IdeBook.ir
مشخصات محصول
نویسنده
فئودور میخائیلوویچ داستایوفسکی
ویرایش
-
مترجم
سروش حبیبی
صفحات
216 صفحه
انتشارات
وزن
264 گرم
شابک
تیراژ
-
قطع
سال
1405
تصویرگر
-
جلد
شومیز

کتاب همزاد نشر ماهی

همزاد

نویسنده فئودور میخائیلوویچ داستایوفسکی
مترجم سروش حبیبی
انتشارات ماهی
موجود
رقعی
1405
17% 450,000
373,500

معرفی محصول

کتابی است از فئودور داستایفسکی، نابغۀ ادبیات روس و جهان. رمانی که در سال ۱۸۴۶، پس از نخستین اثر داستایفسکی، یعنی مردم فقیر، که با تحسین منتقدان روسی مواجه شد، منتشر شد. شکل گیری و تحول عنصر جنون در آقای گالیادکین، که به عنوان کارمند، در سیستم اداری پیچیدۀ روس مشغول کار کردن است، زمینۀ اصلی این رمان کوتاه است. گالیادکین چند صفت برجسته و خاص دارد: یکی اینکه مردی است که همواره برای آینده رؤیاپردازی می کند و دیگر آنکه در کشاکش یک قضیۀ عاطفی و عاشقانه درگیر است، که آن هم دچار پیچیدگی های خاصی شده است. گالیادکین در بخش های گوناگون کتاب، در مقام راوی، دربارۀ اصول اخلاقی خود و شخصیت خودش، اطلاعاتی را در اختیار خواننده قرار می دهد؛ اما ریشه های جنون هر لحظه در گالیادکین عمیق تر می شود و او احساس می کند فردی که کاملاً شبیه خودش است وارد زندگی اش شده است. فضای اداری پر از تشویش موجود در پیرامون گالیادکین نیز از جمله مواردی است که این جنون را هر لحظه و به شکل پیوسته عمیق تر می کند. فضای خشک اداری که چیزی از ارتش کم ندارد. در چنین سیستم اداری بیمارگونه ای، آدم ها صرفاً موجودات بی ارزشی هستند که نه هویتی از خود دارند و نه استقلال عملی، و از آن سو هر لحظه امکانش هست که جایگزین شوند. ذهن گالیادکین دچار پریشانی عجیبی شده و همین باعث شده که نتواند به درستی روی مسائل پیرامونش تمرکز کند. داستایفسکی در این اثرش نیز روح روسی را به چالش می کشد و نقد تیزهوشانه ای از جامعۀ روس ارائه می دهد.

کتاب همزاد نشر ماهی

همزاد

موجود
رقعی
1405

معرفی محصول

کتابی است از فئودور داستایفسکی، نابغۀ ادبیات روس و جهان. رمانی که در سال ۱۸۴۶، پس از نخستین اثر داستایفسکی، یعنی مردم فقیر، که با تحسین منتقدان روسی مواجه شد، منتشر شد. شکل گیری و تحول عنصر جنون در آقای گالیادکین، که به عنوان کارمند، در سیستم اداری پیچیدۀ روس مشغول کار کردن است، زمینۀ اصلی این رمان کوتاه است. گالیادکین چند صفت برجسته و خاص دارد: یکی اینکه مردی است که همواره برای آینده رؤیاپردازی می کند و دیگر آنکه در کشاکش یک قضیۀ عاطفی و عاشقانه درگیر است، که آن هم دچار پیچیدگی های خاصی شده است. گالیادکین در بخش های گوناگون کتاب، در مقام راوی، دربارۀ اصول اخلاقی خود و شخصیت خودش، اطلاعاتی را در اختیار خواننده قرار می دهد؛ اما ریشه های جنون هر لحظه در گالیادکین عمیق تر می شود و او احساس می کند فردی که کاملاً شبیه خودش است وارد زندگی اش شده است. فضای اداری پر از تشویش موجود در پیرامون گالیادکین نیز از جمله مواردی است که این جنون را هر لحظه و به شکل پیوسته عمیق تر می کند. فضای خشک اداری که چیزی از ارتش کم ندارد. در چنین سیستم اداری بیمارگونه ای، آدم ها صرفاً موجودات بی ارزشی هستند که نه هویتی از خود دارند و نه استقلال عملی، و از آن سو هر لحظه امکانش هست که جایگزین شوند. ذهن گالیادکین دچار پریشانی عجیبی شده و همین باعث شده که نتواند به درستی روی مسائل پیرامونش تمرکز کند. داستایفسکی در این اثرش نیز روح روسی را به چالش می کشد و نقد تیزهوشانه ای از جامعۀ روس ارائه می دهد.
17% 450,000

373,500

فهرست

کتاب همزاد اثر فیودور داستایوفسکی ترجمه سروش حبییبی نشر ماهی منتشر شده است 

مشخصات محصول

نویسنده
فئودور میخائیلوویچ داستایوفسکی
ویرایش
-
مترجم
سروش حبیبی
صفحات
216 صفحه
انتشارات
وزن
264 گرم
شابک
تیراژ
-
قطع
سال
1405
تصویرگر
-
جلد
شومیز

گوشه ای از کتاب

مثل این بود که همه چیز، حتی طبیعت، علیه آقای گالیادکین شمشیر کشیده بود، اما او هنوز برپا بود و مغلوب نشده بود. احساس می کرد که شکست خورده است. آمادۀ نبرد بود. وقتی بحران بهتش گذشت و به خود آمد، با چنان شور و نیرویی دست بر هم مالید که هرکس او را می دید یقین می یافت که او اهل تسلیم نیست. عجالتاً خطر پیش چشمش بود، ملموس بود و آشکار. آقای گالیادکین این معنی را نیز به احساس دریافته بود. آنچه نمی دانست این بود که چطور با این خطر گلاویز شود. حتی لحظه ای فکری از ذهن آقای گالیادکین گذشت. با خود گفت: چطور است این خطر را به حال خودش بگذارم؟ چطور است راه خودم را کج کنم. خیلی ساده عقب نشینی کنم؟ چه عیب دارد؟ هیچ عیبی ندارد. انگار نه انگار که من بودم. من خودم را کنار می کشم، خیال کن من نبودم. بگذار خطر از کنارم بگذرد. اصلاً که گفته که من بودم؟ من نبودم، همین و همین! اگر من از این درگیری کنار بروم، او هم کنار خواهد رفت. شاید او هم عقب نشینی کند. دُم می جنباند، رذل حقه باز! دُم می جنباند و عقب گرد می کند و می رود پی کارش! من این بدجنس را می شناسم. من با تسلیم و آرامش به جنگش می روم. اصلاً چه خطری؟ خطر کجاست؟ چه کسی صحبت از خطر کرده؟ دلم می خواست یک نفر پیدا شود و بگوید خطرش کجاست. اصلاً ماجرا سر تا پا بازی است. ارزش ندارد که آدم جدی اش بگیرد. آقای گالیادکین به اینجا که رسید ساکت شد. چشمۀ کلام در دهانش خشکید. حتی به خود بد و بیراه گفت. برای این فکرها نسبت بزدلی و بی غیرتی به خود داد؛ ولی این حرف ها دردش را دوا نکرد. احساس می کرد که گرفتن تصمیم در حال حاضر برای او ضرورت محض دارد؛ حتی احساس می کرد که اگر کسی پیدا شود و به او بگوید که چه تصمیمی بگیرد، هر چه بخواهد به او می دهد؛ ولی خب، چطور می شد راهکار را به حدس دانست؟ فرصتی برای حدس نبود.

دیدگاه کاربران

دیدگاه شما

هنوز دیدگاهی برای این محصول ثبت نشده است. اولین نفر باشید.

CAPTCHA

با ثبت دیدگاه، موافقت خود را با قوانین انتشار دیدگاه در ایده‌بوک اعلام می‌کنید.

مشاهده قوانین ثبت دیدگاه
  1. 1 فقط درباره همین محصول و تجربه واقعی‌تان بنویسید.
  2. 2 از زبان مؤدبانه استفاده کنید؛ توهین منتشر نمی‌شود.
  3. 3 سؤال را در بخش پرسش و پاسخ بپرسید، نه در دیدگاه.
  4. 4 تبلیغات، لینک و شماره تماس درج نکنید.
  5. 5 دیدگاه پس از بررسی تیم محتوا منتشر می‌شود.
مشاهده قوانین کامل ایده بوک

پرسش خود را بپرسید

درباره این محصول سوال دارید؟
پرسش خود را ثبت کنید تا پاسخ بگیرید

مشاهده قوانین پرسش و پاسخ
  1. 1 پرسش باید مشخص و مربوط به همین محصول باشد.
  2. 2 وضعیت سفارش را از حساب کاربری پیگیری کنید.
  3. 3 قبل از پرسش، موارد مشابه را مرور کنید.
  4. 4 پاسخ ممکن است از خریداران یا ایده بوک باشد.
  5. 5 پرسش پس از بررسی محتوا منتشر می‌شود.
مشاهده قوانین کامل ایده بوک