IdeBook.ir
مشخصات محصول
نویسنده
مارک فیشر
ویرایش
-
مترجم
گیتی خوشدل
صفحات
112 صفحه
انتشارات
وزن
209 گرم
شابک
تیراژ
-
قطع
سال
1401
تصویرگر
-
جلد
شومیز

کتاب حکایت دولت و فرزانگی نشر قطره

معرفی کتاب حکایت دولت و فرزانگی نشر قطره

نویسنده مارک فیشر
مترجم گیتی خوشدل
انتشارات قطره
ناموجود
وزیری
1401
کتاب حکایت دولت و فرزانگی، اثر مارک فیشر، با ترجمه‌ی گیتی خوشدل، در بازار نشر ایران، توزیع شده است.

کتاب حکایت دولت و فرزانگی نشر قطره

معرفی کتاب حکایت دولت و فرزانگی نشر قطره

ناموجود
وزیری
1401
کتاب حکایت دولت و فرزانگی، اثر مارک فیشر، با ترجمه‌ی گیتی خوشدل، در بازار نشر ایران، توزیع شده است. این محصول در سال 1401 توسط انتشارات قطره، به چاپ رسیده است. این محصول در قطع و اندازه‌ی وزیری، در سایت ایده بوک قرار دارد.

حکایت دولت و فرزانگی نشر قطره

اثر مارک فیشر

مشخصات محصول

نویسنده
مارک فیشر
ویرایش
-
مترجم
گیتی خوشدل
صفحات
112 صفحه
انتشارات
وزن
209 گرم
شابک
تیراژ
-
قطع
سال
1401
تصویرگر
-
جلد
شومیز

گوشه ای از کتاب

با صدایی گرم و دوستانه پرسید: برای چه به اینجا آمده ای؟»

آمده ام دولتمند آنی را ببینم.»

آهان به چه منظور؟ البته اگر از سؤالم ناراحت نمی شوی؟

خب جویای اندرزش هستم... باغبان به سوی گل سرخهایش به راه افتاد، آنگاه ایستاد و از جوان پرسید: «راستی، آیا یک ده دلاری همراهت هست؟ جوان در حالی که سرخ میشد پرسید ده دلار؟ این تنها چیزی است که به همراه دارم.»

عالی است. فقط به همین مقدار نیاز دارم. باغبان بسیار با حیثیت مینمود شیوه رفتارش سرشار از وقار و جاذبه یی بی نظیر بود. جوان پاسخ گفت به راستی میل داشتم آن را به شما به بدهم اما مشکل اینجاست که پول برگشتن نخواهم داشت.

مگر میخواهید امروز به خانه برگردید؟»

جوان - حالا دیگر پاک گیج و حیران - گفت: «نه، منظورم این است که نمی دانم تا میلیونر آنی را ندیده ام، نمی خواهم از اینجا بروم.»

اما اگر امروز به این پول نیاز نداری چرا این قدر در قرض دادنش به من اکراه داری؟ شاید فردا لازمش نداشته باشی کسی چه می داند؟ شاید دولتمند شوی.»

این استدلال به نظر جوان کاملاً منطقی نیامد، اما پول را به دستش داد.

باغبان لبخند زد

بیشتر مردم می ترسند چیزی بخواهند و وقتی عاقبت چیزی می خواهند به اندازه کافی اصرار نمی ورزند. این خطاست. در این لحظه مستخدم به باغ آمد و در نهایت احترام به پیرمرد گفت: «آقا، آیا می توانید ده دلار به من بدهید؟ آشپز امروز می رود و اصرار دارد که مزدش را بگیرد. من هم ده دلار کم دارم.»

پشت جلد

هر عصر و زمانه ای داستانهای خاص خود را می طلبد؛ به ویژه آنها که فرهنگ و بستر چنین تعریفشان می کند و داستانهایی که حقیقتی سودمند را تقویت میکنند این کتاب کوچک داستان قوی و بکری را به ما عرضه میکنند داستانی که یکی از سودمند ترین حقایق را آشکار می سازد. شاید داستان، ظریفترین صورت برای بیان این حقایق باشد زیرا در سادگی کودکانه داستان، میتوانیم با سادگی کودکانه ذهن نیمه هشیارمان به طور مستقیم رابطه برقرار کنیم و در زندگیمان دگرگونیهای مثبت فراوان و عظیم بیافرینیم

دیدگاه کاربران

دیدگاه شما

هنوز دیدگاهی برای این محصول ثبت نشده است. اولین نفر باشید.

CAPTCHA

با ثبت دیدگاه، موافقت خود را با قوانین انتشار دیدگاه در ایده‌بوک اعلام می‌کنید.

مشاهده قوانین ثبت دیدگاه
  1. 1 فقط درباره همین محصول و تجربه واقعی‌تان بنویسید.
  2. 2 از زبان مؤدبانه استفاده کنید؛ توهین منتشر نمی‌شود.
  3. 3 سؤال را در بخش پرسش و پاسخ بپرسید، نه در دیدگاه.
  4. 4 تبلیغات، لینک و شماره تماس درج نکنید.
  5. 5 دیدگاه پس از بررسی تیم محتوا منتشر می‌شود.
مشاهده قوانین کامل ایده بوک

پرسش خود را بپرسید

درباره این محصول سوال دارید؟
پرسش خود را ثبت کنید تا پاسخ بگیرید

مشاهده قوانین پرسش و پاسخ
  1. 1 پرسش باید مشخص و مربوط به همین محصول باشد.
  2. 2 وضعیت سفارش را از حساب کاربری پیگیری کنید.
  3. 3 قبل از پرسش، موارد مشابه را مرور کنید.
  4. 4 پاسخ ممکن است از خریداران یا ایده بوک باشد.
  5. 5 پرسش پس از بررسی محتوا منتشر می‌شود.
مشاهده قوانین کامل ایده بوک
پشتیبانی ایده‌بوک

در حال اتصال…