IdeBook.ir
مشخصات محصول
نویسنده
طلا نژادحسن
ویرایش
-
مترجم
مترجم مونا حسینی
صفحات
204 صفحه
انتشارات
وزن
252 گرم
شابک
تیراژ
-
قطع
سال
1394
تصویرگر
-
جلد
-

کتاب شهری گم شده زیر رمل ها شهری که زیر رمل های کنار ساحل گم شد

معرفی کتاب شهری گم شده زیر رمل ها شهری که زیر رمل های کنار ساحل گم شد

نویسنده طلا نژادحسن
مترجم مترجم مونا حسینی
انتشارات قطره
ناموجود
رقعی
1394

معرفی محصول

کتاب حاضر، رمانی فارسی است که با زبانی ساده و روان و بیان جزئیات لازم نگاشته شده است. داستان با پرداخت مناسب شخصیت‌ها و توصیف عمیق‌ترین احساسات و افکار آن‌ها و همچنین با بیان دقیق جزئیات صحنه‌ها، نگاشته شده و خواننده را با خود همراه می‌کند. در داستان می‌خوانیم: «خورشید به‌یک‌باره پشت کوه‌ها سقوط می‌کند. تنها تلالو کم‌رنگی از آن مانده، فقط از سوی غرب. آنجا که برجک کارخانه روبه‌رویم جلو کوه قد علم کرده، بلند است و چاق. دلم می‌خواست بروم بالای برجک و دست دراز کنم و خورشید را از پشت کوه بیاورم بیرون تا چند لحظه بیشتر غروب آفتاب را ببینم».

کتاب شهری گم شده زیر رمل ها شهری که زیر رمل های کنار ساحل گم شد

معرفی کتاب شهری گم شده زیر رمل ها شهری که زیر رمل های کنار ساحل گم شد

ناموجود
رقعی
1394

معرفی محصول

کتاب حاضر، رمانی فارسی است که با زبانی ساده و روان و بیان جزئیات لازم نگاشته شده است. داستان با پرداخت مناسب شخصیت‌ها و توصیف عمیق‌ترین احساسات و افکار آن‌ها و همچنین با بیان دقیق جزئیات صحنه‌ها، نگاشته شده و خواننده را با خود همراه می‌کند. در داستان می‌خوانیم: «خورشید به‌یک‌باره پشت کوه‌ها سقوط می‌کند. تنها تلالو کم‌رنگی از آن مانده، فقط از سوی غرب. آنجا که برجک کارخانه روبه‌رویم جلو کوه قد علم کرده، بلند است و چاق. دلم می‌خواست بروم بالای برجک و دست دراز کنم و خورشید را از پشت کوه بیاورم بیرون تا چند لحظه بیشتر غروب آفتاب را ببینم».

فهرست

خورشيد به يکباره پشت کوه ها سقوط مي کند. تنها تلالو کمرنگي از آن مانده، فقط از سوي غرب. آن جا که برجک کارخانه ي روبه رويي ام جلوي کوه قد علم کرده، بلند است و چاق. دلم مي خواست بروم بالاي برجک و دست دراز کنم و خورشيد را از پشت کوه بياورم بيرون تا چند لحظه بيش تر غروب آفتاب را ببينم. از پشت اين پنجره جدا نمي شوم. روبه رويم آرام آرام سقف خاکستري خال خالي مي شود و خال ها پررنگ تر مي شوند. دوست ندارم اين خاکستري، تيره و تيره تر شود. اتوباني که آسايشگاه را از کوه جدا مي کند... وقتي همه جا در تاريکي فرو مي رود تنها زنجير ارتباطي من با جهان بيرون همين اتوبان روبه رويم است، کرم هاي شب تاب با نورهاي کم رنگ شان به سرعت از دو سوي آن در شتاب اند. معلوم نيست با اين عجله به کجا مي خواهند برسند. اگر اين ويلچر نبود و مي توانستم به کمک عصا خودم را به حاشيه ي آن برسانم شايد با يکي از همين کرم هاي شب تاب به سفري بي سرانجام مي رفتم.

مشخصات محصول

نویسنده
طلا نژادحسن
ویرایش
-
مترجم
مترجم مونا حسینی
صفحات
204 صفحه
انتشارات
وزن
252 گرم
شابک
تیراژ
-
قطع
سال
1394
تصویرگر
-
جلد
-

دیدگاه کاربران

دیدگاه شما

هنوز دیدگاهی برای این محصول ثبت نشده است. اولین نفر باشید.

CAPTCHA

با ثبت دیدگاه، موافقت خود را با قوانین انتشار دیدگاه در ایده‌بوک اعلام می‌کنید.

مشاهده قوانین ثبت دیدگاه
  1. 1 فقط درباره همین محصول و تجربه واقعی‌تان بنویسید.
  2. 2 از زبان مؤدبانه استفاده کنید؛ توهین منتشر نمی‌شود.
  3. 3 سؤال را در بخش پرسش و پاسخ بپرسید، نه در دیدگاه.
  4. 4 تبلیغات، لینک و شماره تماس درج نکنید.
  5. 5 دیدگاه پس از بررسی تیم محتوا منتشر می‌شود.
مشاهده قوانین کامل ایده بوک

پرسش خود را بپرسید

درباره این محصول سوال دارید؟
پرسش خود را ثبت کنید تا پاسخ بگیرید

مشاهده قوانین پرسش و پاسخ
  1. 1 پرسش باید مشخص و مربوط به همین محصول باشد.
  2. 2 وضعیت سفارش را از حساب کاربری پیگیری کنید.
  3. 3 قبل از پرسش، موارد مشابه را مرور کنید.
  4. 4 پاسخ ممکن است از خریداران یا ایده بوک باشد.
  5. 5 پرسش پس از بررسی محتوا منتشر می‌شود.
مشاهده قوانین کامل ایده بوک