IdeBook.ir
مشخصات محصول
نویسنده
فئودور میخائیلوویچ داستایوفسکی
ویرایش
-
مترجم
نظریان،میترا
صفحات
336 صفحه
انتشارات
وزن
388 گرم
شابک
تیراژ
-
قطع
سال
1404
تصویرگر
-
جلد
گالینگور

کتاب روستای استپانچیکووا و ساکنانش

روستای استپانچیکووا و ساکنانش

نویسنده فئودور میخائیلوویچ داستایوفسکی
مترجم نظریان،میترا
انتشارات ثالث
موجود
رقعی
1404
21% 780,000
616,200
کتاب روستای استپانچیکووا و ساکنانش، اثر فئودور میخائیلوویچ داستایوفسکی، با ترجمه‌ی نظریان،میترا، در بازار نشر ایران، توزیع شده است.

کتاب روستای استپانچیکووا و ساکنانش

روستای استپانچیکووا و ساکنانش

موجود
رقعی
1404
کتاب روستای استپانچیکووا و ساکنانش، اثر فئودور میخائیلوویچ داستایوفسکی، با ترجمه‌ی نظریان،میترا، در بازار نشر ایران، توزیع شده است. این محصول در سال 1404 توسط انتشارات ثالث، به چاپ رسیده است. این محصول در قطع و اندازه‌ی رقعی، در سایت ایده بوک قرار دارد.
21% 780,000

616,200

روستای استپانچیکووا و ساکنانش

اثر فئودور میخائیلوویچ داستایوفسکی

مشخصات محصول

نویسنده
فئودور میخائیلوویچ داستایوفسکی
ویرایش
-
مترجم
نظریان،میترا
صفحات
336 صفحه
انتشارات
وزن
388 گرم
شابک
تیراژ
-
قطع
سال
1404
تصویرگر
-
جلد
گالینگور

چکیده

سال ۱۸۵۹ نویسنده ی دردهای عمیق انسان تصمیم می گیرد پس از ۱۰ سال سکوت، رمان جدیدش را بنویسد. او به برادرش نامه ای ارسال می کند و می گوید: «من به این رمان خیلی باور دارم.» داستایفسکی به سیاق همیشگی خود باز هم به سراغ قهرمانان مورد علاقه اش، رنج دیدگان و خوارشدگان، می رود و با توصیف و تشریح زندگی پرمحنت و واکاوی انگیزه های روانی این طیف روند تبدیل شدن انسان های آسیبب دیده و مظلوم به ظالمانی خودکامه و بی رحم را به تصویر می کشد. داستایفسکی مدت دو سال روی داستان روستای استپانچیکووا و ساکنانش کار کرد و سرانجام آن را سال ۱۸۵۹ در شماره های نوامبر و دسامبر نشریه ی یادداشت های وطنی به چاپ رساند. این داستان سال ۱۸۶۰ به عنوان یک کتاب به طور مستقل منتشر شد. شروع کار روی این داستان به زمان تبعید و اقامت داستایفسکی در سیبری بر می گردد. با این حال او این اثر را با وقفه ای طولانی به پایان رساند و طی این مدت روی داستان دیگری به نام خواب عمو جان نیز کار کرد. «مدت ها در پترزبورگ خانه نشین بودم.... باید جهان واقعی را می دیدم. اما می ترسیدم که جهان اندازه ی قلبِ من نباشد. من نگرانِ دست هایم بودم، نگران اشک هایم در خیابان های سردِ روسیه که روی گونه های بی گناهم جاری می شدند و این ترس ها تمامی ندارند.»

دیدگاه کاربران

1 نظر
مسعود مسعودی
پیشنهاد می‌کنم
جذابیت ظاهری 5/5
جذابیت محتوایی 5/5
ارزش خرید 5/5

عالی

جوانان (19 تا 35 ساله)
دیدگاه شما
CAPTCHA

با ثبت دیدگاه، موافقت خود را با قوانین انتشار دیدگاه در ایده‌بوک اعلام می‌کنید.

مشاهده قوانین ثبت دیدگاه
  1. 1 فقط درباره همین محصول و تجربه واقعی‌تان بنویسید.
  2. 2 از زبان مؤدبانه استفاده کنید؛ توهین منتشر نمی‌شود.
  3. 3 سؤال را در بخش پرسش و پاسخ بپرسید، نه در دیدگاه.
  4. 4 تبلیغات، لینک و شماره تماس درج نکنید.
  5. 5 دیدگاه پس از بررسی تیم محتوا منتشر می‌شود.
مشاهده قوانین کامل ایده بوک

پرسش خود را بپرسید

درباره این محصول سوال دارید؟
پرسش خود را ثبت کنید تا پاسخ بگیرید

مشاهده قوانین پرسش و پاسخ
  1. 1 پرسش باید مشخص و مربوط به همین محصول باشد.
  2. 2 وضعیت سفارش را از حساب کاربری پیگیری کنید.
  3. 3 قبل از پرسش، موارد مشابه را مرور کنید.
  4. 4 پاسخ ممکن است از خریداران یا ایده بوک باشد.
  5. 5 پرسش پس از بررسی محتوا منتشر می‌شود.
مشاهده قوانین کامل ایده بوک