IdeBook.ir
مشخصات محصول
نویسنده
آرتور کوپیت
ویرایش
-
مترجم
رامین ناصر نصیر و ...
صفحات
96 صفحه
انتشارات
وزن
322 گرم
شابک
تیراژ
-
قطع
سال
1395
تصویرگر
-
جلد
شمیز

کتاب آه پدر پدر بیچاره

فروش ویژه

معرفی کتاب آه پدر پدر بیچاره

نویسنده آرتور کوپیت
مترجم رامین ناصر نصیر و ...
انتشارات نیلا
موجود
رقعی
1395
  • محصولات قیمتدار، موجودند (توضیح)
  • زمان تحویل به پست یا پیک: 3 تا 4 روزه
  • پشتیبانی: 02166462430 و چت آنلاین
  • نمایندگی رسمی انتشارات دانشگاه تهران
  • خرید امن با پیگیری سفارش در پنل کاربری
7% 250,000
232,500

معرفی محصول

این نمایش پیچیده که در عین حال ترکیبی است از مضحکه و تراژدی عمدتا ذهن خواننده یا بیننده را بر "گروتسک "بودن شخصیت اصلی آن (مادام رز تپل) معطوف می‌سازد .نمایش‌نامه حاضر در قالب سه صحنه، بدون قطع، در هتلی در هاوانای کوبا می‌گذرد .
فروش ویژه

کتاب آه پدر پدر بیچاره

معرفی کتاب آه پدر پدر بیچاره

موجود
رقعی
1395

معرفی محصول

این نمایش پیچیده که در عین حال ترکیبی است از مضحکه و تراژدی عمدتا ذهن خواننده یا بیننده را بر "گروتسک "بودن شخصیت اصلی آن (مادام رز تپل) معطوف می‌سازد .نمایش‌نامه حاضر در قالب سه صحنه، بدون قطع، در هتلی در هاوانای کوبا می‌گذرد .
7% 250,000

232,500

  • محصولات قیمتدار، موجودند (توضیح)
  • زمان تحویل به پست یا پیک: 3 تا 4 روزه
  • پشتیبانی: 02166462430 و چت آنلاین
  • نمایندگی رسمی انتشارات دانشگاه تهران
  • خرید امن با پیگیری سفارش در پنل کاربری

آه پدر پدر بیچاره

اثر آرتور کوپیت

مشخصات محصول

نویسنده
آرتور کوپیت
ویرایش
-
مترجم
رامین ناصر نصیر و ...
صفحات
96 صفحه
انتشارات
وزن
322 گرم
شابک
تیراژ
-
قطع
سال
1395
تصویرگر
-
جلد
شمیز

گوشه ای از کتاب

رزالی: خب، اگه دو هفته است که اینجایی، پس چرا من تو رو ندیدم؟ جاناتان: من… من توی اتاقم بودم. رزالی: کلاً؟ جاناتان: بله… کلاً. رزالی: خب، اما باید گاهی اوقات بیای بیرون. منظورم اینه که تو باید واقعاً بری بیرون. نمی تونی همیشه اینجا باشی… می تونی؟ جاناتان: ب… ب… ب… ب… بله. رزالی: اصلاً تا حالا بیرون نرفتی؟ منظورم اینه که، اصلاً بیرون نرفتی؟ جاناتان: گاهی اوقات میرم توی ایوان. ما… ما… مادرم چندتا گیاه حشره خوار از جنگل های و… و… ونزوئلا آورده که خیلی ک… ک… کمیابن و احتیاج به نور فراوون دارن. مامان اون ها رو توی ایوان میذاره و منم… به اون ها غذا میدم. دو بار در روز. رزالی: اوه. جاناتان: ما… ما… مادرم همیشه میگه، هرکسی توی زندگیش یه شغلی داره. (درحالی که خنده ای عصبی می کند) منم فکر می کنم این… حرفه ی منه. رزالی: فکر نمی کنم تا حالا کسی رو دیده باشم که… ام… شغلش غذا دادن به یه گل حشره خوار باشه. جاناتان: ما… ما… مادرم میگه، من این کار رو خیلی خوب انجام میدم. خودش میگه. ن… نمی دونم حرفش درسته یا نه، اما… اون… این طور میگه و من… فکر می کنم که حق با اون باشه.

دیدگاه کاربران

دیدگاه شما

هنوز دیدگاهی برای این محصول ثبت نشده است. اولین نفر باشید.

CAPTCHA

با ثبت دیدگاه، موافقت خود را با قوانین انتشار دیدگاه در ایده‌بوک اعلام می‌کنید.

مشاهده قوانین ثبت دیدگاه
  1. 1 فقط درباره همین محصول و تجربه واقعی‌تان بنویسید.
  2. 2 از زبان مؤدبانه استفاده کنید؛ توهین منتشر نمی‌شود.
  3. 3 سؤال را در بخش پرسش و پاسخ بپرسید، نه در دیدگاه.
  4. 4 تبلیغات، لینک و شماره تماس درج نکنید.
  5. 5 دیدگاه پس از بررسی تیم محتوا منتشر می‌شود.
مشاهده قوانین کامل ایده بوک

پرسش خود را بپرسید

درباره این محصول سوال دارید؟
پرسش خود را ثبت کنید تا پاسخ بگیرید

مشاهده قوانین پرسش و پاسخ
  1. 1 پرسش باید مشخص و مربوط به همین محصول باشد.
  2. 2 وضعیت سفارش را از حساب کاربری پیگیری کنید.
  3. 3 قبل از پرسش، موارد مشابه را مرور کنید.
  4. 4 پاسخ ممکن است از خریداران یا ایده بوک باشد.
  5. 5 پرسش پس از بررسی محتوا منتشر می‌شود.
مشاهده قوانین کامل ایده بوک
پشتیبانی ایده‌بوک

در حال اتصال…