IdeBook.ir
مشخصات محصول
نویسنده
احسان عباسلو
ویرایش
-
مترجم
-
صفحات
234 صفحه
انتشارات
وزن
283 گرم
شابک
تیراژ
500 جلد
قطع
سال
1398
تصویرگر
-
جلد
شومیز

کتاب نیمه ی زخمی شب

قیمت قبل

نیمه زخمی شب

نویسنده احسان عباسلو
انتشارات یاد آرمیتا
موجود
رقعی
1398
قیمت بازار: 85,000
65,000

معرفی محصول

«مجتبی»، مردی جوان است که در طبقه سیزدهم از یک برج زندگی می کند. «سیما»، همسر او از دکتر «خباز»، روان پزشک، برای مجتبی وقت مشاوره گرفته است. مجتبی تمایلی به رفتن نزد دکتر ندارد اما اصرارها و تحکم سیما برای رفتن، او را مجبور می کند. آن روز آن ها سوار آسانسور می شوند، اما آسانسور در طبقه دوازدهم می ایستد و دوباره به طبقه سیزدهم باز می گردد، وقتی سیما و مجتبی به طبقه همکف می رسند، مجتبی از آقا «رحمان» که در اطلاعات برج کار می کند می پرسد که چند دقیقه قبل کسی از آسانسور استفاده کرده است. آقا رحمان پاسخ منفی می دهد، و در همان لحظه بسته کوچکی را به سیما می دهد و... .
قیمت قبل

کتاب نیمه ی زخمی شب

نیمه زخمی شب

موجود
رقعی
1398

معرفی محصول

«مجتبی»، مردی جوان است که در طبقه سیزدهم از یک برج زندگی می کند. «سیما»، همسر او از دکتر «خباز»، روان پزشک، برای مجتبی وقت مشاوره گرفته است. مجتبی تمایلی به رفتن نزد دکتر ندارد اما اصرارها و تحکم سیما برای رفتن، او را مجبور می کند. آن روز آن ها سوار آسانسور می شوند، اما آسانسور در طبقه دوازدهم می ایستد و دوباره به طبقه سیزدهم باز می گردد، وقتی سیما و مجتبی به طبقه همکف می رسند، مجتبی از آقا «رحمان» که در اطلاعات برج کار می کند می پرسد که چند دقیقه قبل کسی از آسانسور استفاده کرده است. آقا رحمان پاسخ منفی می دهد، و در همان لحظه بسته کوچکی را به سیما می دهد و... .
قیمتِ جدید در بازار: 85,000

65,000

نیمه ی زخمی شب

اثر احسان عباسلو

مشخصات محصول

نویسنده
احسان عباسلو
ویرایش
-
مترجم
-
صفحات
234 صفحه
انتشارات
وزن
283 گرم
شابک
تیراژ
500 جلد
قطع
سال
1398
تصویرگر
-
جلد
شومیز

چکیده

«مجتبی»، مردی جوان است که در طبقه سیزدهم از یک برج زندگی می کند. «سیما»، همسر او از دکتر «خباز»، روان پزشک، برای مجتبی وقت مشاوره گرفته است. مجتبی تمایلی به رفتن نزد دکتر ندارد اما اصرارها و تحکم سیما برای رفتن، او را مجبور می کند. آن روز آن ها سوار آسانسور می شوند، اما آسانسور در طبقه دوازدهم می ایستد و دوباره به طبقه سیزدهم باز می گردد، وقتی سیما و مجتبی به طبقه همکف می رسند، مجتبی از آقا «رحمان» که در اطلاعات برج کار می کند می پرسد که چند دقیقه قبل کسی از آسانسور استفاده کرده است. آقا رحمان پاسخ منفی می دهد، و در همان لحظه بسته کوچکی را به سیما می دهد و... .

دیدگاه کاربران

دیدگاه شما

هنوز دیدگاهی برای این محصول ثبت نشده است. اولین نفر باشید.

CAPTCHA

با ثبت دیدگاه، موافقت خود را با قوانین انتشار دیدگاه در ایده‌بوک اعلام می‌کنید.

مشاهده قوانین ثبت دیدگاه
  1. 1 فقط درباره همین محصول و تجربه واقعی‌تان بنویسید.
  2. 2 از زبان مؤدبانه استفاده کنید؛ توهین منتشر نمی‌شود.
  3. 3 سؤال را در بخش پرسش و پاسخ بپرسید، نه در دیدگاه.
  4. 4 تبلیغات، لینک و شماره تماس درج نکنید.
  5. 5 دیدگاه پس از بررسی تیم محتوا منتشر می‌شود.
مشاهده قوانین کامل ایده بوک

پرسش خود را بپرسید

درباره این محصول سوال دارید؟
پرسش خود را ثبت کنید تا پاسخ بگیرید

مشاهده قوانین پرسش و پاسخ
  1. 1 پرسش باید مشخص و مربوط به همین محصول باشد.
  2. 2 وضعیت سفارش را از حساب کاربری پیگیری کنید.
  3. 3 قبل از پرسش، موارد مشابه را مرور کنید.
  4. 4 پاسخ ممکن است از خریداران یا ایده بوک باشد.
  5. 5 پرسش پس از بررسی محتوا منتشر می‌شود.
مشاهده قوانین کامل ایده بوک