IdeBook.ir
مشخصات محصول
نویسنده
حمیدرضا صدر
ویرایش
-
مترجم
مترجم علی اصغر شجاعی
صفحات
339 صفحه
انتشارات
وزن
391 گرم
شابک
تیراژ
-
قطع
سال
1396
تصویرگر
-
جلد
-

کتاب پیراهن های همیشه

پیراهن های همیشه مردان فوتبال تک نگاری ها

نویسنده حمیدرضا صدر
مترجم مترجم علی اصغر شجاعی
انتشارات چشمه
ناموجود
رقعی
1396

معرفی محصول

تک نگاری های شاعرانۀ حمیدرضا صدر دربارۀ بزرگان جهان فوتبال. صدر در این کتاب با زبان خاص و ویژه خود درباره ستارگان فوتبالی می نویسد. ستارگانی که چشم در چشم عاشقان سینه چاک فوتبال دارند. عاشقان سینه چاکی که گاهی دعای خیر سر داده اند و گاهی نفرین کرده اند، هم رفیق بوده اند و هم جلاد. آن ها دو روی یک سکه اند: بازیکن یک طرف و عاشق سینه چاک طرف دیگر. بازیکن با پاهایش بازی کرده و عاشق سینه چاک با قلبش. بازیکن در کسوت گلادیاتور به میدان آمده و عاشق سینه چاک کنار او در هیبت رزم آراهای خیالی نفس نفس زده. آن ها در نمایشی که گاهی بزرگ بوده و گاهی حقیرانه کنار هم جلو رفته اند، شانه به شانه با هم دویده اند و با هم وقت تلف کرده اند. با هم زمین خورده اند و با هم برخاسته اند. با هم به داور اعتراض کرده اند و با هم مشت هایشان را برابر جبهه خصم بالا آورده اند. با هم عقب نشینی کرده اند و با هم به حمله روی آورده اند. با هم برده اند و با هم باخته اند. باهم خندیده اند و با هم گریسته اند. ورزشگاه خالی بدون عاشق سینه چاک برای بازیکن چیزی نبوده جز برهوت و توپ بدون بازیکن برای عاشق سینه چاک چیزی نبود جز عنصری بی مصرف. بازیکن به عاشق سینه چاک نیاز داشته و عاشق سینه چاک به بازیکن. بازیکن گاهی برای عاشق سینه چاک نقشه ی فرشته نجات بخش را بازی کرده و گاهی شده یکی از آن بچه شیطان های خبیث؛ یکی از آن خروس جنگی ها. زندگی عاشق سینه چاک و بازیکن، هم متکی به اراده بوده و هم وابسته به تقدیر؛ مثل توپی که قرار بوده وارد دروازه شود، ولی دمدمی مزاج شده و راهش را کج کرده و خورده به تیر دروازه لعنتی. مثل داوری که ندیده توپ از خط عبور کرده. مثل زمینی که مسیر توپ را تغییر داده و آن را از روی دست دروازه بان دوخته به تور. عاشق سینه چاک و بازیکن کنار هم، طعم تقدیر را چشیده اند.

کتاب پیراهن های همیشه

پیراهن های همیشه مردان فوتبال تک نگاری ها

ناموجود
رقعی
1396

معرفی محصول

تک نگاری های شاعرانۀ حمیدرضا صدر دربارۀ بزرگان جهان فوتبال. صدر در این کتاب با زبان خاص و ویژه خود درباره ستارگان فوتبالی می نویسد. ستارگانی که چشم در چشم عاشقان سینه چاک فوتبال دارند. عاشقان سینه چاکی که گاهی دعای خیر سر داده اند و گاهی نفرین کرده اند، هم رفیق بوده اند و هم جلاد. آن ها دو روی یک سکه اند: بازیکن یک طرف و عاشق سینه چاک طرف دیگر. بازیکن با پاهایش بازی کرده و عاشق سینه چاک با قلبش. بازیکن در کسوت گلادیاتور به میدان آمده و عاشق سینه چاک کنار او در هیبت رزم آراهای خیالی نفس نفس زده. آن ها در نمایشی که گاهی بزرگ بوده و گاهی حقیرانه کنار هم جلو رفته اند، شانه به شانه با هم دویده اند و با هم وقت تلف کرده اند. با هم زمین خورده اند و با هم برخاسته اند. با هم به داور اعتراض کرده اند و با هم مشت هایشان را برابر جبهه خصم بالا آورده اند. با هم عقب نشینی کرده اند و با هم به حمله روی آورده اند. با هم برده اند و با هم باخته اند. باهم خندیده اند و با هم گریسته اند. ورزشگاه خالی بدون عاشق سینه چاک برای بازیکن چیزی نبوده جز برهوت و توپ بدون بازیکن برای عاشق سینه چاک چیزی نبود جز عنصری بی مصرف. بازیکن به عاشق سینه چاک نیاز داشته و عاشق سینه چاک به بازیکن. بازیکن گاهی برای عاشق سینه چاک نقشه ی فرشته نجات بخش را بازی کرده و گاهی شده یکی از آن بچه شیطان های خبیث؛ یکی از آن خروس جنگی ها. زندگی عاشق سینه چاک و بازیکن، هم متکی به اراده بوده و هم وابسته به تقدیر؛ مثل توپی که قرار بوده وارد دروازه شود، ولی دمدمی مزاج شده و راهش را کج کرده و خورده به تیر دروازه لعنتی. مثل داوری که ندیده توپ از خط عبور کرده. مثل زمینی که مسیر توپ را تغییر داده و آن را از روی دست دروازه بان دوخته به تور. عاشق سینه چاک و بازیکن کنار هم، طعم تقدیر را چشیده اند.

فهرست

کتاب پیراهن های همیشه اثر حمیدرضا صدر از نشر چشمه منتشر شده است. 

مشخصات محصول

نویسنده
حمیدرضا صدر
ویرایش
-
مترجم
مترجم علی اصغر شجاعی
صفحات
339 صفحه
انتشارات
وزن
391 گرم
شابک
تیراژ
-
قطع
سال
1396
تصویرگر
-
جلد
-
دسترسی کامل به چکیده‌ها

با اشتراک ماهانه، خرید 5 کتاب، یا وفاداری به متن کامل چکیده‌ها دسترسی بگیرید.

پیشرفت خرید: 0 از 5

چکیده

پیش‌نمایش
در کتاب حاضر، مؤلف زندگي بزرگان فوتبال از دوره اي به دوره را از صافي نگاهي لبالب از شور دوره کرده و تصوير شاعرانه اي از ستاره ها در روزهاي خوب و بدشان را به تصوير کشيده است. مؤلف در اين کتاب به بازيکناني مانند: ريکاردو زامورا، جوزپه مئاتزا، فريتس والتر، آلفردو دي استفانو، فرانس پ…
ادامهٔ چکیده با اشتراک ماهانه، خرید کتاب یا وفاداری در دسترس است.

گوشه ای از کتاب

همایون بهزادی راحت شدی همایون خان، راحت. می توانستی مو به موی بعدازظهری که کفش هایش را آویخت تعریف کنی. آن دوشنبه پاییزی را. ساعت ۵ بیست و ششم آبان ۱۳۵۴ در امجدیه را. روزی که پرسپولیس برابر نفتیانیک باکو که کاپیتانش بانیشوسکی بود، دو بر یک شکست خورد و تک گل پرسپولیس را محمد زادمهر زد. همایون آن روز به پایان ۲۴ سال تلاش بی وقفه در میدان رسیده بود. با ۱۹ گل ملی. آن روز قرآنی برابرش گرفتند تا بوسه ای بر آن زند، دسته گلی به دستش دادند و قول چهل هزار تومان پاداش دادند. آن روز ممد بوقی و روبه روی جایگاهی ها برایش سنگ تمام گذاشتند. آن روز آرزو کرد پسر ۱۱ ساله اش شاهین؛ روزی روزگاری خاطره اش را در میدان زنده کند. آن روز برای ما پایان یک عصر به شمار می رفت، پایان یک دوران. همایون بهزادی نزد شما بچه های ده دوازده سالۀ نیمه دهه ۱۳۴۰، آن بالای بالا قرار داشت. مهاجم رعنا، شاداب و خوش سیمایی که به نظر می رسید هرگز پیر نخواهد شد. پیش از آنکه امجدیه نشین شوید نام او و حمید شیرزادگان را با صدای عطا بهمنش از رادیو می شنیدید و به تصاویرشان در روزنامه ها و مجله ها خیره می شدید. خیره می شدید و تلاش می کردید حرکات و ضربه هایشان را در ذهنتان تصور کنید. او اولین ستاره فوتبال ایران با تعابیر جدید در دورانی بود که تلویزیون رفته رفته خانه های ایرانیان فتح کرد و تعداد روزنامه ها و مجلات بیشتر شد و بیشتر. عنوان سرطلایی را به او سنجاق کردند و به سان ستاره های سینما از او عکس گرفتند. همه این ها بهزادی را با همه رخدادهای فوتبالی عصر خود، چه در میدان و چه بیرون از آن، گره زد. او هم بالا رفت و هم پایین. هم خندید و هم اشک ریخت. هم برنده شد و هم بازنده. نادیده گرفتنش در فوتبال پس از انقلاب، زخمی بر او زد درمان نشدنی، نیشی بر او زد بی مرهم. سال ها سپری شدند و او با صدایی که از فرط گرفتگی سینه و درد ریه، هر سال خفه تر می شد، حرف زد. گله کرد و شکوه. تمام نشدنی. همایون خان در یک شب برفی در خرم آباد زاده شد، در پانزدهم دی ۱۳۲۰ .پدرش ارتشی بود و وقتی یک بار سرحال بود و پاسخ پرسش هایم را با حوصله می داد، گفت از کولی ها کولی تر زندگی کرده اند، از روستایی به روستای دیگر، از شهری به شهر دیگر. اینکه سرهنگ فرزانگان، پسرخاله اش، مدافع تیم ملی بوده و امیر مسعود برومند پسر دایی اش. اینکه اگر برومند نبود، احتمالاً والیبالیست می شد یا در قلمرو دو و میدانی باقی می ماند. گفت نزدیکانش نهیب می زدند؛ همایون قلبت ضعیف است و برای فوتبال مناسب نیستی. ولی فوتبال در قلبش جاری شد و او جلو رفت و جلو. اولین مربی اش فخری بود و بعد ابتهاج که ضربه زدن را یادش داد. سپس به عباس اکرامی رسید که او را در یکی از تیم های خردسال شاهین جای داد و اولین بار در آبان ۱۳۳۸ برابر کیان در ترکیب اصلی تیم جوان شده ی شاهین به میدان فرستاد. از پستی به پست دیگر جابجا کردند. پیراهن ها را از شماره ۲ تا شماره ۱۱ بر تن کرد. هم مدافع راست بود و هم در خط میانی بازی کرد. سال ۱۳۳۹ در مسابقات قهرمانی کشوری در ساری، در تیم قزوین به رهبری سروان اسداللهی هم درخشید. با شیرزادگان و اکبر دبیرسیاقی همان سال برای نخستین بار با پیراهن سپید شاهین برابر تاج به میدان رفت، پشت سر جلالی پور ،شیرزادگان و پرویز دهداری. بازی همایون خان را در بهار ۱۳۴۲ برای اولین بار از نزدیک دیدم؛ زمانی که فورتنا دوسلدورف در امجدیه برابر منتخب تهران به میدان رفت. ژرمن ها ۴ بر ۲ پیروز شدند؛ ولی نمایش او دیدنی بود. گل اول شاهین را پرویز دهداری با دریافت توپ، پس از ضربه سر او از میان آلمانی های قلدر زد. همایون خان، ۱۳ دقیقه بعد از میان چند بازیکن وول خورد و در محوطه جریمه گل دوم تیمش را به ثمر رساند. اولین راه یابی تیم ملی فوتبال ایران به المپیک ۱۹۶۴ توکیو بدون درخشش او و شیرزادگان میسر نمی شد.

دیدگاه کاربران

دیدگاه شما

هنوز دیدگاهی برای این محصول ثبت نشده است. اولین نفر باشید.

CAPTCHA

با ثبت دیدگاه، موافقت خود را با قوانین انتشار دیدگاه در ایده‌بوک اعلام می‌کنید.

مشاهده قوانین ثبت دیدگاه
  1. 1 فقط درباره همین محصول و تجربه واقعی‌تان بنویسید.
  2. 2 از زبان مؤدبانه استفاده کنید؛ توهین منتشر نمی‌شود.
  3. 3 سؤال را در بخش پرسش و پاسخ بپرسید، نه در دیدگاه.
  4. 4 تبلیغات، لینک و شماره تماس درج نکنید.
  5. 5 دیدگاه پس از بررسی تیم محتوا منتشر می‌شود.
مشاهده قوانین کامل ایده بوک

پرسش خود را بپرسید

درباره این محصول سوال دارید؟
پرسش خود را ثبت کنید تا پاسخ بگیرید

مشاهده قوانین پرسش و پاسخ
  1. 1 پرسش باید مشخص و مربوط به همین محصول باشد.
  2. 2 وضعیت سفارش را از حساب کاربری پیگیری کنید.
  3. 3 قبل از پرسش، موارد مشابه را مرور کنید.
  4. 4 پاسخ ممکن است از خریداران یا ایده بوک باشد.
  5. 5 پرسش پس از بررسی محتوا منتشر می‌شود.
مشاهده قوانین کامل ایده بوک
پشتیبانی ایده‌بوک

در حال اتصال…