IdeBook.ir
مشخصات محصول
نویسنده
رومن پولانسکی
ویرایش
-
مترجم
آزاده اخلاقی
صفحات
592 صفحه
انتشارات
وزن
893 گرم
شابک
تیراژ
-
قطع
سال
1397
تصویرگر
-
جلد
-

کتاب رومن به روایت پولانسکی نشر چشمه

رومن به روایت پولانسکی

نویسنده رومن پولانسکی
مترجم آزاده اخلاقی
انتشارات گیلگمش
ناموجود
وزیری
1397

معرفی محصول

«رومن پولانسکی» در 18 اگوست 1932 در پاریس به دنیا آمد. در 1941 کار حرفه‌ای خود را در برنامة رادویی «مری کنگ» آغاز کرد و در 1947 به خاطر بازی در تئاتر «پسر هنگ» برندة جایزه شد. در 1949 در نمایش‌نامة عروسکی سیرک «تارابومبا» در کراکوف بازی کرد و در 1950 به تحصیل در مدرسة هنر کراکوف روی آورد. نخستین حضور سینمایی او به سال 1951 با بازی در فیلم «سه داستان» بود؛ فیلمی که به وسیلة چند دانشجوی مدرسة فیلم لودز ساخته شد. از جمله کارنامة هنری وی می‌توان به این موارد اشاره کرد: کارگردانی فیلم کوتاه دوچرخه (1955)؛ ساخت فیلم کوتاه برای پایان‌نامة دانشگاه با نام وقتی فرشته‌ها سقوط می‌کنند (1959)؛ ساخت فیلم کوتاه چاقه و لاغره (1961)؛ و... آخرین فیلمی که او کارگرانی کرد، نویسندة پشت پرده نام دارد. وی با ساختن این فیلم، برندة خرس طلای بهترین کارگردانی جشنوارة برلین شد. کتاب حاضر سرگذشت‌نامة یکی از کارگردانان آمریکایی با نام رومن پولاتسکی است که به همراه سال‌شمار زندگی و فیلم‌شناسی آثار و نیز تصاویری از وی به چاپ رسیده است.

کتاب رومن به روایت پولانسکی نشر چشمه

رومن به روایت پولانسکی

ناموجود
وزیری
1397

معرفی محصول

«رومن پولانسکی» در 18 اگوست 1932 در پاریس به دنیا آمد. در 1941 کار حرفه‌ای خود را در برنامة رادویی «مری کنگ» آغاز کرد و در 1947 به خاطر بازی در تئاتر «پسر هنگ» برندة جایزه شد. در 1949 در نمایش‌نامة عروسکی سیرک «تارابومبا» در کراکوف بازی کرد و در 1950 به تحصیل در مدرسة هنر کراکوف روی آورد. نخستین حضور سینمایی او به سال 1951 با بازی در فیلم «سه داستان» بود؛ فیلمی که به وسیلة چند دانشجوی مدرسة فیلم لودز ساخته شد. از جمله کارنامة هنری وی می‌توان به این موارد اشاره کرد: کارگردانی فیلم کوتاه دوچرخه (1955)؛ ساخت فیلم کوتاه برای پایان‌نامة دانشگاه با نام وقتی فرشته‌ها سقوط می‌کنند (1959)؛ ساخت فیلم کوتاه چاقه و لاغره (1961)؛ و... آخرین فیلمی که او کارگرانی کرد، نویسندة پشت پرده نام دارد. وی با ساختن این فیلم، برندة خرس طلای بهترین کارگردانی جشنوارة برلین شد. کتاب حاضر سرگذشت‌نامة یکی از کارگردانان آمریکایی با نام رومن پولاتسکی است که به همراه سال‌شمار زندگی و فیلم‌شناسی آثار و نیز تصاویری از وی به چاپ رسیده است.

رومن به روایت پولانسکی نشر چشمه

اثر رومن پولانسکی

مشخصات محصول

نویسنده
رومن پولانسکی
ویرایش
-
مترجم
آزاده اخلاقی
صفحات
592 صفحه
انتشارات
وزن
893 گرم
شابک
تیراژ
-
قطع
سال
1397
تصویرگر
-
جلد
-

گوشه ای از کتاب

من و ژرار براش در طول مدت نوشتن فیلمنامه ی انزجار یک مسئله را در نظر داشتیم؛ این که به هر قیمتی شده، کلینگر و تنسر را متقاعد کنیم که بابتش پول بپردازند. به همین دلیل فیلمنامه ی ما باید بی چون و چرا ترسناک می بود؛ آن ها هیچ ژانر دیگر سینما را قبول نداشتند. هر نوع پیچیدگی باعث می شد کنار بکشند، به همین خاطر، انزجار قصه ی قاتل روان پریشی شد که در آپارتمان خالی خواهرش در لندن دیوانه می شود. در آن، صحنه های وحشتناکی گذاشتیم که شبیه کلیشه های ژانر وحشت شود. تمام نوآوری ما باید خرج شیوه ی داستان گویی مان می شد. فکر کردیم تا جایی که می شود داستان را واقعی و بر اساسِ اصول روانشناسی تعریف کنیم. دقیقا می دانستیم چه نوع وحشتی را می خواهیم منتقل کنیم. دور و برمان نمونه های زیادی وجود داشت و ما همان ها را منبع الهام مان قرار دادیم. بیشتر آدم‎ها گه گاه نوعی وحشت غیر منطقی را تجربه کرده اند. وحشت از حضور موجودِ خبیث ناپیدایی که به خانه ی آن ها رفت و آمد می کند، مثل عوض شدن جای مبلمان خانه وقتی که هرچه فکر می کنیم به یاد نمی آوریم کِی آن ها را جا به جا کرده ایم، غژغژ بی دلیل کف زمین، افتادن قاب عکسی از دیوار و خلاصه هر چیزی که چنین حس و حالی را ایجاد کند. کرول مانیکوریستی که شخصیت اصلی فیلم ما بود، بر اساس شخصیت دختری نوشته شد که من و ژرار می شناختیم؛ دختری که در سن ژرمن دپره زندگی می کرد. سوای زیبایی اش، بیشترین چیزی که در اولین برخورد، آدم را جذب می کرد، حال و هوای معصومیت شیرین و کم رویی و آرامشش بود؛ اما وقتی همخانه ی یکی از دوستان مان شد، وجه دیگری از شخصیتش را رو کرد. دوست مان قصه های غریبی درباره ی او می گفت، این که چطور، هم عاشق نزدیکی است و هم از آن نفرت دارد. در عین حال ناگهان و خیلی غیر منتظره، خشن و وحشی می شود. این به موضوع دوم ما که البته اهمیتش کمتر از اولی نبود، مربوط می شد؛ نا آگاهی کسانی که با آدم های روان پریش زندگی می کنند و نزدیکی و صمیمیت شان با آن ها، باعث می شود که فکر کنند این آدم های مجنون، خیلی هم عادی و معمولی هستند. اعضای گروه کامپتون از فیلم نامه ی ما خوش شان آمد. مایکل کلینگر برای امضای قراداد به پاریس آمد. دچار حساسیت فصلی شده بود و قرص آنتی هیستامین را مثل آدامس بالا می انداخت. تنها چیزی که چرتش را پاره کرد، رانندگی وحشتناک من در ترافیک پاریس بود. طوری با مینی کوپر صرفر کیلومترم (که موتورش را حسابی تقویت کرده بودم) می راندم، که مو بر تنش راست شده بود. وقتی گفت در یکی از بندهای قرارداد قید شده است که من نمی توانم ماشینم را با خودم به لندن ببرم، فهمیدم که جدی جدی می خواهد انزجار را بسازد.

دیدگاه کاربران

دیدگاه شما

هنوز دیدگاهی برای این محصول ثبت نشده است. اولین نفر باشید.

CAPTCHA

با ثبت دیدگاه، موافقت خود را با قوانین انتشار دیدگاه در ایده‌بوک اعلام می‌کنید.

مشاهده قوانین ثبت دیدگاه
  1. 1 فقط درباره همین محصول و تجربه واقعی‌تان بنویسید.
  2. 2 از زبان مؤدبانه استفاده کنید؛ توهین منتشر نمی‌شود.
  3. 3 سؤال را در بخش پرسش و پاسخ بپرسید، نه در دیدگاه.
  4. 4 تبلیغات، لینک و شماره تماس درج نکنید.
  5. 5 دیدگاه پس از بررسی تیم محتوا منتشر می‌شود.
مشاهده قوانین کامل ایده بوک

پرسش خود را بپرسید

درباره این محصول سوال دارید؟
پرسش خود را ثبت کنید تا پاسخ بگیرید

مشاهده قوانین پرسش و پاسخ
  1. 1 پرسش باید مشخص و مربوط به همین محصول باشد.
  2. 2 وضعیت سفارش را از حساب کاربری پیگیری کنید.
  3. 3 قبل از پرسش، موارد مشابه را مرور کنید.
  4. 4 پاسخ ممکن است از خریداران یا ایده بوک باشد.
  5. 5 پرسش پس از بررسی محتوا منتشر می‌شود.
مشاهده قوانین کامل ایده بوک
پشتیبانی ایده‌بوک

در حال اتصال…