IdeBook.ir
مشخصات محصول
نویسنده
خالد الخمیسی
ویرایش
-
مترجم
علی رضا رحمانی
صفحات
203 صفحه
انتشارات
وزن
237 گرم
شابک
تیراژ
-
قطع
سال
1400
تصویرگر
-
جلد
شومیز

کتاب دربست

ارسال فوری

پنجاه و هشت روایت کوتاه از خیابان های قاهره در آستانه ی انقلاب

نویسنده خالد الخمیسی
مترجم علی رضا رحمانی
انتشارات میلکان
موجود
رقعی
1400
  • محصولات قیمتدار، موجودند (توضیح)
  • زمان تحویل به پست یا پیک: فوری
  • پشتیبانی: 02166462430 و چت آنلاین
  • نمایندگی رسمی انتشارات دانشگاه تهران
  • خرید امن با پیگیری سفارش در پنل کاربری
122,000

معرفی محصول

«دربست» با زیرعنوانِ «پنجاه و هشت روایت کوتاه از خیابان های قاهره در آستانه ی انقلاب» عنوان کتابی است به قلم خالد الخمیسی که نشر میلکان آن را به چاپ رسانده است. این کتاب تجربه ای است مردم نگارانه که زبان روایتگر نویسنده اش رنگ وبویی تازه به آن بخشیده است. الخمیسی در این کتاب به خوبی از سابقه ی علمی و دانشگاهی خود بهره برده و همچنین توانسته است به واسطه ی کارگردانی و فعالیت در سینما و تلویزیون، ذوق هنری خود را برای انتقال مفاهیم به کار بگیرد. حوادث کتاب کاملاً مبتنی بر واقعیت و تجربه ی زیسته ی رانندگان مصری است، تجاربی که حکایت های فراوانی از دردها و آرزوهای یک ملت را در خود دارد. کمتر از پنج سال پس از انتشار کتاب، تمام بغض ها و جوش وخروش های نهان در جامعه ی مصر خود را نمایان می سازد و در قالب جنبش هایی موسوم به بهار عربی تحولی جدید را در تاریخ معاصر این کشور رقم می زند. هریک از روایت های این کتاب را می توان نشانه ای از وقوع جنبشی این چنینی دانست. در هر روایت می توان به خوبی تب وتاب های ملتی ستم دیده را مشاهده کرد، ملتی کارد به استخوان رسیده و در آستانه ی انفجار! نویسنده با لحنی انتقادی و آمیخته با رگه هایی از طنز، به سراغ موضوعات مختلفی از حوزه ی سیاست، اقتصاد و فرهنگ می رود. نشریه ی لوموند این اثر را نشانه ای از انقلاب مصر می داند. ایندیپندنت آن را صریح، خنده دار، گاه دلهره آور و منبعی از لطایف و حکایات و البته افشاگری ها توصیف می کند و دویچه وله خالد الخمیسی را ستاره ی ادبی جدید در جهان عرب معرفی می کند.
ارسال فوری

کتاب دربست

پنجاه و هشت روایت کوتاه از خیابان های قاهره در آستانه ی انقلاب

موجود
رقعی
1400

معرفی محصول

«دربست» با زیرعنوانِ «پنجاه و هشت روایت کوتاه از خیابان های قاهره در آستانه ی انقلاب» عنوان کتابی است به قلم خالد الخمیسی که نشر میلکان آن را به چاپ رسانده است. این کتاب تجربه ای است مردم نگارانه که زبان روایتگر نویسنده اش رنگ وبویی تازه به آن بخشیده است. الخمیسی در این کتاب به خوبی از سابقه ی علمی و دانشگاهی خود بهره برده و همچنین توانسته است به واسطه ی کارگردانی و فعالیت در سینما و تلویزیون، ذوق هنری خود را برای انتقال مفاهیم به کار بگیرد. حوادث کتاب کاملاً مبتنی بر واقعیت و تجربه ی زیسته ی رانندگان مصری است، تجاربی که حکایت های فراوانی از دردها و آرزوهای یک ملت را در خود دارد. کمتر از پنج سال پس از انتشار کتاب، تمام بغض ها و جوش وخروش های نهان در جامعه ی مصر خود را نمایان می سازد و در قالب جنبش هایی موسوم به بهار عربی تحولی جدید را در تاریخ معاصر این کشور رقم می زند. هریک از روایت های این کتاب را می توان نشانه ای از وقوع جنبشی این چنینی دانست. در هر روایت می توان به خوبی تب وتاب های ملتی ستم دیده را مشاهده کرد، ملتی کارد به استخوان رسیده و در آستانه ی انفجار! نویسنده با لحنی انتقادی و آمیخته با رگه هایی از طنز، به سراغ موضوعات مختلفی از حوزه ی سیاست، اقتصاد و فرهنگ می رود. نشریه ی لوموند این اثر را نشانه ای از انقلاب مصر می داند. ایندیپندنت آن را صریح، خنده دار، گاه دلهره آور و منبعی از لطایف و حکایات و البته افشاگری ها توصیف می کند و دویچه وله خالد الخمیسی را ستاره ی ادبی جدید در جهان عرب معرفی می کند.

122,000

  • محصولات قیمتدار، موجودند (توضیح)
  • زمان تحویل به پست یا پیک: فوری
  • پشتیبانی: 02166462430 و چت آنلاین
  • نمایندگی رسمی انتشارات دانشگاه تهران
  • خرید امن با پیگیری سفارش در پنل کاربری

دربست

اثر خالد الخمیسی

مشخصات محصول

نویسنده
خالد الخمیسی
ویرایش
-
مترجم
علی رضا رحمانی
صفحات
203 صفحه
انتشارات
وزن
237 گرم
شابک
تیراژ
-
قطع
سال
1400
تصویرگر
-
جلد
شومیز

گوشه ای از کتاب

واقعاً خیلی کم پیش می آید که آدم به پست چنین راننده ای بخورد. مردی بود حدوداً پنجاه ساله، خوش لباس و عطرزده، با صدایی آرام و متین، همچون راهبی بودایی یا زاهدی صحرانشین. شاید هم قدیسی بود در دیری دورافتاده. در تاکسیِ تر و تمیز او نشسته بودیم و از کنار دانشگاه قاهره رد می شدیم. از ساختمان های بدقواره ای صحبت می کردیم که مقابل دانشکده های اقتصاد و علوم سیاسی ساخته بودند. راننده: هر چیزی توی این دنیا زیباییِ خودش رو داره. باید از صمیم قلب به همه چی نگاه کنی تا ببینی چقدر زیبایی دور و برمون زیاده، اما اگه تو هم مثل بقیه ی مردم بشی و درِ قلبت رو ببندی، دیگه چجوری می خوای نورِ اطرافت رو ببینی؟ ما واقعاً توی مصر خیلی نعمت بزرگی داریم. یکی از بزرگ ترین و زیباترین کشورهای جهانه که ما داریم توش زندگی می کنیم. اون موقعی که درِ قلبت رو باز کنی، می تونی زیبایی های مصر رو ببینی. همین نیل مثلاً. همون جوری که به ما آب و غذا داده، روحمون رو هم جلا می ده. بهش که نگاه کنی قلبت پاک می شه. توی این سی سال گذشته هر روزم رو سه قسمت کردم: قسمت اولش برای رانندگی و تاکسی، قسمت دومش برای وقت گذروندن با زن و بچه، قسمت سوم هم برای ماهی گیری روی نیل. وقتی روی نیلم، چشم و قلب و روحم انگار شسته می شه. روی سطح نیل حرف های خدا رو می تونم بخونم. چهار ساعت که این جوری می گذره، اون وقت تازه حس می کنم سبک شد م. حس می کنم خدا با منه و همه جا دستم رو می گیره. دیگه از هیچی غیر از خودش نمی ترسم. اگه همه ی مردم یه زمانِ این جوری داشته باشن و دل بدن به نیل، زندگی همه مون از این رو به اون رو می شه. دیگه نه خبری از رشوه هست، نه فساد؛ چون کسی که روح و قلبش پاک بشه دیگه طرفِ خطا و خلاف نمی ره. هر روز بعد از اینکه کارم با تاکسی تموم می شه همه ش نگرانم، نگران بچه هام، نگران آینده، نگران دنیا؛ اما از ماهی گیری که برمی گردم می شم سراپا امید، امید به فردا، امید به اینکه همه چی خوب می شه و اینکه خدا هیچ وقت ما رو فراموش نمی کنه. اسم مصر توی قرآن اومده. ما هم همه بنده های خداییم. چطور می شه فراموشمون کنه؟ با صدای گرم و گیرایی که داشت، با من صحبت می کرد. صدایش شبیه صدای پدربزرگ خانواده ی عبدالرسول توی فیلم مومیایی شادی عبدالسلام بود. صدایش صدای آدمی نبود که مثل بقیه حرف می زند؛ انگار صدای خود خدا از حنجره اش خارج می شد. حرف هایش سرشار از ایمان عمیقی بود که ریشه در قلبش داشت، ایمانی واقعی و متأثر از حقایق جهان، نه صورت های ظاهری و ساختگی اش. هر وقت به آبِ نیل نگاه می کنم، یاد این مرد دوست داشتنی می افتم و همیشه به این فکر می کنم که بعد از هر ناامیدی و ترس، امید به فردا و آینده در انتظار ماست. نام این مرد را هیچ وقت فراموش نمی کنم، نامی که قبل از خداحافظی از او پرسیدم: شریف شنوده.

دیدگاه کاربران

دیدگاه شما

هنوز دیدگاهی برای این محصول ثبت نشده است. اولین نفر باشید.

CAPTCHA

با ثبت دیدگاه، موافقت خود را با قوانین انتشار دیدگاه در ایده‌بوک اعلام می‌کنید.

مشاهده قوانین ثبت دیدگاه
  1. 1 فقط درباره همین محصول و تجربه واقعی‌تان بنویسید.
  2. 2 از زبان مؤدبانه استفاده کنید؛ توهین منتشر نمی‌شود.
  3. 3 سؤال را در بخش پرسش و پاسخ بپرسید، نه در دیدگاه.
  4. 4 تبلیغات، لینک و شماره تماس درج نکنید.
  5. 5 دیدگاه پس از بررسی تیم محتوا منتشر می‌شود.
مشاهده قوانین کامل ایده بوک

پرسش خود را بپرسید

درباره این محصول سوال دارید؟
پرسش خود را ثبت کنید تا پاسخ بگیرید

مشاهده قوانین پرسش و پاسخ
  1. 1 پرسش باید مشخص و مربوط به همین محصول باشد.
  2. 2 وضعیت سفارش را از حساب کاربری پیگیری کنید.
  3. 3 قبل از پرسش، موارد مشابه را مرور کنید.
  4. 4 پاسخ ممکن است از خریداران یا ایده بوک باشد.
  5. 5 پرسش پس از بررسی محتوا منتشر می‌شود.
مشاهده قوانین کامل ایده بوک
پشتیبانی ایده‌بوک

در حال اتصال…