IdeBook.ir
مشخصات محصول
نویسنده
ابوالفضل بابازاده
ویرایش
-
مترجم
-
صفحات
152 صفحه
انتشارات
وزن
199 گرم
شابک
تیراژ
-
قطع
سال
1399
تصویرگر
-
جلد
شومیز

کتاب این شهر تو را دوست ندارد

این شهر تو را دوست ندارد

نویسنده ابوالفضل بابازاده
انتشارات طلایی
موجود
رقعی
1399
150,000

معرفی محصول

این کتاب روایت عاشقانه متفاوتی است از رابطه «مهران» و «شقایق» در بستر حاشیه شهر و متأثر از عدالت و توسعه. خانواده مهران از شهرستان به حاشیه تهران می آیند و برای خواهر و برادرش اتفاقاتی رخ می دهد که نشانگر معضلات پیرامون شهر بزرگ تهران است. در گزیده ای از این داستان می خوانید: «خوشحالم مهرانی که الان این نامه را می خواند با مهرانی که خونین و کتک خورده به درمانگاه آمد تفاوت های زیادی کرده است. ایمان دارم مهرانی که امروز زندگی می کند لیاقتش بهترین هاست. من سعی کردم برایت آینه ای شوم و خودت را به خودت نشان دهم در دوره ای که در درمانگاه بودم با آدم های زیادی از جنس تو روبه رو شدم. همه آن ها استعدادهایي داشتند که...».

کتاب این شهر تو را دوست ندارد

این شهر تو را دوست ندارد

موجود
رقعی
1399

معرفی محصول

این کتاب روایت عاشقانه متفاوتی است از رابطه «مهران» و «شقایق» در بستر حاشیه شهر و متأثر از عدالت و توسعه. خانواده مهران از شهرستان به حاشیه تهران می آیند و برای خواهر و برادرش اتفاقاتی رخ می دهد که نشانگر معضلات پیرامون شهر بزرگ تهران است. در گزیده ای از این داستان می خوانید: «خوشحالم مهرانی که الان این نامه را می خواند با مهرانی که خونین و کتک خورده به درمانگاه آمد تفاوت های زیادی کرده است. ایمان دارم مهرانی که امروز زندگی می کند لیاقتش بهترین هاست. من سعی کردم برایت آینه ای شوم و خودت را به خودت نشان دهم در دوره ای که در درمانگاه بودم با آدم های زیادی از جنس تو روبه رو شدم. همه آن ها استعدادهایي داشتند که...».

150,000

این شهر تو را دوست ندارد

اثر ابوالفضل بابازاده

مشخصات محصول

نویسنده
ابوالفضل بابازاده
ویرایش
-
مترجم
-
صفحات
152 صفحه
انتشارات
وزن
199 گرم
شابک
تیراژ
-
قطع
سال
1399
تصویرگر
-
جلد
شومیز

چکیده

این کتاب روایت عاشقانه متفاوتی است از رابطه «مهران» و «شقایق» در بستر حاشیه شهر و متأثر از عدالت و توسعه. خانواده مهران از شهرستان به حاشیه تهران می آیند و برای خواهر و برادرش اتفاقاتی رخ می دهد که نشانگر معضلات پیرامون شهر بزرگ تهران است. در گزیده ای از این داستان می خوانید: «خوشحالم مهرانی که الان این نامه را می خواند با مهرانی که خونین و کتک خورده به درمانگاه آمد تفاوت های زیادی کرده است. ایمان دارم مهرانی که امروز زندگی می کند لیاقتش بهترین هاست. من سعی کردم برایت آینه ای شوم و خودت را به خودت نشان دهم در دوره ای که در درمانگاه بودم با آدم های زیادی از جنس تو روبه رو شدم. همه آن ها استعدادهایي داشتند که...».

دیدگاه کاربران

دیدگاه شما

هنوز دیدگاهی برای این محصول ثبت نشده است. اولین نفر باشید.

CAPTCHA

با ثبت دیدگاه، موافقت خود را با قوانین انتشار دیدگاه در ایده‌بوک اعلام می‌کنید.

مشاهده قوانین ثبت دیدگاه
  1. 1 فقط درباره همین محصول و تجربه واقعی‌تان بنویسید.
  2. 2 از زبان مؤدبانه استفاده کنید؛ توهین منتشر نمی‌شود.
  3. 3 سؤال را در بخش پرسش و پاسخ بپرسید، نه در دیدگاه.
  4. 4 تبلیغات، لینک و شماره تماس درج نکنید.
  5. 5 دیدگاه پس از بررسی تیم محتوا منتشر می‌شود.
مشاهده قوانین کامل ایده بوک

پرسش خود را بپرسید

درباره این محصول سوال دارید؟
پرسش خود را ثبت کنید تا پاسخ بگیرید

مشاهده قوانین پرسش و پاسخ
  1. 1 پرسش باید مشخص و مربوط به همین محصول باشد.
  2. 2 وضعیت سفارش را از حساب کاربری پیگیری کنید.
  3. 3 قبل از پرسش، موارد مشابه را مرور کنید.
  4. 4 پاسخ ممکن است از خریداران یا ایده بوک باشد.
  5. 5 پرسش پس از بررسی محتوا منتشر می‌شود.
مشاهده قوانین کامل ایده بوک