IdeBook.ir
مشخصات محصول
نویسنده
یوناس یوناسون
ویرایش
-
مترجم
حسین تهرانی
صفحات
428 صفحه
انتشارات
وزن
483 گرم
شابک
تیراژ
-
قطع
سال
1398
تصویرگر
-
جلد
-

کتاب بی سوادی که حساب و کتاب سرش می شد

بی سوادی که حساب و کتاب سرش می شد

نویسنده یوناس یوناسون
مترجم حسین تهرانی
انتشارات چشمه - چرخ
ناموجود
رقعی
1398

معرفی محصول

کتاب حاضر، رمانی از نویسنده معروف روسی است. نویسنده در این رمان ماجرای یک دخترِ اهلِ آفریقای جنوبی را روایت می‌کند که در دورانِ نژادپرستی حکومتِ این کشور طی ماجرایی یاد می‌گیرد بمب اتم درست کند. رمان با مهاجرت این دختر به سوئد و اتفاق‌هایی عجیب ادامه پیدا می‌کند که به‌شدت طنزآلود و درعین‌حال تاریخی هستند. نویسنده با تکیه‌بر آدم‌ها و ماجراهای تاریخی، به ساختنِ فضاهایی می‌پردازد که در آن‌ها انواعِ تناقض‌های رفتاری و جنونِ روایی باعث شده او را صاحبِ نوعی جدید از ادبیاتِ طنز بدانند. این رمان پُر است از این خرده روایت‌ها؛ کمونیستی که زیرِ مجسمه «لنین» له می‌شود. نیروهای پلیسی که در درگیری با یک انبارِ بالشِ خالی تلفات می‌دهند! مردی که تمامِ عمرش را برای نابودی سلطنت در سوئد نقشه می‌کشد و دو جاسوسِ اسرائیلی که بمبی را که دست‌آویز یک اشتباهِ پستی قرار گرفته‌اند.

کتاب بی سوادی که حساب و کتاب سرش می شد

بی سوادی که حساب و کتاب سرش می شد

ناموجود
رقعی
1398

معرفی محصول

کتاب حاضر، رمانی از نویسنده معروف روسی است. نویسنده در این رمان ماجرای یک دخترِ اهلِ آفریقای جنوبی را روایت می‌کند که در دورانِ نژادپرستی حکومتِ این کشور طی ماجرایی یاد می‌گیرد بمب اتم درست کند. رمان با مهاجرت این دختر به سوئد و اتفاق‌هایی عجیب ادامه پیدا می‌کند که به‌شدت طنزآلود و درعین‌حال تاریخی هستند. نویسنده با تکیه‌بر آدم‌ها و ماجراهای تاریخی، به ساختنِ فضاهایی می‌پردازد که در آن‌ها انواعِ تناقض‌های رفتاری و جنونِ روایی باعث شده او را صاحبِ نوعی جدید از ادبیاتِ طنز بدانند. این رمان پُر است از این خرده روایت‌ها؛ کمونیستی که زیرِ مجسمه «لنین» له می‌شود. نیروهای پلیسی که در درگیری با یک انبارِ بالشِ خالی تلفات می‌دهند! مردی که تمامِ عمرش را برای نابودی سلطنت در سوئد نقشه می‌کشد و دو جاسوسِ اسرائیلی که بمبی را که دست‌آویز یک اشتباهِ پستی قرار گرفته‌اند.

بی سوادی که حساب و کتاب سرش می شد

اثر یوناس یوناسون

مشخصات محصول

نویسنده
یوناس یوناسون
ویرایش
-
مترجم
حسین تهرانی
صفحات
428 صفحه
انتشارات
وزن
483 گرم
شابک
تیراژ
-
قطع
سال
1398
تصویرگر
-
جلد
-
دسترسی کامل به چکیده‌ها

با اشتراک ماهانه، خرید 5 کتاب، یا وفاداری به متن کامل چکیده‌ها دسترسی بگیرید.

پیشرفت خرید: 0 از 5

چکیده

پیش‌نمایش
کتاب حاضر، رمانی از نویسنده معروف روسی است. نویسنده در این رمان ماجرای یک دخترِ اهلِ آفریقای جنوبی را روایت می کند که در دورانِ نژادپرستی حکومتِ این کشور طی ماجرایی یاد می گیرد بمب اتم درست کند. رمان با مهاجرت این دختر به سوئد و اتفاق هایی عجیب ادامه پیدا می کند که به شدت طنزآلود…
ادامهٔ چکیده با اشتراک ماهانه، خرید کتاب یا وفاداری در دسترس است.

گوشه ای از کتاب

شرکت سهامی پَر و روکش بالش گنستا از سال ها پیش برای هتل ها، دادگا ه ها و اداره های مختلف بالش تولید می کرد. ابتدا کار و بار شرکت خوب بود، بعد بدتر شد و نهایتاً کاملاً خراب شد. مدیر شرکت چهار کارگرش را اخراج کرد و به جای تولید، از چین بالش وارد کرد. این اقدام از طرفی زندگی اش را راحت تر کرد، ولی چون کار سختی بود، کم کم او را پیر کرد. این مرد از دست همه چیز خسته شده بود و فقط به این دلیل به کارش ادامه می داد، چون از مدت ها پیش فراموش کرده بود که زندگی می تواند روی دیگری هم داشته باشد. هولگر ۱ و ۲ این مرد را در دفتر کارش در حوالی گنستا، که انبارش هم چسبیده به دفتر کار بود، ملاقات کردند. محوطه مخروبه به نظر می رسید؛ یک انبار و یک خانه که احتمال فرو ریختنش می رفت، با یک حیاط مشترک و یک کارگاه کوزه گری که سال ها بی مصرف افتاده بود. در همسایگی شان یک محل برای انبار کردن اجناس اسقاطی بود و به جز این، محوطه متروکه بود. چون هولگر ۲ بلد بود حرف بزند و هولگر ۱ به اشارۀ برادرش دهانش را بسته نگه داشت، تاجر به حمل کنندگان بالقوه اعتماد کرد. گفت: اتاق های خانۀ در حال ریزش، قشنگ ترین اتاق های دنیا نیستند، ولی اگر بخواهند، می توانند به یکی از این اتاق ها نقل مکان کنند، یا دو تا از اتاق ها را بردارند. خودِ تاجر در مرکز این شهر کوچک زندگی می کرد. چنین به نظر می آمد که همه چیز ختم به خیر می شود، ولی سازمان بازنشستگی سوئد با ارسال یک نامه، به تاجر اطلاع داد که او به زودی شصت و پنج ساله می شود و بنابراین حق استفاده از حقوق بازنشستگی را دارد. تاجر اصلاً به این موضوع فکر نکرده بود. عجب شانسی! حالا وقت لذت بردن از دوران بازنشستگی بود. بی کاری به عنوان شغل تمام وقت، این دقیقاً همان چیزی بود که تاجر مشتاقش بود. شاید احتمالاً کمی شلوغ بازی؟ از اواخر تابستان ۶۷ تا به امروز دیگر از زندگی اش لذت نبرده بود. آن موقع به استکهلم رفته بود، تا به سالن رقص معروف نالن برود، ولی این سالن بسته و تبدیل به کلیسای غیر وابسته شده بود.

دیدگاه کاربران

دیدگاه شما

هنوز دیدگاهی برای این محصول ثبت نشده است. اولین نفر باشید.

CAPTCHA

با ثبت دیدگاه، موافقت خود را با قوانین انتشار دیدگاه در ایده‌بوک اعلام می‌کنید.

مشاهده قوانین ثبت دیدگاه
  1. 1 فقط درباره همین محصول و تجربه واقعی‌تان بنویسید.
  2. 2 از زبان مؤدبانه استفاده کنید؛ توهین منتشر نمی‌شود.
  3. 3 سؤال را در بخش پرسش و پاسخ بپرسید، نه در دیدگاه.
  4. 4 تبلیغات، لینک و شماره تماس درج نکنید.
  5. 5 دیدگاه پس از بررسی تیم محتوا منتشر می‌شود.
مشاهده قوانین کامل ایده بوک

پرسش خود را بپرسید

درباره این محصول سوال دارید؟
پرسش خود را ثبت کنید تا پاسخ بگیرید

مشاهده قوانین پرسش و پاسخ
  1. 1 پرسش باید مشخص و مربوط به همین محصول باشد.
  2. 2 وضعیت سفارش را از حساب کاربری پیگیری کنید.
  3. 3 قبل از پرسش، موارد مشابه را مرور کنید.
  4. 4 پاسخ ممکن است از خریداران یا ایده بوک باشد.
  5. 5 پرسش پس از بررسی محتوا منتشر می‌شود.
مشاهده قوانین کامل ایده بوک
پشتیبانی ایده‌بوک

در حال اتصال…