IdeBook.ir
مشخصات محصول
نویسنده
نسرین رحیم
ویرایش
-
مترجم
-
صفحات
112 صفحه
انتشارات
وزن
154 گرم
شابک
تیراژ
-
قطع
سال
1400
تصویرگر
-
جلد
شومیز

کتاب هفت پله تا بابا و بالاتر

هفت پله تا بابا و بالاتر

نویسنده نسرین رحیم
انتشارات البرز
موجود
رقعی
1400
120,000

معرفی محصول

این کتاب، داستانی فارسی در ژانر اجتماعی است که به موضوع مرگ و تبعات آن در خانواده به ویژه روی فرزندان می پردازد. در بخشی از این داستان می خوانید: «هفت ماه و یک شب است که پدرم را از دست داده ام. نمی گویم هفت ماه و یک روز، چون درست از همان موقعی که رفته، هیچ روزی را به خاطر نمی آورم. همه روزهایم مثل شب، تاریک و سوت وکور شده اند. چون بابا موقع رفتن از خانه، چراغ ها را و موقع رد شدن از آسمان هم، خورشید را خاموش کرد. درست از صبح همان روز تاریکی که با صدای فریادهای مامان که بابا را صدا می زد، از خواب پریدم. ترسیدم! من از صدای فریادهای مامان نترسیدم، از صدای سکوت بابا بود که ترسیدم. ای کاش من هم مثل بابا خواب می ماندم. آن هم برای همیشه...».

کتاب هفت پله تا بابا و بالاتر

هفت پله تا بابا و بالاتر

موجود
رقعی
1400

معرفی محصول

این کتاب، داستانی فارسی در ژانر اجتماعی است که به موضوع مرگ و تبعات آن در خانواده به ویژه روی فرزندان می پردازد. در بخشی از این داستان می خوانید: «هفت ماه و یک شب است که پدرم را از دست داده ام. نمی گویم هفت ماه و یک روز، چون درست از همان موقعی که رفته، هیچ روزی را به خاطر نمی آورم. همه روزهایم مثل شب، تاریک و سوت وکور شده اند. چون بابا موقع رفتن از خانه، چراغ ها را و موقع رد شدن از آسمان هم، خورشید را خاموش کرد. درست از صبح همان روز تاریکی که با صدای فریادهای مامان که بابا را صدا می زد، از خواب پریدم. ترسیدم! من از صدای فریادهای مامان نترسیدم، از صدای سکوت بابا بود که ترسیدم. ای کاش من هم مثل بابا خواب می ماندم. آن هم برای همیشه...».

120,000

هفت پله تا بابا و بالاتر

اثر نسرین رحیم

مشخصات محصول

نویسنده
نسرین رحیم
ویرایش
-
مترجم
-
صفحات
112 صفحه
انتشارات
وزن
154 گرم
شابک
تیراژ
-
قطع
سال
1400
تصویرگر
-
جلد
شومیز

چکیده

این کتاب، داستانی فارسی در ژانر اجتماعی است که به موضوع مرگ و تبعات آن در خانواده به ویژه روی فرزندان می پردازد. در بخشی از این داستان می خوانید: «هفت ماه و یک شب است که پدرم را از دست داده ام. نمی گویم هفت ماه و یک روز، چون درست از همان موقعی که رفته، هیچ روزی را به خاطر نمی آورم. همه روزهایم مثل شب، تاریک و سوت وکور شده اند. چون بابا موقع رفتن از خانه، چراغ ها را و موقع رد شدن از آسمان هم، خورشید را خاموش کرد. درست از صبح همان روز تاریکی که با صدای فریادهای مامان که بابا را صدا می زد، از خواب پریدم. ترسیدم! من از صدای فریادهای مامان نترسیدم، از صدای سکوت بابا بود که ترسیدم. ای کاش من هم مثل بابا خواب می ماندم. آن هم برای همیشه...».

دیدگاه کاربران

دیدگاه شما

هنوز دیدگاهی برای این محصول ثبت نشده است. اولین نفر باشید.

CAPTCHA

با ثبت دیدگاه، موافقت خود را با قوانین انتشار دیدگاه در ایده‌بوک اعلام می‌کنید.

مشاهده قوانین ثبت دیدگاه
  1. 1 فقط درباره همین محصول و تجربه واقعی‌تان بنویسید.
  2. 2 از زبان مؤدبانه استفاده کنید؛ توهین منتشر نمی‌شود.
  3. 3 سؤال را در بخش پرسش و پاسخ بپرسید، نه در دیدگاه.
  4. 4 تبلیغات، لینک و شماره تماس درج نکنید.
  5. 5 دیدگاه پس از بررسی تیم محتوا منتشر می‌شود.
مشاهده قوانین کامل ایده بوک

پرسش خود را بپرسید

درباره این محصول سوال دارید؟
پرسش خود را ثبت کنید تا پاسخ بگیرید

مشاهده قوانین پرسش و پاسخ
  1. 1 پرسش باید مشخص و مربوط به همین محصول باشد.
  2. 2 وضعیت سفارش را از حساب کاربری پیگیری کنید.
  3. 3 قبل از پرسش، موارد مشابه را مرور کنید.
  4. 4 پاسخ ممکن است از خریداران یا ایده بوک باشد.
  5. 5 پرسش پس از بررسی محتوا منتشر می‌شود.
مشاهده قوانین کامل ایده بوک