IdeBook.ir
مشخصات محصول
نویسنده
آرتور شنیتسلر
ویرایش
-
مترجم
علی اصغر حداد
صفحات
144 صفحه
انتشارات
وزن
88 گرم
شابک
تیراژ
-
قطع
سال
1405
تصویرگر
-
جلد
شومیز

کتاب مردن نشر ماهی

معرفی کتاب مردن نشر ماهی

نویسنده آرتور شنیتسلر
مترجم علی اصغر حداد
انتشارات ماهی
موجود
جیبی
1405
17% 280,000
232,400
کتاب مردن، اثر آرتور شنیتسلر، با ترجمه‌ی علی اصغر حداد، در بازار نشر ایران، توزیع شده است.

کتاب مردن نشر ماهی

معرفی کتاب مردن نشر ماهی

موجود
جیبی
1405
کتاب مردن، اثر آرتور شنیتسلر، با ترجمه‌ی علی اصغر حداد، در بازار نشر ایران، توزیع شده است. این محصول در سال 1405 توسط انتشارات ماهی، به چاپ رسیده است. این محصول در قطع و اندازه‌ی جیبی، در سایت ایده بوک قرار دارد.
17% 280,000

232,400

مردن نشر ماهی

اثر آرتور شنیتسلر

مشخصات محصول

نویسنده
آرتور شنیتسلر
ویرایش
-
مترجم
علی اصغر حداد
صفحات
144 صفحه
انتشارات
وزن
88 گرم
شابک
تیراژ
-
قطع
سال
1405
تصویرگر
-
جلد
شومیز

چکیده

کتاب حاضر، يکي از نخستين داستان هاي روانکاوانه ادبيات آلماني زبان به شمار مي رود و نيز از نخستين آثار شنيتسلر، نويسنده اي که بعدها او را تالي زيگموند فرويد دانستند. در اين داستان فليکس مي دانست چه حسي دارد. در اينجا چيزي در برابرش آمدوشد مي کرد که او به مرگبارترين وجهي از آن نفرت داشت: نمونه اي از آن چيزي که پس از او همچنان باقي مي ماند، چيزي که همچنان جوان بود و سرزنده، مي خنديد، آن زمان که او ديگر نمي توانست بخندد و بگريد.

گوشه ای از کتاب

روزی که تصویر خواب های آشفته اش ناپدید شد، بیش از پیش احساس فلاکت کرد! از این رنج می برد که اصولا چرا این تصویر ظاهر شده است. دلش از ترحم به حال فلیکس سخت به درد آمد. همین که به یاد آگاهی و ناامیدی او می افتاد، پشتش می لرزید. چقدر دوستش داشت و با نزدیک شدن هر چه بیشتر روزی که به ناچار او را از دست می داد، هر لحظه صمیمانه تر به او عشق می ورزید. آخ، در این که پاسخش چه خواهد بود، نمی توانست شکیوجود داشته باشد. در کنار فلیکس ماندن، با او رنج بردن ، این چه کم بود! به انتظار مرگ نشستن او را نظاره کردن وحشت چندین ماهه ی مردن را با او چشیدن، این همه چه کم بود. ماری می خواهد بیش از این به او یاری کند. بهترین، باارزش ترین یاری. اگر به او قول بدهد که خود را بر مزارش خواهد کشت، فلیکس در این شک می میرد که آیا او واقعا به قولش وفا خواهد کرد؟ ماری برآن است که با او، نه پیش از او بمیرد. وقتی فلیکس پرسشش را دوباره مطرح کند، ماری آن قدر توان خواهد داشت که بگوید: بیا به این زجر پایان بدهیم! با هم بمیریم، حالا بمیریم! و در مدتی که سرمست این فکر بود، آن زنی پیش چشمش ظاهر شد که تصویرش را لحظه ای پیش دیده بود-زنی که در نسیم نوازشگر صبحگاهی با شتاب از میان کشتزارها می گذشت، رو به سوی شادی، به سوی زندگی، زنی که خود او بود، حقیر و پست.

دیدگاه کاربران

دیدگاه شما

هنوز دیدگاهی برای این محصول ثبت نشده است. اولین نفر باشید.

CAPTCHA

با ثبت دیدگاه، موافقت خود را با قوانین انتشار دیدگاه در ایده‌بوک اعلام می‌کنید.

مشاهده قوانین ثبت دیدگاه
  1. 1 فقط درباره همین محصول و تجربه واقعی‌تان بنویسید.
  2. 2 از زبان مؤدبانه استفاده کنید؛ توهین منتشر نمی‌شود.
  3. 3 سؤال را در بخش پرسش و پاسخ بپرسید، نه در دیدگاه.
  4. 4 تبلیغات، لینک و شماره تماس درج نکنید.
  5. 5 دیدگاه پس از بررسی تیم محتوا منتشر می‌شود.
مشاهده قوانین کامل ایده بوک

پرسش خود را بپرسید

درباره این محصول سوال دارید؟
پرسش خود را ثبت کنید تا پاسخ بگیرید

مشاهده قوانین پرسش و پاسخ
  1. 1 پرسش باید مشخص و مربوط به همین محصول باشد.
  2. 2 وضعیت سفارش را از حساب کاربری پیگیری کنید.
  3. 3 قبل از پرسش، موارد مشابه را مرور کنید.
  4. 4 پاسخ ممکن است از خریداران یا ایده بوک باشد.
  5. 5 پرسش پس از بررسی محتوا منتشر می‌شود.
مشاهده قوانین کامل ایده بوک