زند: «نه!» دلم می خواهد جیغ بزنم شب آور رو عصبانی نکن الایس، خودت رو به کشتن نده. ابری از خاکستر دورتا دور شب آور می چرخد - تمام چیزی که از شیوا باقی مانده. شب آور برای اولین بار به الایس نگاه میکند سرش را کج می کند و با شمشیر خونی در دست جلو می رود. جایی در خاطراتم یاد حرف الایس می افتم که چیزی را که از روح گیر آموخته بود، به من گفت: اینکه ستاره از کسانی که به آن دست زده اند محافظت می کند. شب آور نمی تواند الایس را بکشد ولی میتواند آزارش دهد و به خدا قسم اجازه نمی دهم کس دیگری که برایم عزیز است، آزار ببیند. خود را به جلو پرت میکنم و به عقب کمانه میکنم. شب آور توجهی به من نمی کند خیالش از قدرتش آسوده است تو نمیتونی الایس رو اذیت کنی نمی تونی تاریکی وحشی ای در درونم سر بلند میکند و کنترل جسمم را در دست میگیرد. قبلا یک بار حس کرده بودمش ماه ها پیش وقتی بیرون زندان کاف با شب آور جنگیدم. فریادی حیوانی از دهانم بیرون میزند. این بار وقتی خود را به جلو هل می دهم، موفق میشوم عبور کنم دارین نیم قدم پشت سرم است و شب آورتابی به مچ دستش می دهد. برادرم خشکش میزند ولی جادوی جن تاثیری روی من ندارد. خنجرم را بیرون میکشم و خیز برمیدارم و خود را بین شب آور و الایس قرار میدهم.

دیدگاه کاربران

دیدگاه شما

هنوز دیدگاهی برای این محصول ثبت نشده است. اولین نفر باشید.

CAPTCHA

با ثبت دیدگاه، موافقت خود را با قوانین انتشار دیدگاه در ایده‌بوک اعلام می‌کنید.

مشاهده قوانین ثبت دیدگاه
  1. 1 فقط درباره همین محصول و تجربه واقعی‌تان بنویسید.
  2. 2 از زبان مؤدبانه استفاده کنید؛ توهین منتشر نمی‌شود.
  3. 3 سؤال را در بخش پرسش و پاسخ بپرسید، نه در دیدگاه.
  4. 4 تبلیغات، لینک و شماره تماس درج نکنید.
  5. 5 دیدگاه پس از بررسی تیم محتوا منتشر می‌شود.
مشاهده قوانین کامل ایده بوک

پرسش خود را بپرسید

درباره این محصول سوال دارید؟
پرسش خود را ثبت کنید تا پاسخ بگیرید

مشاهده قوانین پرسش و پاسخ
  1. 1 پرسش باید مشخص و مربوط به همین محصول باشد.
  2. 2 وضعیت سفارش را از حساب کاربری پیگیری کنید.
  3. 3 قبل از پرسش، موارد مشابه را مرور کنید.
  4. 4 پاسخ ممکن است از خریداران یا ایده بوک باشد.
  5. 5 پرسش پس از بررسی محتوا منتشر می‌شود.
مشاهده قوانین کامل ایده بوک
پشتیبانی ایده‌بوک

در حال اتصال…